Archive

Archive for the ‘Objectives اهداف طرح’ Category

سیاستباز را هم بشناسیم / از اشو

December 31, 2009 Leave a comment

این هم فصل پنجم از همان کتاب/ نوش جان “ولایت مدار” سفیه و ولی خودش و خودشان

یادشان باشه  برای همریشان بی معرفت خودشان هم بفرستند تا از این خواب خریت بیرون بیایند

5. سیاستمدار

The Politician

باگوان، آیا ممکن است که یک سیاستمدار انسانی مذهبی باشد

یا که انسان مذهبی یک سیاستمدار باشد؟

مطلقاٌ غیرممکن است که یک سیاستمدار بتواند انسانی مذهبی باشد، زیرا راه های سیاست و مذهب دو جهت خلاف همدیگر هستند.

باید درک کنید که در مذهب مسئله این نیست که چیزی را به شخصیت خود اضافه کنید __ دین یک اضافه کردن نیست. اگر یک سیاستمدار باشی، می توانی یک نقاش باشی، می توانی یک شاعر باشی، می توانی یک موسیقیدان باشی؛ این ها اضافه کردن است.

سیاست و موسیقی در دو جهت مخالف نیستند؛ برعکس موسیقی می تواند کمک کند که سیاستمدار بهتری باشی. سبب آسایش می شود، می تواند کمک کند که فشار روزانه را دفع کند و نگرانی هایی را که یک سیاستمدار در طول روز دارد بزداید. ولی مذهب چیزی نیست که بتوان آن را افزود، مذهب در بعدی کاملاٌ متضاد قرار دارد. بنابراین نخستین نکته این است که انسان سیاستمدار را درک کنی و بدانی که دقیقاٌ به چه معنی است.

انسان سیاسی انسانی بیمار است، از نظر روانی بیمار است، از نظر روحی بیمار است. از نظر جسمی ممکن است کاملاٌ سالم باشد. معمولاٌ سیاستمداران از نظر بدنی خوب هستند، تمامی بار بر روی روان آنان است. می توانید این را ببینید. زمانی که یک سیاستمدار قدرت سیاسی اش را از دست می دهد شروع می کند به از دست دادن سلامت جسمی اش.

عجیب است… وقتی که در قدرت بود: وقتی که بارهای سنگین اضطراب و فشار را حمل

می کرد، جسمش کاملاٌ سالم بود. لحظه ای که قدرت برود، تمام تشویش ها نیز ازبین خواهند رفت؛ اینک آن نگرانی ها بر دوش دیگری قرار دارد. روان او از زیر بار فشارها آزاد شده است، ولی در آن خلاص شدن از فشارها، تمام مرضش بر روی بدن خواهد افتاد.

تا جایی که به فیزیولوژی مربوط می شود، سیاستمدار فقط زمانی رنج می برد که قدرت را از دست بدهد؛ وگرنه سیاستمداران عمری طولانی دارند و از نظر جسمانی در موقعیت خوبی هستند. عجیب است، ولی دلیلش این است که تمام بیماری شان توسط روانشان جذب شده و زمانی که روان تمام مرض را به خودش جذب کند، آنوقت بدن می تواند بدون بار زندگی کند. ولی اگر روان تمام مرض خود را تخلیه کند، این بیماری کجا خواهد رفت؟ پایین تر از روان شما وجود جسمی شما قرار دارد __ تمامی مرض روی بدن سقوط می کند. سیاستمدارانی که از قدرت ساقط شده باشند عمری بسیار کوتاه دارند. سیاستمدارانی که در قدرت باشند عمری طولانی دارند. این یک واقعیت شناخته شده است، ولی دلیل آن بخوبی شناخته نشده است.

بنابراین نخستین نکته ای که باید درک شود این است که انسان سیاستمدار از نظر روانی بیمار است و بیماری روانی او وقتی که زیاد شود و روان دیگر قادر به نگه داشتن آن نباشد، تبدیل به بیماری روحی خواهد شد. حالا مراقب باشید: اگر سیاستمدار در قدرت باشد آنوقت بیماری روانی او حتماٌ به وجود روحانی او سرایت خواهد کرد، زیرا که او بیماری روانی خودش را نگه داشته است تا که به سمت پایین سقوط نکند. این بیماری همان قدرت او است، پس فکر

می کند که گنجینه اش است؛ اجازه نخواهد داد که ساقط شود.

من آن را بیماری می خوانم. ولی برای او، این تمام منیت و شخصیت او است. او برای همین زنده است، هدفی دیگری برایش وجود ندارد. بنابراین وقتی که او در قدرت است به بیماری خود محکم می چسبد، ولی او چیزی در مورد حیطه ی روحانی نمی داند، بنابراین آن درها باز هستند. او نمی تواند آن درها را ببندد؛ او هیچ فکر نمی کند که چیزی بیش از ذهنش وجود دارد. وقتی که در قدرت است بیماری روانی اش، اگر زیاد باشد، پس ازگذشتن از نقطه ای مشخص، از حیطه ی روان او سرریز می شود و به حیطه ی روحانی او می رسد. اگر قدرتش ازبین رفته باشد آنگاه تمایلی به نگه داشتن آنهمه حماقت نیست. اینک او می داند که آن تمایل به قدرت چه بوده است، اینک آگاه شده که آن بیماری ارزش نگه داشتن را نداشته است.

و در هرصورت دیگر چیزی برای نگه داشتن وجود ندارد؛ قدرت از دست رفته است؛ اینک او کسی نیست.

به سبب استیصال، او رها می کند __ شاید باید بگویم که رهاکردن بصورت خودکار برایش رخ می دهد. اینک می تواند بخوابد، می تواند برای پیاده روی صبحگاهی برود. می تواند با دوستانش به غیبت کردن بپردازد، می تواند شطرنج بازی کند، هرکاری می تواند بکند.

از نظر روانی خودش را آزاد احساس می کند. آن درهایی که او بین روان و بدنش بسته نگه داشته بود شروع به باز شدن می کنند و اینک بدنش حتماٌ در رنج خواهد بود: شاید به حمله ی قلبی دچار شود، می تواند هرنوع بیماری را بگیرد؛ همه چیز ممکن است. بیماری روانی او به سمت ضعیف ترین بخش از بدنش سرازیر خواهد شد. ولی وقتی که در قدرت است این جریان به سمت بالا است، به سمت وجودش، که از آن بیخبر است.

و آن بیماری چیست؟

آن بیماری عقده ی حقارت است. هرکسی که به قدرت علاقه داشته باشد از عقده ی حقارت در رنج است؛ در عمق وجودش احساس بی ارزشی می کند و خودش را از دیگران پست تر

می داند. تو یک یهودی منوهین نیستی، ولی نیازی نیست احساس حقارت کنی زیرا هرگز تلاش نکرده ای که باشی و این ربطی به تو ندارد. یهودی منوهین هم تو نیست، پس اشکال در کجاست؟ تضاد در کجاست؟

ولی ذهن سیاستمدار از زخم حقارت در رنج است و سیاستمدار به خاریدن آن زخم ادامه

می دهد. او از نظر عقلانی یک آلبرت آینشتن نیست __ او خودش را با غول ها مقایسه

می کند __ از نظر روانی او یک زیگموند فروید نیست… اگر خودت را با غول های انسانیت مقایسه کنی حتمی است که احساس کوچکی و بی ارزشی خواهی کرد.

این احساس بی ارزشی می تواند به دو طریق برطرف شود: یکی دیانت است و دیگری سیاست.

سیاست واقعاٌ آن را برطرف نمی کند، فقط آن را می پوشاند. این همان مرد بیمار است، همان که احساس حقارت داشت و اینک بر مسند ریاست جمهوری نشسته است. ولی فقط نشستن بر روی یک صندلی، چه تفاوتی می تواند در اوضاع دورنی ایجاد کند؟

نفس انسان بسیار ظریف و بسیار لغزنده است. و سیاستمدار به سبب نفس خودش است که بیمار است. او می تواند آن زخم را با رییس جمهور شدن یا نخست وزیر شدن بپوشاند…

می تواند زخم را پوشش دهد، ولی زخم وجود دارد. می توانی تمام دنیا را فریب دهی ولی چگونه می توانی خودت را فریب دهی؟ تو آن زخم را می شناسی. زخم وجود دارد، تو فقط آن را پوشانده ای.

و اوضاع سیاستمداران چنین است: فقط چرک، زخم، حقارت و احساس بی ارزشی.

آری او بالاتر و بالاتر رفته است و در هر پله از نردبام امیدش این بوده که در پله ی بعدی آن زخم شفا یابد.

احساس حقارت تولید جاه طلبی می کند زیرا جاه طلبی فقط به معنی تلاشی است برای اثبات برتری. جاه طلبی جز تلاش برای اثبات برتری معنی دیگری ندارد. ولی تا زمانی که از احساس حقارت در رنج نباشی چرا تلاش کنی تا خودت را برتر اثبات کنی؟

تمام خانواده ی من سیاسی بودند، بجز پدرم. پس تمامشان از من سوال می کردند، ” چرا ثبت نام نمی کنی؟ چرا رای نمی دهی؟ و چرا انرژی هایت را هدر می دهی؟ اگر در زمینه سیاست کار کنی می توانی رییس جمهور کشور بشوی، می توانی نخست وزیر بشوی.”

گفتم، ” شما کاملاٌ فراموش کرده اید که با کی صحبت می کنید. من از هیچ عقده ی حقارتی رنج نمی برم پس چرا باید علاقه داشته باشم که رییس جمهور کشور بشوم؟ چرا باید زندگیم را برای رییس جمهور شدن تلف کنم؟ تقریباٌ مانند این است که من سرطان نداشته باشم و شما از من بخواهید تحت عمل جراحی برای رفع سرطان قرار بگیرم __ عجیب است. چرا باید

بی جهت جراحی بشوم؟

“این شما هستید که از عقده ی حقارت رنج می برید و آن را  روی من فرافکنی می کنید. من همینطور که هستم کاملاٌ راحت هستم. من هرکجا که باشم مطلقاٌ از جهان هستی شاکرم. امروز هر اتفاقی که بیفتد خوب است. من هرگز بیش از آن نخواسته ام و بنابراین راهی برای ناراحت کردن من وجود ندارد.”

آنان گفتند، “تو از چیزهای عجیب حرف می زنی. این عقده ی حقارت چیست و چه ربطی به سیاست دارد؟”

گفتم، “شما یک نکته ساده در روانشناسی را درک نمی کنید و حتی سیاستمداران بزرگ شما نیز قادر به درک این نکته ی ساده در روانشناسی نیستند.”

تمام این سیاستمداران برتر دنیا مردمانی بیمار هستند، بنابراین یک راه این است که به پوشاندن زخم ادامه بدهی. آری، آنان می توانند دیگران را فریب دهند. وقتی جیمی کارتر لبخند می زند شما فریب می خورید؛ ولی جیمی کارتر چگونه می تواند خودش را فریب بدهد؟

او می داند که آن لبخند فقط یک تمرین برای لب ها است. چیز دیگری در درون وجود ندارد، لبخندی در کار نیست.

مردم به بالاترین پله های نردبام می رسند ، آنوقت در می یابند که تمام زندگی شان یک اتلاف بوده. آنان رسیده اند، ولی به کجا؟ آنان به مکانی که برایش اینهمه جنگیده اند رسیده اند _ واین یک جنگ کوچک نبوده است، با چنگ و دندان بوده است __ با ازبین بردن مردمانی بسیار، با استفاده از بسیاری مردم به عنوان ابزار و با قدم گذاشتن بر روی سرهای دیگران به آنجا رسیده اند.

تو به بالاترین پله از نردیام رسیده ای، ولی چه به دست آورده ای؟ فقط تمامی عمرت را هدر داده ای. اینک حتی قبول این نکته نیز به شهامتی عظیم نیاز دارد. بهتر است که به لبخند زدن ادامه دهی و خودت را در توهم نگه داری: دست کم دیگران می پندارند که تو شخص بزرگی هستی.

تو خودت می دانی که کیستی. تو دقیقاٌ همانی هستی که بودی __ شاید بدتر، زیرا تمام این مبارزه، تمام این خشونت تو را بدتر ساخته است.

تو تمام انسانیت خود را از کف داده ای. دیگر موجودی انسانی نیستی.

روح انسانی تو چنان از تو دور است که گرجیف Gurdjieffعادت داشت بگوید که هر کسی دارای روح نیست! به یک دلیل ساده…. نه اینکه از نظر لغوی درست باشد، ولی او عادت داشت بگوید، “هر کسی صاحب روح نیست، تنها تعداد اندکی از مردم که وجود خویش را کشف کرده اند، آنان روح دارند. دیگران فقط در توهم زندگی می کنند، چونکه کتاب های مذهبی چنین گفته اند و تمام مذاهب موعظه می کنند که شما با یک روح زاده می شوید.”

گرجیف بسیار شدید برخورد می کرد. او گفته بود، “تمامش بی معنی است. شما با یک روح به دنیا نمی آیید. شما باید روح را کسب کنید، باید لیاقتش را داشته باشید.” و من می توانم درک کنم که منظورش چه بوده، باوجودی که من نمی گویم که شما بدون روح زاده شده اید.

شما با روح به دنیا آمده اید ولی آن روح فقط یک توان و بالقوگی است و هرچه که گرجیف

می گوید دقیقاٌ همان است. شما باید آن بالقوگی را به فعل درآورید. باید آن را کسب کنید. باید شایستگی  داشتن آن را داشته باشید.

سیاستمدار زمانی این را درک می کند که تمام عمرش از کف رفته است. اینک او یا باید اعتراف کند… که بسیار احمقانه است زیرا او اعتراف می کند که تمام زندگیش زندگی یک ابله بوده است.

زخم ها با پوشاندن شفا نمی یابند.

دین یک شفاست.

واژه ی مراقبه meditation و دارو  medicine از یک ریشه اند. درمان برای بدن است؛ آنچه که دارو برای بدن می کند؛ مراقبه برای روح انجام می دهد.

مراقبه یک درمان است یک علاج است.

از من می پرسی که آیا یک سیاستمدار می تواند مذهبی باشد؟ اگر یک سیاستمدار باقی بماند غیرممکن است. آری، اگر سیاست را رها کند، آنگاه دیگر یک سیاستمدار نیست __ می تواند انسانی مذهبی شود. پس من تقسیم نمی کنم… من مانع نمی شوم که سیاستمدار یک انسان مذهبی شود. چیزی که می گویم این است: به عنوان یک سیاستمدار او نمی تواند مذهبی باشد زیرا این ها دو بعد متفاوت هستند.

تو یا زخمت را می پوشانی یا آن را درمان می کنی. نمی توانی هردو را باهم انجام دهی.

و برای درمانش باید آن را از پوشش درآوری __ نه اینکه آن را پنهان کنی. زخم را نپوشان، آن را بشناس، عمیقاٌ واردش شو، دردش را بکش….

آنچه مورد نیاز است اکتشاف تمامی وجودت است _ بدون تعصب، بدون سرزنشگری؛ زیرا چیزهای بسیاری خواهی یافت که به تو گفته شده که بد و شیطانی هستند. پس عقب نشینی نکن، بگذار باشند. فقط کافی است که آنها را محکوم نکنی.

تو به یک اکتشاف دست زده ای. فقط توجه کن که چیزی آنجا هست، توجه کن و ادامه بده. آن را محکوم نکن، به آن برچسب نزن. هیچ تعصبی را له یا علیه آن وارد نکن، زیرا این همان چیزی است که تو را از اکتشاف کردن بازمی دارد: دنیای درونت بی درنگ بسته می شود، منقبض می شوی: “چیزی اهریمنی؟” __ به درون می روی و چیزی می بینی و می ترسی که آن چیز اهریمنی باشد: طمع، شهوت، خشم، حسادت… “خدای من! تمام این چیزها در من؟ __ بهتر است وارد نشوم.”

برای همین است که میلیون ها انسان وارد درون نمی شوند. آنان فقط روی پله های بیرون خانه می نشینند. آنان تمام عمر را روی ایوان بیرونی زندگی می کنند. و آن خانه اتاق های بسیار دارد، یک قصر است. اگر وارد شوی با خیلی چیزها برخورد می کنی که دیگران به تو گفته اند خطا است. تو نمی دانی، فقط می گویی، “من انسانی جاهل هستم من نمی دانم شما در اینجا کیستید. من فقط آمده ام برای اکتشاف، برای یک نقشه برداری.” و یک نقشه بردار نیازی ندارد که بداند چه چیز خوب است و چه چیز بد، او فقط به نگاه کردن و تماشاکردن و

مشاهده گری ادامه می دهد.

و آنگاه با غریب ترین تجربه ها متعجب می شوی: که آن چیزی که تاکنون آن را عشق

می خواندی، درست درپشت آن، نفرت قرار دارد… فقط توجه کن.

آنچه را که تاکنون تواضع می خواندی، درست در پشت آن، نفس تو پنهان است. فقط توجه کن.

اگر کسی از من بپرسد که ” آیا شما انسان متواضعی هستید؟” نمی توانم بگویم ” هستم”، زیرا می دانم که تواضع فقط همان نفس است که روی سرش ایستاده است. من یک نفس پرست نیستم، چگونه می توانم متواضع باشم؟ آیا مرا درک می کنید؟ غیرممکن است که انسان بدون نفس بتواند متواضع باشد. و زمانی که ببینی هردو باهم هستند، غریب ترین چیز رخ می دهد، همانطور که برایتان گفتم.

لحظه ای که ببینی که هم عشق داری و هم نفرت، و تواضع و نفس یکی هستند، همه بخار و نیست می شوند.

نیازی نیست که هیچ کاری انجام دهی. تو راز این ها را دیده ای. آن راز به آنها کمک

می کرد تا در تو باقی بمانند. اینک تو آن راز را شناخته ای و اینک مکانی برای آنها برای پنهان شدن وجود ندارد. اجتماعات در درون تو پژمرده می شوند، جمعیت ها در درونت پراکنده می شوند. و آن روز دور نیست که تو را تنها بگذارند و هیچکس در درونت نباشد: خالی بودن را در اختیار داری. و ناگهان شفا یافته ای.

ابداٌ مقایسه نکن __ زیرا تو، تو هستی و دیگری، دیگری است. چرا من باید خودم را با یهودی منوهین یا با پیکاسو مقایسه کنم؟ من ابداٌ فایده ی این را نمی دانم. آنان کارهای خودشان را

می کنند و من کار خودم را. آنان از کارهای خودشان لذت می برند… شاید __ زیرا من در مورد آنان نمی توانم یقین داشته باشم. ولی در مورد خودم یقین دارم که از هرآنچه که می کنم یا نمی کنم لذت می برم….

من فقط می توانم در مورد خودم مطمئن باشم.

من می دانم که اگرشما به اکتشاف دنیای درون ادامه دهید، بدون سرزنشگری، بدون تحسین کردن، بدون هیچگونه فکری؛ فقط با مشاهده ی واقعیت ها __ آنها شروع به ناپدید شدن

می کنند.

روزی خواهد آمد که تو را ترک خواهند کرد؛ تمامی آن جمعیت پراکنده شده و می رود و در آن لحظه برای نخستین بار احساس خواهی کرد که شفای روانی یعنی چه.

و از شفای روانی دری برای شفای روحانی باز می شود. نیازی نیست که تو آن در را باز کنی، به خودی خود باز می شود. فقط کافی است که به مرکز روان دست بیابی و آن در بازخواهد شد. آن در منتظر تو بوده است __ شاید برای زندگانی های متوالی. وقتی که تو بیایی، آن در بلافاصله باز می شود و از آن در، تو نه تنها خودت را می بینی، بلکه تمام جهان هستی را می بینی، تمامی ستارگان و تمام کائنات را می بینی.

بنابراین من می توانم مطلقاٌ بگویم که هیچ سیاستمداری نمی تواند مذهبی باشد تا زمانی که سیاست را دور نیندازد. آنگاه دیگر یک سیاستمدار نیست و چیزی که می گویم شامل او

نمی شود.

همچنین پرسیده ای که آیا یک انسان مذهبی می تواند یک سیاستمدار شود؟ این حتی

غیرممکن تر از اولی است زیرا ابداٌ دلیلی وجود ندارد که او سیاستمدار شود. اگر انگیزه ی

جاه طلبی عقده حقارت باشد، آنوقت چگونه یک انسان مذهبی می تواند سیاستمدار باشد؟

هیچ انگیزه ای وجود ندارد. ولی در گذشته گاهگاهی اتفاق افتاده و شاید هم در آینده رخ بدهد. پس بگذارید برایتان بگویم.

در گذشته این امکان بود، زیرا در دنیا نظام سلطنتی موروثی حاکم بود. گاهگاهی، پسر پادشاه شاید یک شاعر بود. برای یک شاعر رییس جمهور آمریکا شدن بسیار دشوار است: چه کسی به حرفش گوش می دهد؟ مردم فکر می کنند که او دیوانه است و او همچون یک هیپی به نظر می رسد. او حتی نمی تواند خودش را اصلاح کند چه رسد به اصلاح تمام دنیا؟!

ولی درگذشته به سبب وجود نظام های سلطنتی این ممکن بود. آخرین امپراطور هند که انگلیسی ها کشور را از او گرفتند، یک شاعر بود __ برای همین بود که انگلیسی ها توانستند سرزمین را از او بگیرند. نامش بهادرشاه ظفر بود، یکی از بزرگترین شاعران اردو زبان. برای یک شاعر امپراطور شدن ممکن نیست؛ این فقط یک تصادف بود که او فرزند یک امپراطور زاده شده بود.

بنابراین در نظام کهن سلطنتی ممکن بود که در غرب، مردی چون مارکوس اورلیوسMarcus Aurelius امپراطور روم ظاهر شود. او مردی با دیانت بود، ولی این فقط تصادفی بود. مارکوس اورلیوس امروزه نمی تواند رییس جمهور یا نخست وزیر شود زیرا او نمی رود و تقاضای رای کند؛ او گدایی نمی کند __ برای چه؟

در هندوستان این چند بار اتفاق افتاد. آشوکا، یکی از بزرگترین امپراطوران هند، مردی مذهبی بود. بنابراین در گذشته این ممکن بود و آن هم به سبب نظام سلطنتی. ولی در نظام سلطنتی، ابلهان نیز شاه می شوند، مردان دیوانه نیز شاه می شوند، همه چیز ممکن است. بنابراین من از نظام سلطنتی دفاع نمی کنم فقط می گویم که در چنین نظامی، بر حسب تصادف این امکان وجود داشت که انسانی مذهبی یک امپراطور شود.

در آینده، نظام دموکراسی زیاد نخواهد پایید زیرا سیاستمدار در برابر دانشمند فردی جاهل است، او پیشاپیش در خدمت دانشمند است.

آینده به دانشمند تعلق دارد نه به سیاستمدار.

این یعنی که ما باید واژه ی مردم سالاری را تغییر دهیم. من واژه ای برای آن دارم “شایسته سالاری”meritocracy . عامل تعیین کننده شایستگی است. نه اینکه بتوانی با انواع تبلیغات و وعده ها و امیدها رای جمع آوری کنی. در دنیای علم، این لیاقت و کارآمدی تو است که قدرت واقعی و تعیین کننده خواهد بود. و زمانی که دولت به دست دانشمندان بیفتد همه چیز ممکن خواهد بود زیرا من علم را مذهب عینی objective religion و دین را علم ذهنیsubjective science می خوانم.

زمانی که قدرت به دست دانشمندان بیفتد نقشه ی دنیا متفاوت خواهد بود، زیرا چه جنگی بین دانشمندان روسیه و دانشمندان آمریکا وجود دارد؟ آنان هردو بر روی پروژه های یکسان کار می کنند، اگر باهم کار کنند بسیار سریع تر به نتیجه می رسند. این حماقت تمام است که در سراسر دنیا آزمایشات یکسان در هر ملتی تکرار می شود؛ باورنکردنی است. تمام این مردم باهم می توانند معجزاتی صورت بدهند. وقتی که جداجدا کار کنند گران تر تمام خواهد شد.

برای مثال، اگر آلبرت آینشتن از آلمان فرار نکرده بود آنوقت برنده ی جنگ جهانی دوم که بود؟ آیا فکر می کنید که آمریکا و انگلیس و روسیه برنده ی جنگ می شدند؟ نه. فرار یک مرد تنها از آلمان، تاریخ را شکل داد. تمام این نام های قلابی: روزولت، چرچیل، استالین، هیتلر __ همه بی معنی هستند. تمام کار را آن مرد انجام داد زیرا که بمب اتم را ساخت. او نامه ای به روزولت نوشت: “بمب اتم نزد من آماده است و تا شما آن را به کار نبرید راهی برای توقف جنگ نیست.”

او در تمام عمر از این عمل پشیمان بود، ولی این داستانی دیگری است. او می توانست فقط

به یک آدرس دیگر نامه بدهد __ بجای روزولت به آدلف هیتلر __ و تمام تاریخ طور دیگری رقم می خورد، کاملاٌ متفاوت.

آینده در دستان دانشمندان خواهد بود. چندان دور نیست. اینک سلاح های اتمی وجود دارند، سیاستمداران نمی توانند در راس باقی بمانند. آنان هیچ چیز در این مورد نمی دانند، حتی الفبای آن را نمی دانند.

دیر یا زود دنیا در دست کسانی خواهد بود که شایستگی دارند. نخست به دست دانشمندان خواهد افتاد. این را می توانید تقریباٌ همچون یک پیشگویی تلقی کنید که دنیا به دست دانشمندان اداره خواهد شد. و آنگاه ابعاد تازه ی گشوده خواهند شد. دیر یا زود دانشمند از حکیم و عارف دعوت خواهد کرد، زیرا خودش به تنهایی قادر به اداره نیست.

دانشمند نمی تواند به تنهایی از عهده برآید. او می تواند از عهده ی همه چیز برآید ولی

نمی تواند از عهده ی خودش برآید. آلبرت آینشتن می تواند در مورد تمام ستارگان کائنات همه چیز بداند ولی چیزی در مورد مرکز وجود خودش نمی داند.

آینده چنین خواهد بود: از سیاستمدار به دانشمند و از دانشمند به انسان با دیانت __ ولی آن دنیایی کاملآٌ متفاوت خواهد بود.

مردمان مذهبی نمی توانند بروند و درخواست کنند؛ این شما هستید که باید از آنان درخواست کنید. باید از ایشان خواهش کنید. و اگر آنان احساس کنند که درخواست شما صادقانه است و نیازش وجود دارد، شاید آنان در دنیا عمل کنند. ولی به یاد داشته باشید که این دیگر سیاست نخواهد بود.

پس بگذارید تکرار کنم: سیاستمدار اگر سیاست را رها کند می تواند انسانی مذهبی شود؛ وگرنه غیرممکن است.

انسان مذهبی می تواند بخشی از سیاست شود، اگر سیاست تمام ویژگی هایش را تغییر دهد؛ وگرنه برای انسان مذهبی غیرممکن است که در سیاست باشد. او نمی تواند یک سیاستمدار باشد.

ولی طوری که امور حرکت می کنند مطلقاٌ یقین است که دنیا نخست به دست دانشمندان خواهد افتاد و بعد از آن از دست دانشمندان به عرفا خواهد رسید. و تنها در دست عارفان است که شما خود می توانید در امان باشید.

دنیا می تواند یک بهشت واقعی شود.

درواقع، بهشتی وجود ندارد مگر اینکه ما خودمان یکی در اینجا بسازیم.

انجیل راجنیش: جلد دوم، فصل 15 (خلاصه)

The Rajneesh Bible, Vol.II

The Priest = by Osho /جنس آخوند را بهتر بشناسیم

December 31, 2009 2 comments

متن زیر فصل ششم از کتاب “مافیای روح – = کشیشان و سیاستمدارن” است / کشیش را آخوند هم میشه ترجمه کرد

نوش جان “ولایت مدار” و سایر عقب ماندگان ذهنی مثل خودش!

لطفاٌ اگر حال کردی به هم ریش و هم عقیده ی خودت هم بده بخواند تا بهتر بشناسه که خر کی شده!

برای خود “آغا” هم بفرستید تا تفریح کند بیچاره ی مفلس ترسو!

6. آخوند

The Priest

یک داستان باستانی: یک شیطان جوان دوان دوان نزد اربابش می آید. با لرزش و هیجان

به شیطان پیر می گوید، “باید فورا کاری انجام شود، زیرا روی زمین یک مرد حقیقت را یافته است! و وقتی مردم حقیقت را بدانند، چه بر سر شغل ما می آید؟”

پیرمرد خندید و گفت، “بنشین و استراحت کن و نگران نباش. ما مراقب همه چیز هستیم. مردم ما به آنجا رسیده اند.”

ولی او گفت، “من الان از آنجا می آیم ولی حتی یک شیطان هم در آنجا ندیدم.”

پیرمرد گفت، “آخوندها مردم من هستند. آنان مردی را که حقیقت را یافته احاطه کرده اند. اینک آنان واسطه بین آن مرد و توده ها هستند. آنان معابدی برپا خواهند کرد، متون مقدسی خواهند نوشت؛ آنان همه چیز را تفسیر و منحرف خواهند کرد. آنان از مردم خواهند خواست که پرستش و نیایش کنند. و در تمام این جنجال ها، حقیقت گم خواهد شد. این روش قدیم من است که همیشه موفق بوده است.”

آخوندهایی که نماینده ی دین هستند دوستان دین نیستند. بزرگترین دشمنان آن هستند، زیرا دین نیازی به واسطه ندارد: بین تو و جهان هستی یک ارتباط مستقیم و بی واسطه وجود دارد. تنها چیزی که نیاز است بیاموزی این است که زبان جهان هستی را یاد بگیری. زبان انسان را

می دانی ولی این زبان جهان هستی نیست.

جهان هستی فقط یک زبان می داند: و آن سکوت است.

اگر تو نیز بتوانی ساکت باشی قادر به درک حقیقت خواهی بود، خواهی توانست معنی زندگی و اهمیت هرآنچه را که هست درک کنی. و هیچکس وجود ندارد که بتواند حقیقت را برایت تفسیر کند. هرکسی باید حقیقت را برای خودش بیابد. هیچکس نمی تواند این کار را از طرف تو انجام دهد. ولی این کاری است که آخوند ها در طول قرن ها انجام داده اند. آنان همچون یک دیوار چین بین تو و جهان هستی ایستاده اند.

اگر مردم شروع کنند به نزدیک شدن به واقعیت، بدون اینکه کسی آنان را رهبری کند، بدون اینکه کسی به آنان بگوید چه چیز خوب است و چه چیز بد، بدون اینکه کسی به آنان نقشه ای بدهد که از آن پیروی کنند، میلیون ها انسان قادر خواهند بود تا جهان هستی را درک کنند __ زیرا حتی تپش قلب ما نیز همان تپش قلب کائنات است، زندگی ما نیز بخشی از حیات فراگیر در هستی است.

ما غریبه نیستم، از مکانی دیگر نیامده ایم؛ ما در درون جهان هستی رشد می کنیم. ما بخشی از آن هستیم، یک بخش اساسی از آن __ فقط باید به قدر کافی ساکت باشیم تا بتوانیم چیزی را که نمی توان با واژه ادا کرد بشنویم: موسیقی هستی را، سرور عظیم آن را، ضیافت مدام جهان هستی را.

زمانی که این ها شروع کردند به نفوذ در قلب ما، تحول رخ خواهد داد. و این تنها راهی است که انسان مذهبی می شود __ نه با رفتن به کلیساها که ساخته بشر هستند، نه با خواندن متون مذهبی که محصول بشر هستند.

ولی کشیشان وانمود کرده اند که متون مقدس آنان توسط خداوند نوشته شده است. فقط خود همین مفهوم ابلهانه است. فقط به آن متون مقدس نگاه کنید: هیچ امضایی از خداوند در آنها نخواهید یافت.

هر کتاب مقدس شواهد حقیقی به دست می دهد که توسط انسان نگاشته شده و آن هم انسان های احمق، انسان های ابتدایی.

متون مقدس نگارش انسان هستند، تندیس های خداوند ساخت بشر هستند، معابد و کلیساها ساخت بشر هستند، ولی هزاران سال شرطی شدگی به آن ها نوعی قداست و حرمت بخشیده است. و هیچ چیز مقدس و ربانی در آن ها نیست.

آخوند بیش از هر کس دیگر انسان را فریب داده است. این بدترین شغل در دنیاست __ حتی بدتر از حرفه ی روسپیان. دست کم روسپی در عوض چیزی به شما می دهد؛ آخوند فقط هوای داغ می دهد. او چیزی ندارد که به شما بدهد.

و تمامش این نیست: هرگاه فردی به حقیقت دست یافته این آخوندها برعلیه او بوده اند. واضح است که باید هم باشند، زیرا اگر حقیقت او توسط مردم دریافت شود، میلیون ها کشیش در دنیا بیکار خواهند شد. و اشتغال آنان مطلقاٌ غیرمولد است. آنان انگل هستند و به مکیدن خون

انسان ها ادامه می دهند. از لحظه ای که نوزاد متولد می شود، تا زمانی که وارد گور

می شود، آخوند به یافتن راه هایی برای بهره کشی از او ادامه می دهد.

تا زمانی که دین از دست آخوندها آزاد نشود، دنیا فقط با شبه مذاهب به سر خواهد برد و هرگز دنیایی با دیانت نخواهد شد.

و یک دنیای با دیانت نمی تواند مصیبت زده باشد؛ دنیای با دیانت باید پیوسته سرشار از جشن و خوشی باشد.

انسان با دیانت چیزی جز شعف خالص نیست. قلبش سرشار از ترانه است. تمام وجودش آماده است تا هرلحظه به رقص درآید.

ولی آخوند جست و جوی حقیقت را از انسان گرفته است: او می گوید نیازی به جست و جو نیست؛ پیشاپیش یافته شده و شما فقط باید ایمان بیاورید.

آخوند مردم را رنجور ساخته است، زیرا تمامی خوشی های زندگی را محکوم می کند. او برای اینکه بتواند لذات دنیای دیگر را تحسین کند تمام لذات این دنیا را محکوم می کند.

دنیای دیگر افسانه ی اوست. و او می خواهد که انسان ها واقعیت را فدای مفهوم افسانه ای او کنند __ و مردم چنین کرده اند.

آخوندها دشمن هرکسی هستند که عاشق حقیقت باشد، هر کسی که در جست و جوی حقیقت باشد و یا آن را یافته باشد.

هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک باشی، آخوند با تو دشمن تر است. تو مشتریانش را پراکنده

و در کسب و کارش اختلال می کنی. برای او دین یک کسب و کار است.

آخوندها در مجادله بسیار کارآمد هستند. آنان استدلال هایشان را پالایش کرده اند. آنان کار دیگری جز این ندارند. فقط مباحثه می کنند.

آنان می توانند حواس تو را پرت کنند می توانند تو را گمراه کنند. تو حقیقت را نمی شناسی، آنان نیز حقیقت را نمی شناسند، ولی آنان مباحثه کردن و سفسطه بازی را می دانند. آنان

می توانند ذهن های شما را به هرچیزی که بخواهند متقاعد کنند. تمام کشیشان به طبقه ی سفسطه گران تعلق دارند.

یک سفسطه باز یک روسپی است. مباحثات هیچ چیز را اثبات نمی کند. یک استدلال بهتر،

و آنان را می توان شکست داد.

اگر آن تجربه را نداشته باشی وارد بحث و استدلال و سفسطه شدن خطرناک است، زیرا ذهن تو، بدون آن تجربه، می تواند بخاطر استدلالی که درست نیست متقاعد شود.

نخست تجربه را کسب کن __ آنگاه نیازی نیست که از استدلال بترسی، زیرا هیچ بحثی قادر نیست تجربه ی تو را نابود کند. تجربه ی تو کیفیتی دارد که خودش بدیهی و آشکار است.

آخوندها وانمود می کنند که بسیار فروتن هستند، ولی آنان بسیار کینه توز و انتقام گیر هستند. و می توانی این را در سراسر دنیا ببینی: آخوندها فقط یک کار کرده اند: جنگ افروزی

کرده اند __ جنگ های مذهبی __ آنان این را جهاد یا جنگ صلیبی می خوانند. آنان بیش از هرکس دیگر آدم کشته اند، به نام دین، به نام عشق، به نام حقیقت.

تواضع آنان نفاق است. انتقام گیری آنان به خوبی شناخته شده است.

آنان هزاران سال است که اتحاد انسان ها را نابود کرده اند. تمامی بشریت یکی است، ولی آخوندها نمی گذارند این اتحاد صورت بگیرد، زیرا اگر تمام بشریت یکی شود، اگر این

صفت ها دور انداخته شوند __ که یکی مسیحی است و دیگری یهودی و دیگری هندو یا محمدی __ آنوقت آخوندها ورشکست می شوند. آنان حرفه ای پردرآمد دارند __ و هیچ کاری نمی کنند، بجز ایجاد دردسر و اغتشاش میان مذاهب مختلف.

حتی با آنان تماس هم نداشته باشید! حتی با  تماس باایشان شما آلوده می شوید. آنان زشت ترین و کثیف ترین حرفه را در روی زمین دارند.

تمام ناجیان قید و بندهای مختلفی برای انسان خلق کرده اند. درواقع هیچکس نمی تواند دیگری را نجات بدهد. فرد می تواند خودش را نجات دهد، ولی تظاهر به اینکه “من ناجی هستم، فقط به من باور بیاورید ومن شما را نجات خواهم داد؛ من منجی هستم، تنها ناجی واقعی” تولید اسارت می کند.

این اسارت ها روحی و روانی هستند؛ برای همین است که آن ها را نمی بینید. وگرنه منظورت چیست وقتی که می گویی، “من یک مسیحی هستم”، یا “من یک هندو هستم”،

یا ” من یک بودایی هستم” ؟ این یعنی که “من باور دارم که گوتام بودا ناجی من خواهد بود”؛ که “من فقط منتظرم که عیسی مسیح بیاید و مرا نجات دهد.”

اینگونه، از تلاش برای متحول کردن خودت دست برداشته ای __ و این  تنها راهی است برای هرگونه تحول. تمام این ناجیان فقط برای مردم اسارت آفریده اند. و کشیشان به نمایندگی از سوی آن ناجیان مرده ادامه می دهند.

این آخوندها خودشان نیز در اسارت هستند، ولی دست کم این اسارت برایشان سودآور است. دیگران که در اسارت هستند فقط وقتشان را در انتظار هدر می دهند. تمام انتظارها نشستن در انتظار گودوGodot  است که هرگز نمی آید.

هر مذهبی شرافت انسان را نابود می کند و او را یک گناهکار می خواند. بجای اینکه به انسان شرافت ببخشد و او را زیبا تر و درستکارتر سازد و از انسان یک خدا بر روی زمین بسازد آنان تمام بشریت را جمعیتی از گناهکاران ساخته اند. و آنچه شما نیاز دارید بکنید این است: “ای گناهکاران! به زانو در آیید.”

آنان این را پرستش می خوانند و این را نیایش می دانند. این چیزی جز خودکشی نیست. این یعنی ازبین بردن خود و نابودکردن حرمت انسانی و شرافت خویش.

شما والاترین تجلی تکامل در جهان هستید. جهان هستی به شما امید بسته و رویایش این است که شما به مراحل بسیار والاتری از معرفت برسید. رویای جهان هستی در درون شما این است که شما انسان برترsuperman  شوید. ولی این آخوندها فقط گناهکاربرتر درست

کرده اند.

چه نیازی به این همه کلیسا و معبد و کنیسا هست؟ آیا تمام این دنیا، تمام کائنات، یک معبد زیبا نیست؟ آسمان پرستاره در شب، روز پر از درخشش خورشید، پرندگانی که آواز می خوانند، گل های شکوفا __ چه زیبایی برتر از این می توانید خلق کنید؟

این گستره ی جهان هستی آزادی شما است. با محدود شدن توسط ایدئولوژی های کاذب در درون یک کلیسا شما  چیزی جز یک زندانی نیستید. تمام این کائنات پرستشگاه خداوند است. و هرآنچه که زنده است چیزی جز الوهیت نیست.

همه چیز مقدس است، هیچ چیز نامقدس profane وجود ندارد.

دوگانگی توسط آخوندها ایجاد شده است. و دوگانگی بین مقدس و نامقدس، در درون شما تولید دوگانگی کرده است __ دوگانگی بین بدن و روح. این تولید یک بشریت اسکیزوفرنی کرده است __ همه دچار شکاف شخصیتی هستند.

تا زمانی که یگانه نشوی، یک هماهنگی و همخوانی عمیق، هرگز موسیقی آسمانی را نخواهی شنید __ که تنها گواه است که این دنیا بد نیست، که دنیا زنده است: نه تنها زنده است، بلکه هشیار است: نه تنها هشیار است، بلکه پیوسته خلاق است.

مسیحیان می گویند که خدا دنیا را در شش روز آفرید و در روز هفتم، یکشنبه، استراحت کرد _ و هنوز هم در حال استراحت است. دوشنبه ی او هنوز فرا نرسیده است!

این دنیا، این کائنات وسیع که بی پایان است، یک روند دایم از خلاقیت است. هنوز هم در حال آفریده شدن است. چه کسی می گوید که آفرینش در شش روز کامل شد؟ و چرا باید در شش روز کامل شود؟ هیچ چیز به نظر کامل نمی آید. همه چیز در حال رشد است: هوشمندی انسان در حال رشد است؛ معرفت انسان در حال رشد است.

در آن شش روز خداوند زرتشت را نیافرید، گوتام بودا را نیافرید و عیسی مسیح را نیافرید. اینان گام های والاتر تکامل هستند.

شما فقط یک پل هستید.

شما یک موجود being  نیستید بلکه فقط یک شدن becoming  هستید.

این بسیار منطقی و اصالتاٌ درست است که انسان یک شدن است.

هرچیز که کامل شود می میرد، زیرا دیگر هیچ امکان رشدی ندارد. خودش را به مصرف رسانده است و تماماٌ مصرف شده است.

زندگی باید یک شدن باقی بماند، نه یک وجود. باید به پیشرفت ادامه دهد، باید آسمان ها را یکی پس از دیگری درنوردد و از یک قله به سوی قله ی بعدی حرکت کند.

اگر خدا خالق دنیا بود آنوقت چرا اینهمه مصیبت وجود دارد؟ آنوقت چرا مردم از گرسنگی می میرند؟ آیا خداوند دنیایی را که خلق کرده از یاد برده است؟ اگر خدا کائنات را خلق کرده باشد، آنوقت مسئول آن است: مسئول تمام گناهکاران، مسئول تمام جنایتکاران __ زیرا تخم گناه و تخم جنایت را او آفریده است. وگرنه این ها از کجا آمده اند؟ __ او تنها آفریننده است.

اگر مردی فرد دیگری را به قتل برساند، چه کسی خواهش کشتن را خلق کرده؟ اگر مردی   تجاوز کند، چه کسی تمایل به تجاوز را خلق کرده؟ آنوقت چه کسی مسئول سلاح های اتمی است؟ چه کسی مسئول آدلف هیتلر و جنگ جهانی دوم است؟ چه کسی مسئول مرگ پنجاه میلیون انسان در جنگ جهانی دوم است؟ و اگر جنگ جهانی سوم روی دهد و تمام زندگی در این سیاره ی زیبا نابود شود، چه کسی مسئول آن است؟

خدا باید مسئولیتش را قبول کند. اگر او خالق است، آنوقت باید نابود کننده هم باشد، این یک استنتاج روشن است.

و هنوز هم ابلهان خدا را پرستش می کنند _ آنان واقعاٌ بی باک هستند! در پرستش آنان

بی باکی زیادی وجود دارد: پرستیدن خدایی که مخلوقات خودش، آدم و حوا، را از عاقل شدن و دستیابی به زندگی جاودان باز می دارد. هنوز هم کشیشان به پرستیدن او ادامه می دهند و مردم نیز کورکورانه از کشیشان پیروی می کنند.

به نام خدا بیشترین تعداد مردمان کشته شده اند تا هر نام دیگر. خدایی عجیب، خالقی عجیب؛ نمایندگانی عجیب که تمام کارشان کشتن انسان ها و نابود کردن انسان است!

عجیب اند این کشیشان به اصطلاح مذهبی که تمام آموزش هایشان ترک دنیا است __ و خدا خالق این دنیا است. آیا نمی توانید این تضاد را ببینید؟ اگر خدا خالق این جهان باشد، آنگاه ترک دنیا یعنی ترک خدا.

جورج گرجیفGeorge Gurdjieff  عادت داشت بگوید که تمام مذاهب با خدا مخالف هستند. زیرا تمام آموزش آنان این است که “دنیا را ترک کنید.” خدای بیچاره دنیا را در شش روز خلق کرده و چنان خسته شده که دوشنبه ی او هنوز فرا نرسیده است! از آن زمان تاکنون جایی پیدایش نشده است. شاید خودش را کاملاٌ مصرف و تمام کرده باشد: روز یکشنبه به خواب رفته و دوباره بیدار نشده است! و آنوقت این آخوندها به این آموزش ادامه می دهند که: دنیا را ترک کنید. ترک دنیا یعنی ترک خدا، زیرا این دنیا مخلوق او است.

این مردم خودشان نجات یافته به نظر نمی آیند. فقط نگاهی به پیروان این به اصلاح مذاهب بیندازید: به دیدن راهبان جین بروید! چشمانشان نشانی از هوشمندی ندارد و چهره هایشان از نور و شکوه نمی درخشد. آنان خودشان را شکنجه می دهند: طریقت آنان این است. و اگر خودت را شکنجه بدهی، نمی توانی گلی زیبا باشی.

و تمام مذاهب…. نگاهی به پاپ بیندازید: آیا فکر می کنید که او چیزی از الوهیت دارد،

هاله ای از الوهیت دارد؟ پاپ قبل از او یک همجنس باز بود. آیا همجنسبازی الهی است؟ شاید! زیرا تثلیث مسیحیت نیز به نظر گروهی از مردان هستند: خدای پدر، خدای پسر و یک موجود عجیب به نام روح القدس __ حتی یک زن نیز میانشان نیست!

پاپ ها در طول تاریخ هزاران زن را به جرم جادوگر بودن، زنده به آتش کشیده اند. و معیارشان برای اینکه چه زنی جادوگر است چه بوده؟ امروزه دیگر خبری از زن جادوگر نیست __ آنان ناگهان ظاهر شدند و ناگهان ناپدید شدند! __ معیاری در کار نبود: هر مردی می توانست به پاپ گزارش بدهد.

پاپ یک دادگاه ویژه تعیین کرده بود: فقط یک حدس و گمان که فلان زن به نظر جادوگر

می آید کافی بود. هر مردی برای این کار شایسته بود. هیچ دلیلی درخواست نمی شد. آن زن را بلافاصله دستگیر می کردند و برای روزهای متوالی تحت شدیدترین شکنجه ها قرار

می دادند. آنان برای شکنجه دادن ماشین هایی اختراع کرده بودند.

و در نهایت، چون تنها راه خلاص شدن از شکنجه اعتراف بود، آن زن باید اعتراف می کرد که جادوگر است. اعتراف او تنها معیار بود! و اگر هرکسی را به قدر کافی شکنجه بدهی و راهی جز اعتراف نباشد، می توانی از هرکسی هر اعترافی را بگیری. و آن دادگاه ویژه به او دیکته می کرد که چه باید بگوید: که او جادوگر است و با شیطان رابطه ی جنسی داشته است.

شیطان وجود ندارد، ولی آن زن باید در دادگاه این را می گفت، وگرنه شکنجه ها دوباره شروع می شد. و زمانی که او در دادگاه اعتراف می کرد که جادوگر است و با شیطان همخوابگی کرده، آنوقت دادگاه راضی می شد. هیچ نیازی به هیچ گواه دیگر نبود.

رای دادگاه ساده بود: زن باید در وسط شهر زنده زنده در آتش می سوخت تا همه بتوانند ببینند که همخوابگی با شیطان چه عواقبی دارد. هزاران زن را اینگونه زنده به آتش کشیدند. و این پاپ ها مسئول آن هستند.

این پاپ ها هیچ نشانی از سرخوشی، سرور، خلاقیت و سکوت ندارند. آری، آنان به انجام کارهای احمقانه ادامه می دهند: زمین را می بوسند. وقتی که پاپ لهستانی به اینجا آمد، درفرودگاه دهلی زمین را بوسید. من گفتم، “این نخستین طعم مذهب هندو است که چشیده، زیرا در اینجا تمام زمین پر از پهن گاو است: پهن مقدس از گاو مقدس!” ولی با بوسیدن زمین تو فقط حماقت خود را نشان می دهی نه چیزی دیگر را.

آنان باید نشان دهند که نجات یافته اند و به بیداری رسیده اند و به رهایی رسیده اند. ولی واقعیت چنین نیست. آنان بیشتر و بیشتر در اسارت هستند.

آنان متظاهر هستند: آنان خود را چوپان می خوانند، ولی به جمعیت گوسفندان تعلق دارند، زیرا آنان از یک حقیقت ساده غافل هستند __ که پل های زیادی به آینده وجود دارند. انسان توان های بسیار زیاد دارد. او می تواند به انواع بسیار زیادی از انسان جدید تبدیل شود. و ما در دنیا نیاز داریم که هر انسان جدید، موجودی منحصر به فرد باشد، تا این تنوع و آن زیبایی که این تنوع با خود می آورد، در روی زمین زنده باقی بماند. اگر همه یکسان باشند، زندگی کسالت آور می شود.

آخوندها جلوی رشد انسان را گرفته اند و از پرواز او در آسمان باز به هرنوعی ممانعت

کرده اند __ آنان آزادی را مجاز ندانسته اند.

آنچه شما نیاز دارید یافتن راهی به آزادی مطلق است __ آزادی از انواع اسارت های روانی و روحانی __ و آنگاه شما خودتان ناجی خود می شوید. و شما ابرانسان هایی به مراتب والاتر از تمام ناجیان گذشته خواهید بود.

زرتشت: الهه ای که می تواند برقصد

7 آوریل 1987 (خلاصه)

Zartushtra: A God That Can Dance

This ALONE is a clear witness to their corruption and false words…همین یک سند کافی است که روش های استالینی این جانواران وحشی را به دنیااثبات کند

August 24, 2009 Leave a comment

MusaviWatchingFalsePaper

موسوي در حال ديدن اعترافات خود در روزنامه قلابي اعتماد چاپ اوين مهندس موسوي و زهرا رهنورد در ديدار با خانواده دكتر ميردامادي، ناباورانه به نسخه جعلي روزنامه اعتماد كه براي در هم شكستن مقاومت زندانيان سياسي جعل شده بود نگاه مي كنند نسخه جعلي روزنامه اعتماد، براي دادن اخبار غیر واقعی به بازداشت شدگان جهت گرفتن اعتراف از آنها آماده شده بود

FalsePaperTrueWitnessThis ALONE is a clear witness to their corruption and false words…همین یک سند کافی است که روش های استالینی این جانواران وحشی را به دنیااثبات کند

StopThisSpyingBastardاین سایت حرامزادگان را ببندیم/ آسان است….

August 17, 2009 Leave a comment

دوستان! متاسفانه عکس های  بسیاری از مردمی که در این مدت در راهپیمایی های صلح آمیز شرکت نموده اند، در سایت گرداب گذاشته شده است تا به اصطلاح شناسایی شوند!!!! راهی وجود دارد که با استفاده از آن می توان این سایت مسموم و ضدانسانی رو از کار انداخت:

Open Letter To Musavi & Karrubi…نامه ی سرگشاده به مهندس میرحسین و شیخ کروبی

August 16, 2009 Leave a comment

سلام مدتی این بلاگ به روز نشد/ بخاطر کارهای مجله بین المللی رومی

این را همین الان نوشتم  در پاسخ به خبری که خواندم

با خواندن این تحلیل زیبا از برادر منصور امان در اینجا

http://www.iranpressnews.com/source/064151.htm

به فکر افتادم که نکاتی را در این مورد عرض کنم:

روی سخنم با شخص برادران میرحسین موسوی و شیخ کروبی است و سایر عزیزان علاقمند به سرنوشت وطن عزیز و اشغالی.

حال که آقایان تصمیم به “دفاع از خود” گرفته اند __تا حالا که ظاهراٌ از “مردم” دفاع می فرمودند، و خیری ندیدند جز شر! __ از سوی “شر = اهریمن” البته __ بهتر است این نکات را مورد تامل قرار دهند:

  1. قانون اساسی فعلی در “مجبوری اسلامی”، همان قانون اساسی سال 1358 نیست؛ و تنها بندهایی از آن مترقی و علمی و حافظ حقوق بشر هستند، و نه همه ی آن. بندهایی که مربوط به فقه و شریعت اسلامی می شود، بهتر است هرچه زودتر با قوانین جوامع متمدن و پیشرفته ی امروزی جایگزین شوند. بنابراین، بهتر است برای اینکه در این “جنبش سبز امید” خود پیروز شویم، بهتر است از همین ابتدا روشن و باز سخن بگوییم. چنین نباشد که خواهان همین قانون ناقض حقوق بشر بشوید، و از همین الان “خشت” را کج بگذارید. چنانکه “گذاشتند” و دیدم و داریم می بینیم! __ عجب عمارت کجی! نیست؟!

  2. در این قانون اساسی، اصل “ولایت سفیه” متضاد است با نخستین قوانین حقوق بشر و حتی متضاد با خود آن قرآن اولیه، که می گوید، “شما را به دین خود و مرا به دین خود.” بنابراین، با بودن این اصل زشت در قانون اساسی؛ و تجلی ناپاک آن در “تخت سلطانی” علی خامنه ای و فرزند حرامزاده اش مجتبا و درباریان وارتشیانی چون جنتی، یزدی، محمودک و محصولی… انصاف نیست که از مردم ستم دیده از همین قانون و مجریانش، بخواهید که به “قانون اساسی” بازگردند. چرا همان قانون اساسی؟ چرا شهامت تغییر آن را نداریم؟ مگر بقدر کافی حقوق دان با تجربه نداریم که بتوانند در مدت کوتاهی قانون اساسی جدید “جمهوری مردمی ایران زمین” را بنویسند؟ بیشتر اصل های قانون اساسی فعلی مناسب هستند و نیازی به تغییر ندارند. باقیمانده، که مربوط به شریعت و فقه شیعه است و غیرانسانی و منحط بودنش را در این قرن ثابت کرده، حتما و حتماٌ و ضرورتاٌ بهتر است از آن حذف شده وبا  قوانین مربوطه در همین زمینه ها که پیشرفته و علمی و امروزی باشند، جایگزین شوند. این نباید زیاد طول بکشد. و سپس می توان این قانون اساسی را به رفراندم عمومی گذاشت. خوشبختانه اینترنت به کمک مظلومان این قرن آمده و هرچه آنان سعی می کنند جنایات خود را مخفی کنند (اخراج خبرنگاران و جلوگیری از کار آنان بصورت حرفه ای)، ابزارهای پیشرفته، اخبار روزانه را در اخیتار تمام ایرانیان قرار می دهد. از همین همین اینترنت می توان “همه پرسی” برگزار کرد.

  3. اگر آقای موسوی می فرمایند که این یک “نهضت فراگیر” است، دست کم باید خواسته های اقلیت های قومی و مذهبی ایران را که خواستار احیای فرهنگ قومی خود هستند؛ و همچنین خواسته های “چپی” های ایرانی را نیز برآورده کند. بازهم مشکل “اساسی” همین “قانون اساسی” متعصب و شیعی است. بهترین زمان برای “دین زادیی” از سیاست (به معنی حکومت مردم بر مردم) همین حالا است.

  4. این “شبکه های اجتماعی خودجوش و خودمُختار” که “بدنه آن را تشکیل خواهند داد،” چگونه بصورت هوشمند با کل سیستم در ارتباط خواهد بود؟ این بنده بعنوان “متخصص ارتباطات” می توانم در این زمینه طرح های اجرایی آماده کنم. البته اگر که آقایان مخاطبین واکنشی نشان بدهند. حتی هم اگر ایشان واکنشی نشان ندهند، اگر نیاز باشد، این اتفاق خواهد افتاد.

  5. به قول نویسنده ی محترم، اینک “قاعده بازی تغییر کرده است” و آقایان بهتر است قبل از اینکه خیلی دیر شود، خودشان را با مردم هماهنگ کنند و نه اینکه مردم را با خودشان هماهنگ کنند! در این قیام اخیر مردم شریف ایران، شاهد بودیم که چه کسانی “مومن” بودند (ترسی نداشتند و به خیابان رفتند و شهید شدند و یا دستگیر) و چه کسانی….. (در خانه نشستند!) البته بخاطر تغییر “قوانین بازی”، حالا که آقایان دیده اند که دستگیری و شکنجه و آزارهای شنیده شده در انتظار خودشان هم هست و “رقیب” نقاب از چهره ی زشت انداخته، حالا می خواهند “فعال” شوند! خوب است، ولی بهتر است انصاف و وجدان را رعایت کرده و این مردم را با وعده های پوچ و گفته های غیرواقعی زحمت بیش از این ندهیم.

  6. جالب است که وقتی در آن سال های شصت خونین حکومت سرکوبگر مشغول اعدام و محو مخالفان خود در زندان ها و بیرون از زندان ها بود، این آقایان هنوز “فعال” نشده بودند و به فکر مردم نبودند! حالا که نوبت خودشان رسیده تا “انقلاب” آن ها “بخورد”، دست به کار حزب و تشکیلات شده اند. هرگز دیر نیست. اگر صداقت و شهامت باهم باشند!

دوستدار شما: محسن / هندوستان


دستگیری هاله سحابیHaleh Sahabi Arrested With Violence

گزارش تکمیلی در باره دستگیری هاله سحابی

هاله سحابی دختر مهندس عزت الله سحابی از فعالان زنان و عضو مادران صلح ایران را در میدان بهارستان با ضرب وشتم دستگیر کردند. به گفته شاهدان عینی یک لباس شخصی با تی شرت راه راه طوسی سرمه ای که راه های پهن داشت و شلوار جین وکلاه کپی به او حمله کرد. ابتدا مردم هاله سحابی را از دست مامور نجات دادند. بعد چند مامور لباس شخصی دیگر با همان هیبت اقدام به پاشیدن گاز فلفل به طور مستقیا در چشم و صورت مردمی که او را نجات داده بودند کردند به طوری که چند نفر از صدمه وارد شده نمی توانستند ببینند. صورت کسانی که گاز فلفل خورده بودند قشری از پودر نارنجی رنگ پوشانده بود و درد بسیار شدیدی داشتند. هاله سحابی را به زور از دست مردم درآوردند و با باتوم به سرش زدند به طوری که سرش شکافت و خون آمد بعد او را سوار یک ماشین پژو یشمی رنگ به شماره ل 74ل282 ایران 33 کردند. در ماشین یک زن با مانتو و روسری نشسته بود که وقتی مردم باز خواستند در ماشین را باز کنند در ماشین را از تو قفل کرد. شاهدان عینی از دستگیری جند نفر دیگر هم یه همین شکل گزارش می دهند. هاله سحابی 54 ساله دارای بیماری قند حاد است و برای همین کوچکترین زخمی که در بدنش ایجاد شود منجر به خونریزی شدید می شود

Big Liars, Brave People and a test for allکودتا/ تنفیذ/ ته لیف/ سرنگونی/ سقوط با سر و ته!

کودتا اول تنفیذ شد و سپس تحلیف

نوبت سرنگونی اش هم می رسد!

http://peiknet.com/

تحلیف کودتا، د رمیان تدابیر شدید امنیتی و درحالیکه مجلس را به وسعت چند کیلومتر توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی محاصره کرده بودند، در مجلسی که باید خانه ملت باشد و نه خانه تائید کنندگان سرکوب مردم و کودتا علیه رای مردم برگزار شد. آنچه مسلم است، اینست که با تنفیذ و تحلیف می تواند نمایش و تلاشی برای جا انداختن کودتا باشد، اما حتی برای لحظه ای نمی توان تردید داشت که مردم بی اعتناء به این نمایش ها به مخالفت و مقابله خود ادامه خواهند داد. احمدی نژاد در مراسم امروز یکبار دیگر همان چهره دروغگو و مغلطه گر خود را به نمایش گذاشت و از رای 25 میلیونی خود، از دفاعش از آزادی و کرامت انسانی و صادرات الگوی حکومتداری سخن گفت. او که خود از جمع شورای کودتای انتخاباتی است، درحالی این سخنان را گفت که از بیم گیر کردن در میان مردم در مسیر کوتاه خیابان پاستور و مجلس شورای اسلامی، نه با اتومبیل، بلکه با هلیکوپتر خود را به مجلس رساند. او در شرایطی بار دیگر آن فریاد میرحسین موسوی درباره تسلط دروغ بر سراپای جامعه را تائید کرد که مردم، یعنی همان ها که او معتقد از آنها رای گرفته، در بیرون مجلس و در محاصره قوای نظامی وانتظامی و بسیج و لباس شخصی علیه کودتا شعار می دادند و تردید نیست که امشب بربام خانه های خود نیز این فریاد را تکرار خواهند کرد. این فریاد چنان رساست که حتی امروز شماری از نمایندگان مجلس نیز یا در مراسم شرکت نکردند و یا با آغاز سخنرانی احمدی نژاد سالن مجلس را ترک کردند تا مردم بگویند: ما هم دولت کودتا را قبول نداریم!

با تشدید و اوج گیری فروریختن دیوار ترک برداشته حاکمیت، در همین مجلس نیز شاهد رویدادهای مهم دیگری خواهیم بود. یا کودتاچی ها با چماق و سرنیز وارد آن خواهند شد (درست مانند روزی که سردار سپه و سپهبد یزدان پناه شوشکه بدست، ساعتی پس از سرکوب مردم و نمایندگان مجلس وارد مجلس شدند) و یا مجلس پیشدستی کرده و تکلیف همان کسی را که امروز او را تحلیف کرد روشن خواهد کرد.

تجمع گسترده مردم در مناطق مرکزی شهر تهران People Gather in The Streets Of Tehran

تجمع گسترده مردم در مناطق مرکزی شهر تهران

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از از نقاط مرکزی شهر تعداد زیادی از مردم و جوانان در میادین و خیابانهای مرکزی شهر حضور دارند و خود را آماده شکل گیری اعتراضات می کنند.

در نقاط مرکزی شهر تعداد زیادی از مردم تجمع نمودند بطوری که پیاده رو ها مملو از جمعیت است.آنها خودرا برای آغاز اعتراضات گسترده در سطح شهر و بخصوص نقاط مرکزی شهر آماده می کنند .

محلهایی که مردم در حال تجمع هستند عبارتند میدان فاطمی،میدان ولی عصر ،میدان انقلاب،ونک و نقاط دیگر می باشد. و هر لحظه امکان شروع اعتراضات می رود.

نیروهای سرکوبگر گارد ویژه سپاه پاسداران،بسیج و لباس شخصیها بصورت گسترده در نواحی مرکزی شهر مسقر شده اند. نیروهای موتور سوار در حال مانور دادن و ایجاد رعب و وحشت هستند و گارد ویژه باتون بدست آماده تهاجم به مردم هستند . آنها همچنین تعداد زیادی از خودرهای خود را که مملو از نیروه هستند مستقر کرده اند.

14 مرداد 1388 برابر با 05 اگوست 2009

وضعیت میدان بهارستان تا ظهر امروز\Police Preparation to Attack People! STATE of Terror, = ‘Official Terrorism!’تروریست دولتی = حمله به مردم معترض

وبلاگ؛ خبر وضعیت میدان بهارستان تا ظهر امروز

وبلاگ زارش

خبر وضعیت میدان بهارستان تا ظهر امروز
از صبح امروز پلیس مشغول کارهای تدارکاتیش شده. چند کیوسک جدید کار گذاشته و مرتب در رفت و آمده. محل استقرار ماشین های پلیس؛ روبروی مجلس کنار دبیرستان اتحاد و ساختمان موتلفه گزارش شده. یک ساختمان در دست احداثه که (پلیس) برای ماشین هاش از آنجا استفاده می کنه. دوستانی که فردا میرن بهارستان حواسشون کاملا نسبت به این ساختمون باشه. احتمالا اینجا یکی از مراکزیه که نیروهاشون هم مستقر میشن. کل خبر همین بود

امشب تهران پر غوغاستTehran Tonight Full Of Sounds Against the Bastards!

خوانندگان؛ گزارش امشب تهران

ساعت 1035 دقيقه تا دقايقي پيش ا..اكبر شبانه تهران رو به لرزه انداخته بود . در مناطق گيشا ، انقلاب ،‌آزادي ،‌تهرانپارس ،‌نارمك ،‌پاسداران و طبق اخباري كه شنيدم در جنوب شهر راه آهن تهران ررو به لرزه انداختند . گريه ام گرفته بود از شنيدن اينهمه صدا از اينهمه انساني كه با تمام وجود داد مي زدند و ا..اكبر و مرگ بر ديكتاتور مي گفتند .

شورش بر علیه استبداد/ خیابان های تهران/ امروزToday Tehran Unrestتقلب جنایت تنفیذتان مبار

تظاهرات در نقاط مختلف تهران از جمله جنوب شهر

سایت موج آزادی: از خیابان ولیعصر تهران در محدوده‌های مرکزی و شمالی شهر خبر می‌رسد که به‌رغم حضور پرتعداد نیروهای انتظامی و شبه نظامی که نوعی «حکومت نظامی» پدید آورده است، گروهی از معترضان با نیروهای حاضر در صحنه درگیر شده‌اند و به خصوص در حوالی میدان ونک درگیری‌ها بسیار شدید گزارش شده است.

امروز در دهها نقطه سراسر تهران از جمله میادین اصلی و تقاطع‌های پرترافیک شهر، به ویژه در محدوده چهارراه ولیعصر و میدان ولیعصر تا میدان فاطمی و از انتهای عباس‌آباد تا میدان ونک، نیروهای پلیس ضد شورش به همراه نیروهای بسیجی و لباس شخصی حضور بسیار پررنگی دارند؛ طوری که برخی شاهدان عینی تعداد آنها را در مواردی حتی بیشتر از روز 30 خرداد گزارش کرده‌اند.

همچنین شاهدان عینی از حضور چندین خودروی انتظامی و ضد شورش و دهها نیروی لباس شخصی جلوی وزارت کشور در خیابان فاطمی و همچنین صداوسیما در خیابان ولیعصر خبر داده‌اند. گزارش‌های رسمی نیز از حضور مهدی کروبی در جمع معترضان در انتهای خیابان عباس‌آباد و تقاطع ولیعصر خبر داده‌اند.

مجموعه گزارش‌های موجود حاکی است از حدود ساعت 5 بعدازظهر جمعیتی در حدود دو هزار نفر در میدان ونک با سکوت و بدون سر دادن هیچ شعاری تجمع کردند. حضور پرتعداد نیروهای انتظامی و شبه نظامی مانع از آن شد که از این جمعیت کاری بیشتر از قدم زدن برآید؛ تا آنکه در حدود ساعت 7 بعدازظهر که تعداد جمعیت حاضر در میدان ونک به بیش از پنج هزار نفر رسیده بود، نیروهای ضدشورش و بسیجی با با باتوم شروع به حمله به مردم معترض کردند و جمعیت را به سمت خیابان ولیعصر به سمت جنوب، راندند.

بر اساس این گزارش‌ها، در این زمان چند هزار نفر با سر دادن شعار در خیابان ولیعصر از میدان ونک به سمت جنوب حرکت کردند و این در حالی بود که همزمان گروههای از مردم نیز در میدان ولیعصر، میدان فاطمی و حوالی پاک ساعی تجمع کرده بودند. اما دقایقی بیشتر طول نکشید که موتورسوران بسیج و ضد شورش به سمت مردم معترض حمله کردند و همه حاضران در پیاده‌روها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه در محدوده میدان ونک و نیز در حوالی میدان ولیعصر، معترضان نیز در مواردی با پلیس و بسیجیان درگیر شده‌اند و

طرفین به سنگ‌پراکنی علیه یکدیگر پرداخته‌اند. از محدوده‌ی بزرگراه حقانی و چهارراه جهان کودک نیز گزارش‌هایی مبنی بر درگیری‌های شدید، وجود دارد. از میدان ولیعصر و تقاطع خیابان حافظ نیز گزارش‌های مشابهی وجود دارد.

گزارش‌های دیگری نیز رسیده که حاکی از شلیک گاز اشک آور در خیابان ولیعصر تهران در حوالی میدان ونک و آتش زدن سطل‌های پلاستیکی زباله توسط مردم برای خنثی کردن اثر گاز اشک‌آور است. همچنین گزارش شده که صدها موتورسوار ضد شورش و بسیجی در حال حرکت به سمت میدان ولیعصر و میدان ونک دیده شده‌اند. در حوالی میدان فاطمی تا ابتدای خیابان شهید مطهری نیز درگیری‌های شدیدی گزارش شده است.

از میدان آزادی نیز گزارش رسیده که گروهی به صورت خودجوش و بدون قرار قبلی تجمع کرده و به سمت میدان انقلاب حرکت کرده‌اند. در نقاط دیگری از مرکز و جنوب شهر از جمله خیابان جمهوری و فلکه نازی‌آباد نیز ناآرامی و وضعیت ملتهب گزارش شده است.

در همین حال خبر می‌رسد که در حدود ساعات 7 تا 9 عصر در بسیاری از شاهراه‌ها و تقاطع‌های کلیدی شهر تهران از جمله پارک‌وی، چهارراه ولیعصر، آزادی تقاطع نواب، بلوار کشاورز، خیابان شهید بهشتی، اتوبان حقانی، اتوبان ملاصدرا، بزرگراه چمران و … ترافیک شدیدی وجود داشته است. در بسیاری از نقاط پرترافیک شهر نی صدای بوق شدید خودروها که نوعی نماد اعتراضی است، به چشم می‌خورد.

گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهد که همچون تظاهرات و اعتراضات یک ماه و نیم گذشته، دختران و زنان در شعارها حضور فعال داشته و پیشتاز بوده‌اند.

از جمله شعارهایی که امروز از سوی مردم معترض داده می‌شده، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

دولت جنایت خجالت خجالت

تنفیذ تقلب مبارک مبارک

تقلب جنایت تنفیذتان مبارک

دیکتاتور حیاکن مملکتو رها کن

مرگ بر دیکتاتور

رهبر دیکتاتور خجالت خجالت

دولت کودتا استعفا استعفا

ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد

اعتراف شکنجه دیگر اثر ندارد

خانواده های بازداشت شدگان سیاسی تهدید شدندHuman Rights Openly Violeted

http://www.iranpressnews.com/source/063402.htm

سایت روز: یک روز پس از برگزاری ناگهانی دادگاه تعدادی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی که پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد بازداشت شده اند، خانواده های این فعالان سیاسی به شدت تحت فشار قرار گرفته و تهدید شده اند که در صورت هر گونه مصاحبه ای از سوی آنان، شرایط عزیزان دربندشان سخت تر خواهد شد.

روز گذشته با خانواده چند تن از این فعالان سیاسی که در بازداشت به سر می برند تماس گرفته شده و از آنان خواسته اند که سکوت کنند. در این تماس ها تهدید کرده اند که اگر مصاحبه کنید بعد از هر مصاحبه شما، همسرانتان را به تلویزیون خواهیم برد تا اظهارات شما را تکذیب کنند. به یکی از این خانواده ها گفته شده که مصاحبه ها و اطلاع رسانی شما در باره همسرتان باعث سنگین تر شدن پرونده او و سخت تر شدن شرایط او در زندان خواهد شد.

به باور ناظران این تلفن ها و این تماس ها نشانگر هراس شدید بازجویان و مسولان پرونده ها از هر گونه اطلاع رسانی در باره پرونده بازداشت شدگان است.

MisistryOfInfo Vs Rev Guardsتقابل بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات

وقتی کار به اینجا بکشه، خوب نشون میده که پایه های ساختار آخوندی و دیکتاتوری مذهبی در حال فروپاشی است….

این گزارش از مسائل داخل وزارت اطلاعات به پیک نت رسیده

http://peiknet.com/1388/08mor/10/PAGE/31SEPAH.htm

سپاه علیه وزارت اطلاعات

در کرج بمب گذاری کرده بود!

سلام- خیلی وقت بود که می خواستم برایتان بنویسم ولی به دلایلی این کار را نمی کردم. اطلاعاتی را که می خوانید از منابع کاملا موثق است. البته تحلیل و نظرات خودم را هم در پایان می نویسم.

در بین مدیران سطح بالای وزرات اطلاعات اجماعی مبنی بر در دست گرفتن پروژه های امنیتی وجود دارد. بسیاری از ماموران رده بالای وزارت اطلاعات از شرایط به وجود آمده در کشور نگران و بهت زده‌اند. محسنی اژه ای در روزهای آخر وزارت خود چندین بار در جلسه معاونان و مدیر کل های وزارت خانه با برخورد تهاجمی بعضی از افراد مواجه شد.

فضای امنیتی کشور هیچ گاه این گونه برای وزارت اطلاعا ت غیر قابل تحلیل نبوده است، زیرا هم اکنون- چه در سطح خیابان ها و چه در فضای روسا در سطوح بالا- ابتکار عمل در دست سازمانی است که وزارت اطلاعات کمترین نفوذ را در آن دارد و آن اطلاعات سپاه است.

این فضا نزدیک به یک هفته پیش منجر به این شد که 4 تن از مدیر کل های وزارت اطلاعات نامه بسیار سنگینی تهیه کنند که در آن از توهم انقلاب مخملی با تعجب یاد شده و لا به لای حرف ها، از شک های این مدیران در پروسه انتخابات گفته شده است.

در قسمتی از این نامه، این گونه بیان شده که تقلب مورد پیش بینی که ما خود را با بروز آن هماهنگ و همسو کرده بودیم در حدی بود که انتخابات به دور دوم کشیده شود که در کمال تعجب این گونه نشد. همچنین این نامه از تنزل جایگاه رهبری در آمار گیری بین کارکنان دولت و سازمان های نیمه دولتی خبر داده است. این نامه مستقیما و بدون اطلاع محسنی آژه ای به رهبری ارسال شده است و پس از آن یک رونوشت از آن به ریاست جمهوری ارسال شد.

گزارش هایی دارم که احمدی نژاد به خاطر همین نامه به وزارت اطلاعات رفته و سخنرانی کرده در این سخنرانی ظاهرا در جمع کارمندان وزارتخانه با عصبانیت گفته که من از وضعیت وزارت اطلاعات راضی نیستم و امنیت کشور را سپاه است که تامین می کند.

فردای آن روز4  تن از مدیران کل وزارتخانه عوض شدند. جالب این است که دستور برکناری این 4 نفر از دفتر ریاست جمهوری مستقیما ابلاغ شد. حقیقتا نمی دانم اینها همان ها هستند یا نه .به هر حال ظاهرا درگیری لفظی بین احمدی نژاد و محسنی در گرفته است که سر قضیه مشایی احمدی نژاد کار را یکسره کرده و او را عزل می کند.

به هر حال بعد از این گزارش و سپس قضیه مشایی اخباری حاکی از عصبانیت رهبری وجود دارد. حملات بی سابق توکلی و باهنر و قالیباف و سکوت حسینیان و حداد عادل درمجلس در این روزها  در همین رابطه است. در همین حین وزارتخانه بمبی را در منطقه کرج شناسایی کرد. در بین کارکنان وزارتخانه این جور گفته می شود که پشت این عمل سپاه قرار داشته است.

مطمئن نیستم ولی ظاهرا وزارتخانه در حال آماده کردن خودش برای یک درگیری تمام عیار با سپاه است. ظاهرا سپاه در حال انجام همان پروژه ای برای وزارت اطلاعات است که قبلا برای وزارت خارجه انجام داد. یعنی از رده خارج کردن آن با در دست گرفتن پروژه های اصلی مطرح در سطح جامعه، هر چند می دانم که قسمت هایی از این خبر به صورت جهت دار به من رسیده ولی جمع بندی من اینست که تقابلی بین وزارت اطلاعات که شکل کارش اصولا کلاسیک و به صورت نرم است و سپاه که به شکل سخت کار امنیتی می کند در حال شکل گیری است.

HumanRightsWithInhumanBastardsحقوق بشر نزد حرامزادگان حیوان خو

آنها جايی هستند که کسی به آنها دسترسی ندارد

روزنامه اعتماد ملی: زهرامجردي، همسرمحسن ميردامادي دبيرکل جبهه مشارکت كه در بازداشت بسر مي‌برد،از نگراني خانواده‌هاي بازداشت‌شدگان سياسي از محل نگهداري آنها خبر داد و گفت:«نمايندگان مجلس از زندان‌ها بازديد کرده‌اند اما اصلا نتوانسته‌اند با چهره‌هاي برجسته اصلاح‌طلب ديدار کنند. گفته‌اند که اينها در زندان اوين هستند اما به نظر مي‌رسد آنها جايي هستند که کسي به آنها دسترسي ندارد.»

http://www.iranpressnews.com/source/063292.htm

نگراني خانواده ليلاز

سعيد ليلاز روزنامه‌نگار و تحليلگر اقتصادي كه در بازداشت بسر مي‌برد،پس از روز عيد مبعث كه با منزل تماس گرفت،ديگر تماسي نداشته و اين بي‌خبري خانواده او را نگران كرده است. سپهرناز پناهي همسر ليلاز در گفت‌وگويي ابراز اميدواري كرده كه مراجعات مكرر وي براي انجام ملاقات با همسرش بي‌نتيجه بوده و با توجه به روند آزادي‌ها، حداقل اين اميد را داشت كه فرصتي براي ملاقات با ليلاز فراهم شود،اما تماس‌هاي وي هم قطع شده و اين مساله نگراني خانواده را برانگيخته است.

TheWholeIranIsAgainstTheseBastardsNotOnlyTehranقیام علیه حرام زادگان سراسری است و به تهران محدود نمی شود

عکس های اصفهانhttp://peiknet.com/

IsfahanPeopleAgainstBastards1

از تظاهرات چهلم اولین قربانیان جنبش مقاومت در برابر کودتای 22 خرداد، عکس، فیلم و گزارش های متعددی منتشر شده است. در بسیاری از شهرهای ایران، همزمان با تهران مردم در مراسم چهلم شرکت کردند. از جمله در اهواز، مشهد، اصفهان، شیراز، اراک و …. از میان گزارش تصویری رسیده از اصفهان دو نمونه را انتخاب کرده ایم، تا اینگونه تصور نشود که همه مقاومت در تهران متمرکز است. مردم در شهرهای دیگر نیز همانگونه در برابر کودتا ایستاده اند که تهرانی ها ایستاده اند، منتهی چون تهران پایتخت و اخبار آن زود منتشر می شود، اغلب نسبت به انتشار اخبار شهرستانها غفلت شده است. به همین دلیل ما ضمن این توضیح، عکس اصفهان را بعنوان نمونه ای از جنبش مردم در سراسر ایران انتخاب کرده ایم.

IsfahanPeopleAgainstBastards

18.5 Billion usd For promoting death! ثروت بادآورده ی ترکیه که می رفت خرج جنگ و نفرت شود

بار کج به لبنان نرسید

18 میلیارد دلار پول ایران

به چنگ دولت ترکیه افتاد!

گزارش تصویری این خبر را به زبان ترکی استانبولی در پایان این خبر می توانید ببینید

تصاحب  5ر18 میلیارد دلار پول ایران توسط دولت ترکیه روزگذشته بصورت یک فیلم خبری روی شبکه یوتوب قرار گرفت. بموجب اطلاعاتی که به زبان ترکی استانبولی در این فیلم انتشار یافته، 20 تن طلا و 5/7 میلیارد دلار که جمعا 5/18 میلیارد دلار است، در بازرسی گمرکی آنکارا کشف شده است. این ثروت باور نکردنی با یک کامیون از مسیر قوینه(شرق ترکیه و هم مرز با ایران) به گمرک آنکارا وارد شده است. پس از کشف محموله کامیون رانندگان آن گریخته اند.

مدارک کشف شده از طرف گمرک ترکیه نشان می دهد که صاحب محموله فردی است بنام اسماعیل صفریان نسبی. گمرک ترکیه پس از کشف محموله کامیون به ارسال کننده محموله در ایران اطلاع داده که جهت دریافت محموله ارسالی خود به ترکیه مراجعت کند، اما فرد مذکور یک وکیل ترک را مامور دریافت 20 تن طلا و5/7 میلیارد دلار کرده است!

گفته می شود این واقعه مربوط به آبان ماه گذشته است، اما اکنون جزئیات آن فاش شده است. نخستین خبری که دراین ارتباط انتشار یافت، جمله ای بود که نخست وزیر ترکیه “اردوغان” بصورت طنز در آخرین کنگره سالانه حزب خود بیان داشت. او گفت: “در شرایط بحران اقتصادی موجود از غیب مبلغ 5/18 میلیارد دلار به دست دولت رسیده است. این شوخی نیست بلک یک واقعیت است.”

آن زمان، رسانه های ترکیه و جهان این جمله نخست وزیر ترکیه را جدی تلقی نکرده ولی اکنون با انتشار جزئیاتی که در فیلم خبری فاش شده، آن طنز اردوغان به یک واقعیت تبدیل شده است.

اکنون بزرگترین پرسش اینست که

1- این پول که نمی توانسته ثروت شخصی فرد یا افرادی در جمهوری اسلامی باشد، با چه هدفی در کامیون مورد بحث جاسازی شده و از ایران خارج شده بود؟

2- کامیون به کدام مقصد می رفته که در گمرک ترکیه متوقف شده و بار آن باید تحویل چه کسانی، در چه کشوری می شده است؟

با این دو سئوال، بیشترین توجه روی حزب الله لبنان است و این که این پول از طرف جمهوری اسلامی به مقصد لبنان بار زده شده است.

3- آیا این محموله می تواند دلار تقلبی باشد؟

پاسخ منفی است زیرا دلار تقلبی را نخست وزیر یک کشور بعنوان ثروت باد آورده به بانک مرکزی کشورش منتقل نمی کند.( فیلم را از اینجا ببینید!)

گزارش پیک نت از دیروز تهرانReportOnYesterdayTehran

CandlesInchhelom

کانون درگیری های امروز (پنجشنبه) در مرکز تهران ابتدای عباس آباد و ابتدای تخت طاووس بود. ابتدا جمعیت پراکنده و در دسته های چند ده نفره و نهایتا چند 100 نفره بود. تا ساعت 8 و نیم زد و خورد گاه به گاه بود، اما از آن ساعت به بعد جمعیت چند 100 نفره عباس آباد به سمت تخت طاووس آمد در حالی که نمی دانستند آنجا نیز عده یی هستند. وقتی به هم رسیدند شور و حرارت عجیبی همه را گرفت. انسان دلش برای تنهائی و مظلومیت این مردم شجاع می سوزد. بهر حال مردم همدیگر را که پیدا کردند بیشتر روحیه گرفتند. یکی از موتور سوارهای بسیجی که ظاهرا ناشی بود و یا از جمعیت وحشت کرده بود، با موتورش وسط مردم خورد زمین. باور کنید مردم در نهایت انسانیت به او گفتند بلند شو و برو! او از ترس موتور را رها کرده و دوید به سمت بقیه بسیجی ها. مردم موتورش را آتش زدند که دود و آتش آن تا 3- 4 متر به آسمان رفت. از نکات جالب تظاهرات امروز این بود که مردم هر جا توانستند، حتی روی ستون های سنگی پیاده روها و روی صندوق های برق و تلفن شمع روشن کردند. عکسی از این صحنه گرفته ام که می فرستم(عکس بالا). رانندگان اتومبیل ها آگانه در خیابان توقف کرده و پس از بستن راه ها بوق می زدند. این اقدام هیچ ارتباطی به ترافیک خیابان عباس آباد و تخت طاووس نداشت. سر و کله های شکسته و تن و بدن باتوم خورده هم زیاد بود. نکته ی دیگر درباره ی تظاهرات امروز حضور همه نوع مردم بود. من کاملا دقت کردم. از طبقات پائین هم در میان تظاهر کنندگان بودند. حتی راننده تاکسی و مردم موتور سوار هم با مردم همراهی می کردند.

IRNA:We Are Going To Hellایرنا: مردم ایران خائنان به کشور را اذیت می کنند!

http://www.iranpressnews.com/source/063222.htm

ایرنا: عصر امروز (پنج شنبه) عده ای با شعارهاي تند سياسي ضمن برهم زدن نظم شهر ، آرامش و امنيت شهروندان را سلب کردند. تجمع کنندگان پس از مصلي به سوي ميدان ولي عصر و برخي نقاط ديگر شهر حرکت کرده و خيابانهاي شهر را ناآرام نموده و حتي به اموال عمومي و دولتي نيز خسارت هايي وارد کردند. ماموران نيروي انتظامي نيز سعي کردند با آرام کردن وضع، و رفع ترافيک و شلوغي ناشي از حرکت هاي غيرقانوني اين عده، به آرامي آنها را متفرق کنند. مجموعه گزارشهاي دريافتي خبرنگاران ايرنا از سطح شهر و بهشت زهرا حکايت از نارضايتي شديد و عصبانيت بيش از گذشته مردم و عابران از برهم زنندگان نظم تهران دارد. مردم با ابراز تعجب از عدم برخورد جدي با آشوبگران و برهم زنندگان نظم شهر، از انتظار عمومي جامعه براي برخورد با اغتشاشگران و افرادي که ايجاد ناهنجاري به کار هر روزشان تبديل شده سخن مي گفتند. عصبانيت عامه مردم از شرايط امروز تهران پس از گذشت حدود پنجاه روز از انتخابات، در آستانه رسيدن به نقطه اوج خود است و آنان از تداوم بردباري مسئولين در برخورد با عوامل ناآرامي هاي اخير گله مندند و خواستار برخورد جدي با عوامل و تحريک کنندگان اين حوادث و جلوگيري از تکرار اتفاقاتي از اين دست هستند.

IranFlag

IranFlag

VivaCourageousIranianPeopleزنده باد مردم شجاع ایران زمین/ ننگ بر وطن فروشان

http://www.iranpressnews.com/source/063214.htm

قیام سراسری در تجلیل از شهدای خود

جعفر پویه

در گرامیداشت و تجلیل از شهدای قیام سراسری مردم ایران، روز گذشته در سرتاسر کشور تظاهرات اعتراض آمیز برقرار بود. در تهران نیروهای سرکوبگر و اوباش لباس شخصی و اطلاعاتی های مسلح در گورستان بهشت زهرا به مصاف مردمی رفتند که برای ادای احترام به “ندا آقا سلطان” و “سهراب اعرابی” و دیگر شهدای جنبش حضوری پر رنگ داشتند. ضرب و شتم با باطوم و چماق و زنجیر و پرتاب گاز اشک آور، نتوانست اندک خللی در اراده زنان و مردان رشید حاضر در بهشت زهرا ایجاد کند. شعارهای “مرگ بر دیکتاتور” و “خامنه ای بمیری – آرامش نبینی” با بانگ بلند سرتاسر گورستان را پوشش داد و گماشتگان استبداد را ناکار آمد کرد. همزمان در خیابانهای اطراف مصلای تهران و سرتاسر خیابان ولی عصر از شمال تا جنوب، خیابان بهشتی “عباس آباد سابق”، مطهری، فاطمی، یوسف آباد و … صحنه‌ی حضور پر رنگ زنان و مردان آزادیخواه بود.

نیروهای سرکوبگر ناتوان از مقابله با جمعیت وسیع آزادیخواهان، اتوموبیلهایی که با بوق ممتد با آنان همراهی می کردند را مورد حمله قرار داده و خسارت بسیاری به آنان وارد کردند. جمعیتی که یک صدا شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “توپ، تانک، بسیجی – دیگر اثر ندارد” را فریاد می کردند، گماشتگان استبداد را در مقابل اراده خود به زانو در آوردند. به همین دلیل عمله استبداد اقدام به پرتاب گاز اشک آور کرده و در مواردی نیز به سوی مردم شلیک کرده اند که از آمار مصدومین احتمالی گزارش دقیقی در دست نیست.

اما این اتفاق تنها در شهر تهران به وقوع نپیوست. دیروز در اکثر شهرهای بزرگ کشور تظاهرات با شکوهی در تجلیل از شهدای قیام سراسری برگزار شد. از مشهد، رشت، اصفهان، شیراز، اهواز و دیگر شهرهای بزرگ خبر می رسد که جمعیت با سرازیر شدن به خیابان، چهلمین روز شهدای قیام را گرامی داشتند و با شعار “مرگ بر دیکتاتور”، “دولت کودتا استعفا، استعفا” خواهان برچیدن بساط دولت محمود احمدی نژاد برگزیده ولی فقیه رژیم سید علی خامنه ای شدند.

تظاهرات سراسری در شهرهای مختلف در روز گذشته ثابت می کند که عزم مردم برای رسیدن به آزادی جزم شده است و سیاست النصر بالرعب رژیم ولی فقیه دیگر کارساز نیست. قیام سراسری مردم برای آزادی و دموکراسی هر روز قدرتمندتر از قبل راه خود را به جلو باز می کند و گماشتگان ددمنش استبداد درمانده در مقابل اراده آنان، تنها می توانند چماق و اسلحه های خود را به نمایش بگذارند.

مردم ایران هر روز به آزادی نزدیکتر می شوند و رژیم استبدادی – مذهبی آخرین نفسهای متعفن خود را می کشد. زیرا این جنبش را سرباز ایستادن نیست.


تقدیم به همگی جان باختگان راه آزادی ایرانA Dedication To All Those Who Sacrified Their Lives for Iran

هدف از تشکیل سپاه سرکوب مردم و برادر کشی بود؟AQuestionToDeaf!

پاسخ آیت الله منتظری به نامه خاتمی، موسوی و کروبی

هدف از تشکیل سپاه

سرکوب مردم و برادر کشی بود؟

حاکمیت تاکنون چه نفعی از بحرانی که به وجود آورد برده است؟ جز این که اکثریت قاطع مردم عزیز را ناراضی و‏ ‏خشمگین نموده و فاصله خود را با آنان بیش از پیش کرده ؟

تصمیم گیرندگان حوادث و فجایع اخیر آیا تجربه حکومت شاه و سایر رژیم های استبدادی را از یاد برده اند؟ مگر رژیم‏ ‏شاه با ایجاد خفقان و رعب و سرکوب آزادی خواهان و سانسور رسانه ها و زندانی و شکنجه نمودن فعالان سیاسی و‏ ‏معترضین و اعتراف گیری از آنان و پرونده سازی و تبلیغات دروغ توانست در مقابل موج اعتراضات و نارضایتی های‏ ‏مردم مقاومت کند؟

‏ ‏چرا عقلای قوم کارها را به دست یک عده افراد نامتعادل و اسیر توهمات و تمایلات خطی و گروهی داده اند. ‏چرا نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج را به برادرکشی و سرکوب مردم وامی دارند؟ آیا هدف از تشکیل سپاه و بسیج برای‏ ‏برادرکشی و سرکوب مردم بود؟

مهدی کروبی و میرحسین موسوی فردا در مراسم چهلم شهدای 30 تیرAnotherOccasionToSayNoToBastards!

سحام نیوز : مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت ان عزیزان یاد وخاطره شان را گرامی می دارند . به گزارش سحام نیوز به دنبال عدم ارایه مجوز از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی بزرگ دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار جان باختگان حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد وخاطره انان را گرامی می دارند . این مراسم عصر پنج شنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد برگزار می شود

HowRevolutionEatsUpItsChildrenانقلاب اینگونه فرزندانش را می خورد!

در تدارک تحقق یک وصیت نامه

آقا مجتبی به نیابت ازلاجوردی

مجاهدین انقلاب را می کشد؟

همه کسانی که وصیت نامه اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب مستقر در زندان اوین در دهه 60 را بخاطر دارند، آن بند از این وصیت نامه را فراموش نکرده اند که در آن نوشته بود باید همه رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را اعدام کرد و ابراز تاسف کرده بود که این فرصت به وی داده نشد.

او این فرصت را در زمان آیت الله خمینی پیدا نکرد و نمی توانست پیدا کند، اما گام های بلندی در زمان رهبری علی خامنه ای برداشته شده تا وصیت لاجوردی عملی شود.

گزارشی را که در ادامه می خوانید و روز گذشته برای پیک نت نیز ارسال شده، تائید کننده تحقق وصیت نامه اسدالله لاجوردی است.

تقریبا تمام رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از بنیانگذاران و یا اعضای اولیه سپاه پاسداران بودند. 8 گروه مذهبی پیش از انقلاب که بعد از انقلاب بنام “مجاهدین انقلاب اسلامی” اعلام هویت کردند. بعدها در میان آن ها بحث مهمی آغاز شد. این که کار حزبی و سیاسی کنند و یا در سپاه بمانند. امثال سردار سرتیپ ذوالقدر طرفدار حضور در سپاه بودند و به ظاهر از کار سیاسی فاصله گرفتند و در سپاه ماندند و ذخیره شدند برای کودتای امروز. افرادی نظیر احمد توکلی نیز خط و ربط سیاسی – اقتصادی راست را برگزیدند و می بینیم که درحاکمیت مطلق جناح راست، از مصونیت برخوردار است و نماینده مجلس. نگون بخت آن ساده دلانی بودند که توصیه آیت الله خمینی را پذیرفتند و برای کار سیاسی از سپاه بیرون آمدند. شاید اگر آنها نیز در سپاه مانده بودند و تشکیل سازمان سیاسی نداده بودند، امروز ماهیت فکری و سیاسی سپاه به گونه ای متفاوت بود. این غفلت تنها شامل رهبران سازمان مجاهدین انقلاب نمی شود. امثال میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت که اکنون در بازداشت کودتاچی هاست نیز همین مسیر اشتباه را طی کردند. او که روزگاری مسئول دفتر سیاسی سپاه پاسداران بود، حالا جای خود را به امثال صفارهرندی( برادر وزیر ارشاد) داده و خود زندانی اوست!

سرنوشت سیاسی در جهان سوم، همیشه با تفنگ پیوند داشته است. حتی سرنوشت و سرانجام تلخ انقلاب ها.

گزارش دریافتی را می خوانید:

*بهزاد نبوی، از رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از زندان اوین خارج و به  بازداشتگاه شصت و شش سپاه منتقل شده است . پیشتر خبرهایی نیز رسیده بود که مصطفی تاج زاده که دیسک گردن و کمرش نیز مشکل پیدا کرده بود بعلت شدت برخورد ضربات کابل بر پشتش کلیه هایش نیز دچار مشکل شده و در بیمارستان شهید مدرس تهران مورد مداوا قرار گرفته ، تاج زاده نیز از بیمارستان مدرس به زندان شصت و شش منتقل شده است.

*فیض الله عرب سرخی نیز که در پیش از آن نیز در بازداشتگاهی در خیابان فرشته تهران (که اطلاعات سپاه پاسداران به تازگی آنرا تاسیس نموده و در خیابان فرشته کوی کوهیار قرار دارد) نگهداری می شده به بازداشتگاه شصت و شش منتقل شده است .

*سعید حجاریان از جمله دیگر بازداشت شدگان که وی نیز از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می باشد بر طبق اظهارات همسرش ظاهرا دچار بیماری یرقان شده است ، اطلاع دقیقی از محل نگهداری سعید حجاریان در دست نمی باشد اما اخبار تائید نشده ای رسیده است که در هفته گذشته سعید حجاریان تحت تدابیر شدید حفاظتی در بیمارستان نیروی هوایی دیده شده که با توجه به قرار گرفتن بیمارستان نیروی هوایی در اتوبان تختی و در نزدیکی بازداشتگاه شصت و شش احتمال این می رود که وی نیز در آن بازداشتگاه نگهداری می شود ،گفتنی است همسر حجاریان در اعتراض به وضعیت نگران کننده حجاریان به قاضی و بازجویان وی مراجعه کرده و جواب می شنود که :” دوستان شوهرت می خواهند او را بکشند و از شهادتش سوء استفاده کنند!” حجاریان در طول ملاقات با همسرش به علت ضعف مفرط نمی توانسته شمرده سخن بگوید .

*رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم اکنون همگی در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران می باشند و تیم بازجویی مشخصی هم اکنون در بازداشتگاه 66 کار تخلیه اطلاعاتی و الغاء موارد خواسته شده را بر این چهار بازداشتی بر عهده دارند.

*گفتنی است تیم بازجویی این چهار تن را حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک بر عهده دارد. سالک که از نمایندگان رهبری در سازمان حفاظت اطلاعات سپاه می باشد از جمله اعضای هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات نیز بوده و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و سخنگوی سابق این تشکل می باشد.

*احمد سالک که ارتباط بسیار نزدیکی با دفتر رهبری و از جمله مجتبی خامنه ای فرزند رهبر و صادق میرحجازی منشی و مسئول امور امنیتی دفتر رهبری دارد ماموریت دارد تا به هر شکل ممکن از این چهار نفر اقرار کتبی و ویدئویی گرفته ، اسنادی در این رابطه وجود دارد که به محض تکمیل و تائید شدن اصالت آن در همین جا منتشر خواهد شد.

جریان سیاسی امنیتی فوق در صدد است تا با الغاء مطالب مورد نظرشان به افراد فوق راه را برای محاکمه قضایی آنها و اشد مجازات و یا زندان طویل المدت را برای آنها در نظر بگیرد

تعداد رسانه های فارسی زبان هر روز افزايش می يابدIncreasingPersianMediaInTheVillage

تعداد رسانه های فارسی زبان هر روز افزايش می يابد

روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی: تعداد رسانه هاي فارسي زبان بيگانه كه با هدف القا اهداف خصمانه فعاليت مي كنند هر روز افزايش مي يابد. اخيرا سايت فارسي پرشيا راه اندازي شد و در روزهاي اخير نيز مركز فرماندهي آمريكا با دستور پنتاگون سايت فارسي خود را فعال كرد. از طرف ديگر خبرها از آغاز كار قريب الوقوع شبكه خبري فارسي توسط اتحاديه اروپا و مصر حكايت دارند و تركيه نيز شبكه ای را با بخشهاي متنوع براي مخاطبان فارسي زبان راه اندازي كرده است.

Death of Neda

Death of Neda
A finely detailed portrait bust of Neda will be presented at a massive rally in front of San Francisco City Hall on July 25th. More than 20,000 people are expected to attend the event.
مجسمه نیم تنه ی ندا آقاسلطان دیروز در مقابل تالار انجمن شهر سانفرانسیکو رونمایی شد

مجسمه نیم تنه ی ندا آقاسلطان دیروز در مقابل تالار انجمن شهر سانفرانسیکو رونمایی شد

مجسمه نيم تنه ندا آقا سلطان توسط مجسمه ساز آمريکایی Paula B. Slater


جان، مال و ناموس ملت شریف ایران در چنگال سربازان گمنام شیطان= بی شرف ترین قشر جامعه

این را الان در اینجا خواندم……واقعاٌ شرم آور است که این خدانشناسان تا چه حد به دنبال  قبضه ی قدرت لجام گسیخته  …..بر علیه مردم و منابع طبیعی و مالی ایران هستند

این کار یعنی سپردن همه چیز مردم به دستان خائن مشتی عقده ای و جاهل فاسد…..

تظاهرات برای چهلمین روز شهدای آزادی ایران

تظاهرات برای چهلمین روز شهدای آزادی ایران

تظاهرات برای چهلمین روز شهدای آزادی ایران

میرحسین موسوی در نامه ای خطاب به وزیرکشور خواستار صدور مجوز برگزاری مراسم یادبود جان باختگان حوادث اخیر روز پنجشنبه 8/5/88 ساعت 18 الی 30: 19 بعدازظهر در مصلای تهران شده است .
شایان ذکر است که قرار است مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام‌الله مجید انجام شود و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند.

محل های تجمع روز پنج شنبه 8 مرداد در تهران

این اطلاعیه از سوی فعالین داخل کشور برای سایت ارسال شده است:

فراخوان،هشت مرداد،مراسم چهلمین روز جان باختگان راه آزادی و یاد بازداشت شدگان:مکانهای تجمع روز هشت مرداد،ساعت پنج بعدازظهر:میدان ونک (آلترناتیو اول میدان سرو – آلترناتیو دوم پارک وی)میدان محسنی ( آلترناتیو اول بولوار کاوه – آلترناتیو دوم میدان هروی )میدان هفت حوض ( آلترناتیو اول فلکه سوم تهرانپارس – آلترناتیو دوم فلکه اول تهرانپارس)میدان فاطمی ( آلترناتیو اول میدان هفت تیر – آلترناتیو دوم میدان فردوسی ) پل گیشا ( آلترناتیو اول فلکه صادقیه – آلترناتیو دوم میدان انقلاب )هموطنان در دیگر شهرستانها حتمامراسم مشابهی را در وسط میادین شلوغ و اصلی و مرکزی شهر برگزار نمایند

لطفا اطلاع رسانی کنید

FearfulStupidOfficersInIRIBوضعیت فوق العاده در صدا و سیما

http://www.iranpressnews.com/source/062937.htm

روز یکشنبه در صدا و سیما وضعیت فوق العاده برقرار بود

سحام نيوز : يک وبلاگ خبرى از وضعيت فوق‌العاده در سازمان صدا و سيما و تعطيلى زودهنگام کارکنان ادارى آن به علت برگزارى مراسم ختم امروز در مجسد بلال خبر داد. امروز رأس ساعت 4 بعدازهظر قرار است مراسم يادبود محسن روح الامينى در مسجد صدا و سيما برگزار شود.

وبلاگ آق بهمن در اين باره نوشته است:

يکى از دوستانم که در تلويزيون کار مي‌کند، الان (که ساعت 12 ظهر يک‌شنبه به وقت تهران است) بهم خبر داد که امروز به خاطر مراسم ختم محسن روح‌الامينى که قرار است ساعت 4 در مسجد بلال صدا و سيما برگزار شود، کل سازمان صدا و سيما را يک ساعت زودتر تعطيل کرده‌اند. يعنى به جاى ساعت 4 هر روز، امروز ساعت 3 تعطيل است. و به همه کارمندانى هم که ماشينشان را در پارکينگ سازمان (که روبه‌روى مسجد بلال است) پارک کرده‌اند، گفته‌اند تا قبل از ساعت 3 ماشين‌هايشان را بردارند، وگرنه با جرثقيل خواهند برد.

اين دوست من مي‌گفت اولين بار است که به‌خاطر يک مجلس ختم، کل سازمان را يک ساعت زودتر تعطيل مي‌کنند.

مادر ندا آقاسلطان گفته که وزارت اطلاعات دستورالعملى به همه مساجد داده که خانواده هيچ کدام از کشته‌شدگان ماجراهاى اخير تهران، حق ندارند در مسجد مراسم بگيرند. اين مورد هم استثناست ، چون پدر محسن روح‌الامينى از مقامات نظام و دوست صميمى ضرغامى ، رئيس صدا و سيماست. مثلاً براى اين‌که اجازه بدهند محسن را از دم در خانه‌شان تشييع کنند، پدرش و ضرغامى تعهد داده بودند که اتفاقى نمي‌افتد و کسى شعارى نمي‌دهد.

پول نویسی برعلیه استبدادMoneyWrittingsAgainstTheDictators-3

آفرین و تحسین بر شیرزنان و مردان ایرانی
که در داخل “گود
با این رژیم ددمنش می جنگند….
درود بی پایان از سوی تمامی ایرانیان
خارج از گود“….

20000DeadBeTheDictator

پول نویسی برعلیه استبدادMoneyWrittingsAgainstTheDictators-2

آفرین و تحسین بر شیرزنان و مردان ایرانی
که در داخل “گود”
با این رژیم ددمنش می جنگند….
درود بی پایان از سوی تمامی ایرانیان
“خارج از گود
“….

20000SohrabSin

پول نویسی برعلیه استبدادMoneyWrittingsAgainstTheDictators-1

20000NedaWhichSin

شاهدی دیگر بر فروپاشی نظام “مجبوری اسلامی”Another Witness to Their Fall…

July 26, 2009 2 comments

انگشت پاسداران روی آژیر خطر – فرار

http://www.iranpressnews.com/source/062895.htm منصور امان

اگر چه آژیر خطری که آقای جعفری، سرکرده سپاه پاسداران روز گُذشته (شنبه) به صدا درآورد با پارازیتهایی مانند رجزخوانی علیه اسراییل، بازی با سلاح کُشتار جمعی و تحریک کشورهای همسایه در حاشیه خلیج فارس همراهی می شُد اما بانگ دورگه ی آن چندان مُتمایز و آشکار بود که جای هیچ سووتفاهُمی نسبت به موضوع هُشدار قرمز نمی گُذاشت.

سرکرده سپاه برخلاف سیاست شناخته شُده “نظام” مبنی بر انکار یا کم اهمیت جلوه دادن بُحرانهای داخلی و خارجی، نه تنها هُشدار داد: “تهدیدات داخلی علیه نظام اسلامی جدی است” بلکه، یک نتیجه گیری غیر مُنتظره دیگر را نیز بدان افزود و آن را “مُهمترین تهدیدات” درجه بندی کرد.

از هنگام آغاز خیزش دموکراتیک مردُم ایران، آقای مُحمد علی جعفری بالاترین مقام نظامی حافظ امنیت حُکومت است که به صراحت به تهدیدات امنیتی جدی که “نظام” با آن روبرو گردیده، اعتراف می کُند. مُتزلزل بودن وضعیتی که جمهوری اسلامی در آن به سر می برد را به ویژه از اینجا می توان دریافت که آقای جعفری حتی تلاش نکرده است هُشدارهای خود را خود را با ترم رایج “دُشمنان خارجی” نسبی کرده و اندکی آرایش دهد. او به طور مُستقیم به دُشمن اصلی در داخل اشاره کرده و با این نوآوری، صف بندی حُکومت علیه ملت و همچنین جایگاه اُرگانهای مُسلح تحت امر ولی فقیه را پُر رنگ تر به نمایش گُذاشته است.

سُخنان آقای جعفری، تنها بخشی از سلسله هُشدارها و تهدیدات بی پرده ای است که روز شنبه به گونه هماهنگ از سوی دیگر سرکردگان سپاه پاسداران نیز تکرار گردید. سرانجام در انتهای این روز نیز یک بیانیه رسمی از سوی سپاه پاسداران، خیز سیاسی چکمه پوشها را کامل کرده است. در بیانیه مزبور با رهبر تضعیف شُده “نظام” اعلام “بیعت مُجدد” گردیده و به “کسانی که بخواهند استحکام و ثبات نظام را با تهدید مواجه سازند” هُُشدار داده شُده است.

گُزارش میدانی سرکردگان بازوی نظامی – امنیتی “نظام” تا آنجا که به بازگویی موقعیت پریشان و وخیم آن برای شنوندگان علاقمند در کوچه و خیابان بر می گردد، بسیار شایان توجُه است. غیر از این، آقای جعفری و هم ششلول بندهایش با جور کردن شرایط فوق العاده و راه حلهای فوق العاده نُکته تازه ای نگُفته اند. اُرگانهای نظامی و امنیتی هم اینک نیز همه سلاحهایشان را به طرف مردم نشانه رفته اند و با تمام ظرفیت در خیابانهای سراسر کشور مشغول فرسایش رفتن هستند.

آنچه که می توان به این همه افزود تا مردُم را از جارو کردن “نظام” مُنصرف کُند، اول باید اختراع بشود.

تظاهرات امروز در میدان ونک

http://www.iranpressnews.com/source/062863.htm

امروز ۳ مرداد میدان ونک قلب آزادی خواهی بود. من که امروز گذرم به میدان ونک افتاده بود دیدم که مردم بدون توجه به حضور گسترده گاوهای وحشی با صدای بلند شعار مرگ بر دیکتاتور میدادند و تظاهرات میکردند. اما یک صحنه ناجوانمردانه اعصابمو خورد کرد و اونم این بود که لباس شخصیها بین مردم پنهان می شدند و مدام با بیسیم به پلیس دستور میدادند که به کدام سمت بروند و گاهی خودشون به طرز وحشیانه ای به مردم حمله می کردند که خودم دیدم یک پسر جوان رو زیر ساختمون اسکان مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و مردم هم با شعار ولش کن ولش کن و جیغ و فریاد سعی داشتند اون جوان رو نجات بدن ولی بسیجیها بردنش و به مردم نیز هجوم بردند.

اخبار پشت پرده + برنامه ی تظاهراتInside News +Next demonstrations

1- یکی از مسئولان ارشد اطلاعاتی در نشستی با چند نماینده مجلس گفت اگر وضع موجود همچنان ادامه یابد کار حکومت تا زمستان تمام است.

2- ترس اساسی دولت گره خوردن تظاهرات و تجمعات مردمی به ایام محرم و روزهای عاشورا و تاسوعاست.

3- تشکیل شورای راهبردی جنبش آزادیخواهی با حضور نمایندگان افکار و گرایش های مختلف سیاسی, گفته می شود رضا پهلوی نیز یکی از اعضای این شورا است.

4- یک روانشناس با بررسی رفتارهای خامنه ای از ایام انتخابات تا آخرین سخنرانی وی, اعلام کرد وی به هیچ وجه دارای تعادل روانی نیست و بررسی علمی سخنان وی حاکی از نوعی ترس و ناامیدی است.

5- بسیاری از افراد بسیجی با مشاهده فیلم های پخش شده از تیراندازی همقطارانشان, تصمیم به ترک و استعفا از این گروهک شبه نظامی گرفته اند. گویا فیلم های درگذشت ندا و سهراب این تاثیر را بیشتر کرده است. گفتنی است این گروه از بسیجی ها در میان فرماندهان بسیج به بسیجی ماهواره ای موسوم شده اند.

6- بعد از موضوع گیری آیت الله منتظری, محسن رضایی و رفسنجانی دو دستگی شدید در سپاه به وجود آمده است.

7- شنیده ها حاکی است هاشمی به شدت موافق عزل رهبری است ولی سعی دارد این مساله را با رایزنی و بر اساس تصمیم جمعی و به تدریج انجام دهد تا سطح فشار های سیاسی و شاید نظامی را از روز دوش خود بکاهد. نمونه ها و شواهد این تلاش ها سخنان اخیر و بروز جملات و فیلم هایی از خاطرات و زمان انتصاب خامنه ای است.

برنامه های روزمره:

1- شعار نویسی روی اسکناس ها و سطح شهرها

2- اطلاع رسانی به شهرستان ها

برنامه تجمعات:

1- جمعه 2 مرداد ساعت 17 مزار احمد شاملو و کشته شدگان در قتل های زنجیره ای امام زاده طاهر کرج

2- شنبه 3 مرداد ساعت 18 میدان ونک

3- دوشنبه 5 مرداد روز جانباز ساعت 10 صبح به ملاقات جانبازان جنگ خواهیم رفت.

4- چهارشنبه 14 مرداد روز صدور فرمان مشروطیت ساعت 18 میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی به یاد فریاد حق طلبانه مردم ایران

5- شنبه 17 مرداد روز خبرنگار, دفتر روزنامه اعتماد ملی برای یادبود خبرنگاران زندانی

روش ها ی مبارزات مدنی برای ضربه زدن به دولت نامشروع

روشها ی مبارزات مدنی برای ضربه زدن به دولت نامشروع اطلاع رسانی کنید
Yesterday at 3:44pm

۱

.خروج پول از بانکهای دولتی حامی م.الف شامل :مهر،انصار،بانک سینا،قوامین،ثامن

الائمه خروج نقدینگی از بانکهای دولت و گسیل آن به بانکهای خصوصی و نیمه خصوصی

مانند:پارسیان،پاسارگاد،سامان،اقتصاد نوین و موسسه مالی و اعتباری کارسازان آینده

۲

.عدم پرداخت به موقع اقساط ماهیانه

۳

.عدم پرداخت به موقع قبوض تا زمان اخطار

۴

.پول نویسی(شعار،آیات قرآن و احادیث مربوطه)،اگر امکان پول نویسی را ندارید با نوشتن ۸۸ با رنگ سبز بر روی پولهایتان در مبارزه مدنی شرکت کنید.<

۵

..عدم خرید از فروشگاه هایی که صاحبان آنها وابسته به نیروهای فشارند.این کار بسیار خود جوش بوده و اطلاع رسانی محله به محله آن توسط افراد همان منطقه می باشد ک بسیار موثر خواهد بود

۶

.تحریم کالاهای چینی و روسی

۷

.عدم خرید و ارسال آگهی به رادیو و تلویزیون دولتی ایران و روزنامه های وابسته به حاکمیت نامشروع

۸
.روشن نمودن تمام وسایل برقی در زمان سخنرانی سران حاکمیت نامشروع

۹
.حداکثر استفاده از کالاهای کوپنی برای فشار اقتصادی به دولت

۱۰

از گذاشتن شیر آب در پارکها،دستشوئی های عمومی و عدم رعایت اصلاح الگوی مصرف در تمامی اماکن وابسته به حاکمیت نامشروع

۱۱.

اطلاع رسانی سینه به سینه و شرکت در تحریم های گروهی مانند تحریم سیمکارتهای دولتی تا ۲۵ مرداد و سیگار ایرانی از ۱ مرداد تا ۱ مهر و شرکت در راهپیمائی های خودجوش طبق اصل ۲۷

۱۲

.تحریم سینمای دولتی و غیر فرهنگی حاکمیت نامشروع

۱۳.

استفاده حداکثری از رنگ سبزدر:پوشش،قلم،کیف،رنگ دفاتر،کادو

۱۴.

استفاده از موسیقی اعتراضی:استاد شجریان،داریوش و تمامی خوانندگانی که در این جنبش با ما هستند.(در خودرو)

۱۵.

استفاده از آهنگهای ای ایران،یار دبستانی من و … به عنوان زنگ موبایل و تصاویر موسوی و هر نوع نماد جنبش سبز برای تصویر پیش زمینه گوشی همراهتان

۱۶.

تحریم حداکثری شرکت نوکیا زیمنس

۱۷

معرفی وبلاگ های حامی و عدم مراجعه به سایت هایی ماند رجا،فارس

۱۸

.جستجو در موتور های گوگل و یاهو با مضمون “م.الف رئیس جمهور ما نیست!

۱۹

.خیرات خود را به صندوق صدقات نرخیته و آن را خودتان به دست نیازمندان برسانید

اطلاع رسانی کنید
.

AggressiveBeastsحیوانات وحشی تهدید هم می کنند!

البته با پوزش از حیوانات محترم و معصوم

از نظر مقایسه ی خصلت درنده خویی با شعور انسانی عرض شد

http://www.iranpressnews.com/source/062831.htm

سرکرده سپاه: منتظر نمی مانیم، به سنگرهای دشمن حمله می کنیم

خبرگزاري سپاه پاسدران (فارس): سردار سيد محمد حجازي جانشين فرمانده كل سپاه در همايش پاسداران اهل قلم كه امروز شنبه برگزار شد، اظهار داشت: اگر صرفا عمليات دفاعي و پدافندي را براي سپاه در نظر بگيريم هجمه‌هايي كه از اول انقلاب در مقابل نظام بوده ما را محاصره خواهد كرد. اين طور نيست كه ما در سنگرهاي خود بمانیم و منتظر حمله دشمن باشيم تا با آن مقابله كنيم، بلكه ما به سنگرهاي دشمن حمله خواهيم كرد.

این هم شاهدی بر سقوط قریب الوقوع “شتر خلافت” نامسلمان های خدا نشناس در ایران These letter are the witnesses to the Fall of the Ignorant NONmuslims, Ruling Iran

پایان افسانه حکومت مذهبیFigaro: End Of Religious Rule in Iran

فیگارو: ایران، پایان افسانه حکومت مذهبی

روزنامه فرانسوی فیگارو
ایران، پایان افسانه حکومت مذهبی
نوشته مِزری حداد، دکتر در فلسفه اخلاق از سوربن پاریس ، نویسنده، روزنامه نگار و فیلسوف تونسی .

برگردان از فرامرز دادرس

همینطور که برپایی رژیم مذهبی در سال 1979 در ایران ، موجب تقویت جنبش های اسلامی در سراسر جهان، بویژه جهان عرب شد. فروپاشی این رژیم مکتبی، تنش ها را در بخش های زیر نفوذ آن، و در جهان کاهش خواهد داد، و پشت سر خود موجی از خرابی و تاًسف بر جای خواهد گذاشت.

باقی را اینجا بخوانید

1 امرداد، 23 ژوئیه
تارنمای فرهنگ ایران
www.farhangiran.com

ویروس خطرناکVirus Alert

این در میان نامه های مجله بود…. لطفاٌ بخوانید و منتشر کنید

PLEASE READ & FORWARD !

Hi All,

I checked with Norton Anti-Virus, and they are gearing up for this virus!
I checked Snopes, and it is for real. Get this E-mail message sent around to all your contacts ASAP.

PLEASE FORWARD THIS WARNING AMONG YOUR FRIENDS, FAMILY AND CONTACTS!

You should be alert during the next few days. Do not open any message with an attachment entitled ‘POSTCARD FROM HALLMARK,’regardless of who sent it to you. It is a virus which opens A POSTCARD IMAGE, which ‘burns’ the whole hard disc C drive of your computer.

This virus will be received from someone who has your e-mail address on his/her contact list. That is the reason why you need to send this e-mail to all your contacts. It is better to receive this message 25 times than to receive the virus and open it!

If you receive a mail called’ POSTCARD,’ even if it is sent to you by a friend, do not open it! Shut down your computer immediately. This is the worst virus announced by CNN.

It has been classified by Microsoft as the most destructive virus ever. This virus was discovered by McAfee yesterday, and there is no repair yet for this kind of virus. This virus simply destroys the Zero Sector of the Hard Disc, where the vital information is kept.

COPY THIS E-MAIL, AND SEND IT TO YOUR FRIENDS.
REMEMBER: IF YOU SEND IT TO THEM, YOU WILL BENEFIT ALL OF US

فقيه خوشگله / درد مشترک /محسن نامجو Mohsen Namjoo

CurttingHisFingersForTakingPhotos

عکاس بازداشت شده: می خواستند انگشت مرا ببرند

http://www.iranpressnews.com/source/062734.htm

گزارشگران بدون مرز ویدئویی از علی زارع عکاس جوان که در تهران بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفته در اختیار رسانه ها قرار داده است. این گزارشگر جوان به مدت بیش از چهل ساعت از سوی بسيجيان و نيروی انتظامی در محل نامعلومی مورد شکنجه قرار گرفته است.

وی می گوید: من همیشه از خودم پرسیدم که چرا باید تنبیه بشم چون من یک عکاسم. من یک ژورنالیست هستم و این بخشی از شغل من است، من باید این وضعیت را به رسانه های دنیا منتقل کنم. من در خیابان انقلاب بودم ، قبل از اینکه شروع به عکس گرفتن بکنم ، کسی به طرف من آمد و گفت لطفا با ما بیا. اون شخص ایرانی بود ولی دو نفر دیگری که مرا بازداشت کردند لبنانی بودند. من محلی و جایی که در آن بازداشت بودم را نمی دانم چون چشم ها و دست های مرا بسته بودند. در حدود 14-16 ساعت بعد من برای پاسخ دادن به چند سوال به اتاقی رفتم که یک دوربین و یک چاقو و باتوم برقی در آنجا بود. به من شوک برقی دادند و بعضی از آنها میخواسنتد انگشت مرا ببرند. انها یک چیز جالب به من میگفتند لطفا حرکت نکن ، چون میخوام انگشتت را هنرمندانه ببرم چون تو یک هنرمند هستی و به انگشتان ظریف احتیاج داری. برای 24 ساعت مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. از نظر انها هر ژورنالیستی یک جاسوس است.

http://www.youtube.com/watch?v=4lihC3oy8F0

سیستم شنود در ایران Surveillance in Iran

This was among the mail… about How the secret police in Iran controls the mobile phones of the people and the dissidents….and how to avoid the redtape…..

Surveillance

قصدم از نوشتن این نوشته، به هیچ عنوان هراس افکنی و ارعاب و دامن زدن به ترسی که مقصود این رژیم پلید است، نبود. هدف، فقط و فقط روشنگری دوستان بود تا به خاطر رعایت نکردن مسائل بسیار ساده و پیش پا افتاده، زبانم لال دچار مشکل و درد و عذاب نشوند. همه بهتر از من می دانند که این روزها، نفس کشیدن و حق حیات طلب نمودن نیز جرم است. گر چه همه مان فرزندان کاوه و سیاوشیم و ما را با ترس و هراس کاری نیست، لیک شرط اول هر نبردی، عقل و تدبیر است و احتیاط و گوش به زنگ بودن. تمامی این نوشته را به حساب همین شروط بگذارید و لا غیر…

راهکار چیست؟
اولین راه شناخت هر پادزهری، شناخت زهر است. پس، اگر در طول مکالمات خود به موارد زیر برخورد کردید، حداقل به شک بیفتید:

· مکالمات دارای اکوی بیش از حد هستند و صدای شما یا طرف مقابل اکو می شود.

· صدایی مانند صدای باد یا خش خش در مکالمه به گوشتان می خورد..

· بیش از چندین بار دچار خطای به اصطلاح خط رو خط شدن می شوید.

· اس ام اس هاتان به مقصد نمی رسد یا اگر می رسد، شماDelivery دریافت نمی کنید.


اینها، تمامی نشانه های یک شنود غیرقانونی نیستند، اما بسیاری از مکالمات تحت شنود گاهاً دچار این اختلالات می شوند. (البته فقط در ایران!)
بهترین راهکار، تحریم اس ام اس اپراتورهای ایرانی (چه همراه اول و چه ایرانسل) است؛ اگر نمی توانید تحریم کنید، استفاده نکردن از کلمات و حرفهای مورد نظر سربازان گمنام در مکالمات و اس ام اس ها را جدی تر بگیرید. همچنین اگر گوشی تان برای اس ام اس، قابلیت Encryption را دارد، آن را فعال نمایید..

پیروز باشید و سربلند و سبز….

Iran Hunger Strike – Googoosh, Ganji, Iranian Celebrities At United Nations Today July 22

Mamudak, Disconnec ting People by help of Nokia

nokiahmadinejadاین برای قطع کردن آمده

Solidarity From Sweden: برلین، آلمان در روزهای 24 و 25 جولای 2009 :اعلام همبستگی

اعلام شرکت و همبستگی با اعتصاب کنندگان

اعلام شرکت وهمبستگی با اعتصاب کنندگان
در برلین، آلمان در روزهای 24 و 25 جولای 2009
برعلیه موج جدید سرکوب و اختناق در ایران

سی سال است که سرکوب، شکنجه¬ی جسمی و روحی و اعدام در ابعاد تصور ناپذیر در نظام جمهوری اسلامی ادامه دارد. پدیده¬ای که در واقع بخش جدایی ناپذیر این نظام مستبد مذهبی ، ضد بشری و آزادی کش است. موج سرکوب در قیام اخیر مردم ایران در واقع ادامه¬ی همان سرکوب و زندان و شکنجه¬ و اعدام سال¬های گذشته است که از آغاز استقرار این حکومت عقب مانده ی دینی، در این روزها، با عریانی هر چه بیشتر به مردمی که خواهان حداقل آزادی¬های فردی و سیاسی و اجتماعی خود هستند، با خشونت و بی¬رحمی تحمیل می¬شود.

همدل با خانواده¬های زندانیان سیاسی، کشته، مفقود و شکنجه شدگان خیزش اخیر مردم ایران و با احساس همدردی با یک یک آن¬ها در اولین روز اعتصاب غذا شرکت می کنم و صدایشان را پژواکی می شوم پر درد و خروشان تا جهانیان بدانند این دژخیمان با مردم بی دفاع ما در آن سرزمین چه می کنند.

برقرار باد مبارزات حق طلبانه ی مردم ایران
سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی و برابری
گیسو شاکری
21 جولای 2009- استکهلم

Butcher Leaderخامنه ای جلاد

مرگ که حق است ولی خدا هیچکس را “جلاد” مردم از دنیا نبره!

Butcher Leader رهبر جلاد

بیانیه روابط عمومی جبهه ملی ایرانMilitaryStateInTehran

بیانیه؛ شهر تهران در اشغال نیروهای نظامی و امنیتی

http://www.iranpressnews.com/source/062656.htm

بیانیه روابط عمومی جبهه ملی ایران

جمهوری اسلامی با برگزاری مراسم 30 تیر با خشونت برخورد کرد

سالهاست که عصر روز سی ام تیر اعضای شورای مرکزی و نمایندگان سازمانهای جبهه ملی ایران در میدان هفت تیر تجمع پیدا کرده و از آنجا به ابن بابویه بر سر مزار شهدای سی ام تیر میروند و با نثار گل نسبت به شهدای گرانقدر سی تیر ادای احترام میکنند اما امروز 30/4/88 ساعت 5/4 بعدازظهر هنگامیکه اعضای جبهه ملی به میدان هفت تیر و مقابل مسجد الجواد میآمدند با صحنه یک شهر اشغال شده و با صدها نیروی انتظامی و بسیجی و لباس شخصی مواجه میشدند که اجازه توقف به هیچکس نمیدادند و با خشونت هر چه تمامتر افراد را متفرق میکردند و به اتوبوس هایی هم که برای رفتن به ابن بابویه تهیه شده بود اجازه توقف در میدان داده نشد و تعداد زیادی از مردم را که برای همگامی با اعضای جبهه ملی به میدان هفت تیر آمده بودند مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار دادند. از سوی دیگر پس از برخورد حکومت با این مراسم مسالمت آمیز عده ای از اعضاء جبهه ملی بطور انفرادی و با اتوموبیل های خود به ابن بابویه رفتند که تعدادی از آنها به هنگام خروج از محوطه مزار شهدای 30 تیر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند که در میان بازداشت شدگان آقایان اصغر فنی پور ، مهندس حسین عزت زاده ، ناصر کمیلیان، حسین ریاحی ، علی قادری ، محمدعلی رباطی ، دکتر حسین مجتهدی و چند نفر دیگر دیده میشدند.

شامگاه

پیروزی مدنی مردمVictory To People

قیمت هر سهم شرکت مخابرات ایران (اخابر) در تالار شیشه ای تهران تنها طی 10 روز بیش از 70 ریال سقوط کرده است.


UNPetitionNotToRecognizeAhmadiNejad هرکسی امضا نکرده لطفا امضا بفرماید

July 22, 2009 1 comment

سلام / این در میان نامه های این سایت بود

جهت اطلاغ عزیزانی که امضا نکرده اند

خودم همین الان میرم و امضا می کنم…

40784 have signed so far – help us get to 40,000. /هرچه بیشتر بهتر/ The More, The Better…. Please SIGN….

Please sign the petition to United Nation, not to recognize AhmadiNejad as Iran’s current president. Go to the link provided below.

http://petitions.tigweb.org/iranvote2009

*دوستان به لینک فوق برید و در سایت رسمی سازمان ملل امضا کنید تا احمدی نژاد
را به عنوان رییس جمهور ایران به رسمیت نشناسند*

*تا این لحظه 10 شب 21 تیر 88 ، 25960 رای داده شده باید به 40000 برسه پس از هر
طریق ممکن دوستان و آشنایانتان را دعوت و ترغیب به این کار کنید.*

*در پایان یاد آور می شوم :*

*شروع تغییر در ایران یه دو سرعت نیست یه دو ماراتنه*

Figaro: Crisis Spreading To Other Cities….

IRI Nationa Security is Based On Lies, So Telling The Truth Is A Crime!

http://www.iranpressnews.com/source/062612.htm

توضیح وکیل مهدی خزعلی درخصوص آزادی او

ایلنا: وکیل مهدی خزعلی از آزادی موکل خود با قرار کفالت 20 میلیون تومانی خبر داد.

هادی ارمغان با اعلام این مطلب گفت: روز گذشته خبری به نقل از بنده در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های داخلی وخارجی منتشر شد، در حالی که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکرده‌ام.

وکیل خزعلی در مورد پرونده موکل خود اظهار داشت:در تاریخ هفتم تیرماه سالجاری مهدی خزعلی به صورت شفاهي به دادسرای روحانیت احضار و بعد از اینکه ثابت کرد، روحانی نیست، دادسراي روحانیت با صدور قرار عدم صلاحیت ذاتی، وی را تحویل مقامات امنیتی داد.

ارمغان با بیان اینکه در تاریخ هشتم تیرماه برای مهدی خزعلی قرار وثیقه 500 میلیون تومانی صادر شد، ادامه داد: پس از ارجاع پرونده به دادسرای امنیت، شعبه اول دادیاری امنیت مستقر در دادگاه انقلاب قرار وثیقه را به قرار بازداشت تبدیل کرد.

وکیل مهدی خزعلی با بیان اینکه پیش از بازداشت موکلش از وی، وکالت نامه اخذ کرده بود،افزود: پس از اطلاع یافتن از تبدیل قرار وثیقه به قرار بازداشت با مراجعه به دادسرا به این قرار اعتراض کردم و موکلم با قرار کفالت 20 میلیون تومانی شب عید مبعث آزاد شد.

وی اظهار داشت: با توجه به ماهیت قرار کفالت که اصولا به امور سبک کیفری اطلاق می‌شود و با توجه به اینکه اتهامات موکل بدلیل مطالب منتشره در سایت تخصصی است به نظر می‌رسد به زودی دادگاه قرار منع پیگیرد خزعلی را صادر کند.

ارمغان در خصوص اتهامات موکل خود گفت: اصولا با توجه به ارجاع پرونده به شعبه اول دادسرای امنیت به نظر می‌رسد اتهام موکلم اقدام علیه امنیت ملی باشد.

About 25th of July سوم مرداد ماه = روز جهانی همبستگی با مردم ایران

متن ریز در فیس بوک بود  لطفاٌ به بازدید خود ادامه بدهید تا به شنبه برسیم!

This was in FaceBook about this Saturday Internation Day….. Please keep visiting here for the updates……

Support of the Iranian people and in condemnation of the human rights abuses being committed by the Iranian government. United4Iran does not promote any political agenda; our only aim is to support the people of Iran in their struggle for democracy, freedom and basic human rights.

Where is my vote group, will follow the official website:

http://united4iran.org/

The London location has not been confirmed yet and we are waiting like you for it to be confirmed:

http://united4iran.org/locations/europe/london

Although there has been some announcements by others about this event but as the event is an international, we will follow the officials in this humanitarian act.

Please keep an eye on the website in order to keep our UNITY as Iranians in solidarity with Green movement and Iranians inside Iran, so we can have a great turn out.

Please share this with all you friends from any nationality.

Payande Iran

Source:  Raieh Mardom

ViciousAliخامنه ای بی رحم و حقوق بشر در ایران اشغالی

اعتراضات و درگیریها در نقاط مختلف تهران (امروز)
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

اعتراضات و درگیریها در نقاط مختلف و یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به مردم

بنابه گزارشات رسیده از میدان 7 تیر و مناطق مرکزی تهران ، تعداد زیادی از مردم بمناسبت گرامیداشت 30 تیر دست به اعتراضاتی در نقاط مختلف تهران زدند.
از ساعت 17:00 مردم تهران از مناطق مختلف بسوی میدان 7 تیر روانه شدند و علاوه بر میدان 7 تیر در اکثر مناطق مرکزی حضور داشتند. مردم و بخصوص جوانان به صورت گروهای چند صد نفری جمع می شدند و اقدام به دادن شعارهای مانند مرگ بر دیکتاتور،ایرانی میمیرد ذلت نمی پذیردو شعارهای دیگر را سر می دادند. وقتی که با یورش مامورین مواجه می شدند با آنها درگیر و بعد از آن پخش می شدند و در نقطه ای دیگر دوباره اعتراضات و درگیریها را ادامه می دادند. عمده اعتراضات در میدان 7 تیر ،ولی عصر،میدان انقلاب ، و سایر مناطق دیگر می باشد.
نیروهای سرکوبگر که از گارد ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصیها در تمامی مناطق مرکزی بصورت گسترده و بی سابقه ای حضور دارند. آنها بصورت 10 متر به 10 متر در میادین و خیابانها آرایش بسته بودند. همچنین مامورین گارد ویژه که سوار بر موتور هستند و بصورت گله ای در خیابانهای اصلی و میادین مانور می دهند و به مردم یورش می بردند و آنهارا آماج باتوم های خود قرار میدادند. انبوهی از خودروهای نیروهای سرکوبگر در خیابانها و میادین اصلی شهر مسقر هستند. خیابانهای مرکزی شهر بصورت یک حکومت نظامی اعلام نشده است.
نیروهای سرکوبگر به مردم و جوانان وحشیانه یورش می برند و آنها را آماج باتوم های خود قرار میدهند .آنها از حرکت چند نفری با هم وحشت دارند و با مشاهدۀ حرکتهای چند نفری مردم و جوانان بسوی آنها یورش می برند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار میدهند. با هر یورش نیروهای سرکوبگر بسوی مردم و ضرب وشتم یا دستگیری آنها باعث سر دادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور از نقاط مختلف می شد. تا به حال تعداد زیادی در اثر ضربات باتوم زخمی شده اند و تعداد بیشماری دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند.
طبق معمول سرکوبگران دستگیر شدگان را ابتدا به زندان کهریزک (اردوگاه مرگ)،کلانتری 148 ،آگاهی شاپور ،ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت شکنجۀ وحشیانه منتقل می کنند. که تا به حال تعدادی از آنها زیر شکنجه جان باخته اند. این اعمال غیر انسانی و جنایت علیه بشریت بدستور علی خامنه ای ولی فقیه رژیم صورت می پذیرد.

30 تیر 1388 برابر با 21 ژولای 2009

Change The Fate, if you do not like it


زنده موندن واسشون بهونه بود……

افراد فعال وزارت بد نام اطلاعات ايران IraniansWhoSpyForIRI

BraveWomenOfIranدر این میان شجاعت بی نظیر زنان حیرت آور بود

ForcastingTheNextSteptsOfDevilsپیش بینی گام های بعدی شیاطین در ایران

This was in the mail this early morning…. We shall see how if comes true, IF ever!

این را امروز صبح زود در میان نامه ها یافتم… تا ببینیم چگونه واقع می شود…اگر بشود…..

سناريوي بعدي کودتاچيان طراحي انفجاري خودساخته است که در آن قرار است
تعداد زيادي از بسيجيان، لباس‌شخصي‌ها و نيروي انتظامي کشته شوند تا حضور
مردم در خيابان‌ها با يک عزاي عمومي به مدت يک هفته به تعويق بيفتد.
به گزارش چريک آنلاين،‌ تئوريسين‌هاي کودتاي انتخاباتي محمود احمدي‌نژاد
و نويسندگان اصلي سناريوي کودتا به اين تصميم رسيده‌اند که با يک خودزني
بزرگ خود را در برابر دوربين‌هاي تمامي‌ رسانه‌هاي جهان به عنوان
قربانيان اصلي و مظلومان اين وقايع معرفي کنند.
رد پاي ايده اين انفجار نيز چند روز پيش در خبري ديده مي‌شد که اعلام
مي‌کرد عده‌اي از به ظاهر هواداران ميرحسين موسوي و آشوب‌طلبان را دستگير
کرده‌اند که اسلحه و مواد منفجره با خود به همراه داشته‌اند.
اين انفجار مي‌تواند در يکي از محل‌هاي استقرار بسيجيان رخ دهد و پس از
انفجار هم قرار است دوربين هاي صدا و سيما به خلق ظهر عاشورايي بپردازند
که تمامي جهانيان را متاثر کند..
البته نسخه‌ي ديگري از اين سناريو نيز وجود دارد که براساس آن قرار است
عده‌اي سبزپوش از ميان به ظاهر حاميان ميرحسين موسوي به سوي لباس شخصي‌ها
و نيروي انتظامي شليک کنند و عده‌ي زيادي از آن‌ها را به رگبار گلوله
ببندند. اين سناريو کمترين امتياز را براي اجرا در نشست کودتاچيان به دست
آورد..
نسخه‌ي ديگري از سناريوي انفجار مطرح شده و آن انفجاري است که قربانيان
از هر دو طيف باشند. يعني عده‌ي زيادي از سبزپوشان کشته شوند و هم
کودتاچيان و نيروهاي نظامي. پس از اجراي اين سناريو هم قرار است حاکميت
اعلام کند دعواهاي داخلي امنيت نظام و مردم را به خطر انداخته است و
عده‌اي دارند بر سر تصاحب قدرت مردم را قرباني مي‌کنند.

مردم بايد گوش به زنگ باشند تا اين سناريو هم خنثي شود

IRIB = The Liar حاميان صدا و سيمای فاسد و دروغگو را بشناسيد

List of those companies supporting IRIB with their ads….لیست شرکت های آگهی دهنده به صدا و سیما

http://www.iranpressnews.com/source/062478.htm

MohsenSazgaraPracticalPointsمحسن سازگارا

با تمام فرمایشات و نظرات ایشان شاید موافق نباشم ولی برای مفید بودن آن ها، در اینحا می آورم….

DepressionOfModernMan/ Osho افسردگی انسان امروز/ اشو/

This was in the FaceBook…….

Only God knows how  my Osho translations are riding on the waves…

.it is MORE than the following text…..

the above link to read the whole question/Answer …..

……….انسان هميشه با اميد زندگي كرده است، با آينده، با بهشتي در جايي دوردست.
انسان هرگز در لحظه ي حال زندگي نكرده است… روزگار طلايي انسان هميشه در راه بوده است.
همين او را مشتاق نگه داشته است. زيرا چيزهاي بزرگتر در آينده رخ خواهند داد و تمامي آرزوهاي او برآورده خواهند شد. نوعي خوشي بزرگ در انتظاركشيدن وجود داشته است.
انسان در لحظه ي حاضر رنج برده است و در لحظه ي حاضر رنجور بوده است. ولي همه ي اين رنج ها در روياهايي كه قرار بوده در فردا رخ بدهند، تماماً فراموش شده بود. فردا هميشه زندگي بخش بوده است.
ولي اوضاع تغيير كرده است. اوضاع قديم خوب نبود زيرا كه فردا __ برآورده شدن روياها ___ هرگز نيامد. انسان در نااميدي از دنيا رفت. او حتي در وقت مرگ نيز براي يك زندگي آينده اميد داشته ___ولي او واقعاً هيچ خوشي و هيچ معنايي را در اين زندگي تجربه نكرده بود.
ولي قابل تحمل بود. مسئله فقط براي امروز بوده: خواهد گذشت، و فردا بايد بيايد. پيامبران ديني و ناجيان به او انواع لذات را __ كه در اينجا محكوم و ممنوع بودند __ در بهشت وعده مي دادند.
رهبران سياسي، آرمانگرايان اجتماعي، آنان كه به مدينه ي فاضله عقيده داشتند نيز همين چيزها را به او وعده مي دادند __ نه در بهشت، بلكه در اينجا، روي زمين، در جايي دوردست در آينده، وقتي كه جوامع از يك انقلاب تمام عبور كنند و ديگر اثري از فقر، طبقات اجتماعي نيست و انسان مطلقاً آزاد است و هرچه را كه نياز داشته باشد دارد.
اين هر دو، در اساس يك نياز رواني را ارضا مي كنند. براي كساني كه ماده گرا بودند، رويكرد آرمانگرايانه، سياسي، اجتماعي و مدينه ي فاضله جذابيت داشت و براي آنان كه ماده گرا نبودند، رهبران ديني جاذبه داشتند.
ولي موضوع جاذبه دقيقاً يكي بوده است : هرآنچه را كه بتوانيد تصور كنيد، خوابش را ببينيد و مشتاق آن باشيد مطلقاً برآورده خواهد شد……….ادامه دارد……….. در لینک بالا

OneSpringOfFreedomمن سرود خواهم خواند: بار بار آزادی…

این موسیقی زیبا و تصاویر واقعی از جنایات رژیم را الان بعنوان کامنت دریافت کردم. مرسی از موسی عزیز

Mahmudak&TheGnagNotQualifiedForOfficesطرح پیگیری عدم کفایت سران فاسد مجبوری اسلامی

نوشتار زیر را الان برای رادیو فردا فرستادم

در اینحا خواندم که نمایندگان مجلس، بالاخره دوزاری کج شان افتاد،
و “اعلام جنگ” و درنده خویی این بی کفایت قاتل را فهمیدند.
این طرح باید در سطح رهیر سفیهان، علی خامنه ای؛
و تمامی مسئولان اجرایی کشور __
حتی بسیاری از خود مجلسیان مه با تقلب و تطویر “نماینده” شدنده اند__
پیگیری شود و خوشبختانه خود مردم ایران در خیابان ها این را خواسته و خواهند خواست.
به امید پیروزی عشق بر جهل….

https://iran13912012.wordpress.com/

5 WeeksAfterThe Coup پنج هفته پس از کودتا

http://peiknet.com/

5 هفته پس از کودتا
جنبش مردم تنومند تر شد
پیکر کودتاچی‌ها تکیده‌تر

کودتاچی های 22 خرداد نه می خواهند و نه می توانند واقعیت آنچه را در حال تکامل است درک کنند. این خصلت ارتجاع است. مهم نیست که مذهبی باشد یا فوکولی. همین که حاکمیتی از درک و قبول واقعیت عاجز مانده و علیه آن مقاومت کند مرتجع است. پنج هفته از کودتای انتخاباتی 22 خرداد گذشته است و آنها هنوز بر این تصورند که می‌توانند بر اوضاع مسلط شوند. نفهمیده اند که جنبش ضد کودتا، از جنس قیام مسلحانه مجاهدین خلق نیست! وقتی در صف راهپیمایان و معترضان پیر و جوان، چادری و کم حجاب، کارگر و بیکار، فرهنگی و کاسب، دانشجو و دانش آموز حضور دارند و در تمام فیلم هائی که در این 5 هفته منتشر شده قابل مشاهده اند، این دیگر اعتصاب رانندگان شرکت واحد نیست که رهبران سندیکایش را بگیرید و راننده های سپاه را پشت فرمان اتوبوس ها بنشانید!

عزم دیروز مردم برای شرکت در نماز جمعه تهران که تمام خیابان های اطراف دانشگاه تهران و بسیاری از میادن و خیابان های مرکزی شهر را در بر گرفت، به هر عقب افتاده حکومتی هم باید فهمانده باشد که وقتی پس از 5 هفته سرکوب خونین، مردم در اولین فرصت می ریزند به خیابان ها، نام این شکست کودتاست! کودتا شکست خورده است و هر روز که در پذیرش این شکست تاخیر می شود، عقب نشینی برای کودتاچی ها پرهزینه تر خواهد شد. کودتاچی ها هر چه داشتند در خیابان ها و زندان ها نشان دادند. بعدش چه دارند نشان بدهند؟ اعدام مشتی زندانی سیاسی؟ حتی در اینصورت جنبش قابل کنترل می شود؟

10 در صد آن میلیون ها مردمی که می آیند به خیابان ها نیز نمی دانند جلائی پور کیست و یا رمضان زاده چه کسی است؟ حتی نمی دانند سعید حجاریان کیست! بنابراین، اعدام آنها، تنها باعث آغاز آشنائی با آنها می شود و خون خواهی را در جنبش تقویت می کند. بنابراین، آن آخرین حربه هم اگر به کار گرفته شود بی فایده است. به همانگونه که هر روز تاخیر در قبول شکست و کنار رفتن برای کودتاچی ها پرهزینه تر.

چه کسی دو ماه پیش فکر می کرد، علی خامنه ای اینچنین با سر در میان مردم به زمین سقوط کند! چه کسی تصور می کرد هاشمی رفسنجانی در عرض چند هفته چنین چهره  مطلوبی در میان مردم پیدا کند که دیروز، در نماز جمعه معلوم شد؟

این ها حکم قطعی و بی بازگشت هر تحول اجتماعی است. همین حکم می گوید، هرچه عقب نشینی و قبول شکست با تاخیر انجام بگیرد، جنبش تنومندتر و حاکمیت تکیده تر می شود.

نماز جمعه دیروز همین را نشان نداد؟

مردمی که حالا دیگر میدانند با گلوله شکار می شوند، در زندان می روند زیر شکنجه و چماق، تجاوز و… اما در آن حجم میلیونی می آیند به خیابان، مردمی اند تنومند. یعنی جنبشی اند تنومند که روز به روز تنومند تر نیز می شود. و به صف نخست نماز جمعه دیروز تهران نگاهی دوباره بیاندازید. ناطق نوری، امامی کاشانی، حسن روحانی و… همه به خطبه های هاشمی گوش می دهند و پشت او نماز می خوانند. حکومت کودتا تکیده تر نشده؟

حالا اگر تظاهرات در تهران آزاد اعلام شود، 7 تا 8 میلیون نفر می ریزند به خیابان، درحالیکه در تظاهرات دوشنبه بعد از انتخابات و هفته زنجیر سبز، حداکثر نیمی از این جمعیت به خیابان آمده بود.

اگر دو روز بعد از انتخابات، آن را باطل اعلام می کردند و انتخاباتی دوباره برگزار می‌کردند، نتیجه آن چنان نبود که اگر امروز باطل اعلام کنند و انتخابات تازه ای برگزار کنند بدست می آید. یعنی شاید رقمی برابر 98 درصد مردم به میرحسین موسوی رای می دهند!

Iran:WhatWasANDWhatIsNow!ایران: شعری از حکیم فردوسی


شعری از حکيم ابوالقاسم فردوسی

(ایران: چه بود و چه شد؟!(

در اين خاک زرخيز ايران زمين
نبودند جز مردمي پاک دين

همه دينشان مردي و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کيششان
گنه بود آزار کس پيششان

همه بنده ناب يزدان پاک
همه دل پر از مهر اين آب و خاک

پدر در پدر آريايي نژاد
ز پشت فريدون نيکو نهاد

بزرگي به مردي و فرهنگ بود
گدايي در اين بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر ميهن فراموش ما

که انداخت آتش در اين بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کرديم کين گونه گشتيم جوار؟
خرد را فکنديم اين سان زکار

نبود اين چنين کشور و دين ما
کجا رفت آيين ديرين ما؟
به يزدان که اين کشور آباد بود
همه جاي مردان آزاد بود

در اين کشور آزادگي ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمايه بود آنکه بودي دبير
گرامي بد آنکس که بودي دلير

نه دشمن در اين بوم و بر لانه داشت
نه بيگانه جايي در اين خانه داشت

از آنروز دشمن بما چيره گشت
که ما را روان و خرد تيره گشت

از آنروز اين خانه ويرانه شد
که نان آورش مرد بيگانه شد

چو ناکس به ده کدخدايي کند
کشاورز بايد گدايي کند

به يزدان که گر ما خرد داشتيم
کجا اين سر انجام بد داشتيم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگي کردن و زيستن

اگر مايه زندگي بندگي است
دو صد بار مردن به از زندگي است

بيا تا بکوشيم و جنگ آوريم
برون سر از اين بار ننگ آوريم

سوم مرداد ماه 1388: روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایرانJuly25th=International Solidarity Day for Human Rights Action in Iran

http://united4iran.org/

(July 8, 2009) Press Release Human rights activists are organizing a coordinated Global Day of Action on July 25, 2009 to demand respect for the human rights of the Iranian people and to demonstrate worldwide solidarity with the civil rights movement in Iran. Major human rights organizations have sponsored the event.

Around the world, people will gather in solidarity with the Iranian people following over a month of intensified state repression against citizens peacefully demonstrating for their rights.  Many have been killed in the streets, many hundreds have been beaten and injured, and at least 2,000 are thought to have been detained.

The Global Day of Action is a not affiliated with any partisan political agenda, and is aimed at securing the internationally recognized rights of the Iranian people.

The organizers believe that while political questions facing Iran can only be resolved by the Iranian people themselves, the violent repression of their internationally guaranteed human rights are of concern to people all around the world.

The global day of action is organized around the following core demands:

1. That member states and civil society organizations of the international community give sustained attention to the Iranian people’s human rights as a matter of international concern, and that the UN should immediately initiate an investigation into grave and systematic human rights violations in Iran, including the fate of prisoners and disappeared persons, unlawful killings, and torture and other ill-treatment;

2. An end to state-sponsored violence, accountability for crimes committed and no recourse to the death penalty;

3. The immediate and unconditional release of all prisoners of conscience, including politicians, journalists, students, and civil society activists; and

4. Freedom of assembly, freedom of association, and freedom of expression (including freedom of the press) as guaranteed by the Iranian constitution and Iran’s obligations under international covenants that it has signed.

A New Initiative= United4Iranیک حرکت تازه اتحاد برای ایران

این را هم الان در میان نامه هایم یافتم

جهت اطلاع عموم می آورم و آن را پیگیری خواهم کرد.

Join this unprecedented wave of global citizen activism for the people of Iran. On July 25, participate in an event in one of more than 50 cities around the world.

Join us on July 25, 2009 for a rally in your city in support of the Iranian people and in condemnation of the human rights abuses being committed by the Iranian government. Learn how you can get involved by emailing us at info@united4iran.org.

United4Iran is a non-partisan collaborative of individuals and human rights organizations. United4Iran does not promote any political agenda; our only aim is to support the people of Iran in their struggle for democracy and freedom.

We came together to organize a Global Day of Action on July 25th so the citizens of the world can stand together for:

1) Civil and human rights for the people of Iran
2) Stopping the abuse of power—the imprisonment, torture and killing
3) Solidarity with the Iranian people. To our Iranian brothers and sisters: We have heard your voices, and you are not alone.

http://www.youtube.com/watch?v=uw7_Pa1K3oU&eurl=http%3A%2F%2Funited4iran.org%2F&feature=player_embedded

AtomicStupidIRIحماقت اتمی مجبوری اسلامی ایران

These ‘stupid guys’ running the IRI, think that they can fool the whole world and they shall rule it too! They think If they say ‘close our case!’, the world would say, ‘yes, Sir’! What an illusion! Yet the ‘reality of wars’ happen due to these ‘stupid guys’!

The bigger stupidity is to let this (Atomic IRI) happen! Yes, it means that these guys shoul be STOPPED, asap, before it is TOO LATE.

این احمق ها فکر کرده اند که باقی دنیا هم مثل خودشان احمق هستند! حماقت واقعی یعنی همین.

و اگر این رییس جدید انرژی اتمی ایران بگوید “پرونده را ببندید” ، آن ها  هم بگویند “چشم”!

زهی خیال باطل…

http://www.iranpressnews.com/source/062433.htm

احداث محوطه ای جهت انجام آزمایش اتمی در کویر لوت

“کورسور”، “INFOX”، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 27 تیرماه

ایران در مراحل نهایی تاسیس محوطه ای برای انجام آزمایشات هسته ای در بخش شرقی صحرای مرکزی کشور یعنی “کویر لوت” است.

این محل توسط کارشناسان ایران با توجه به تجارب کره شمالی، شریک ایران در برنامه هسته ای انتخاب شده است.

به گزارش Debka، دو دیپلمات آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کردند که ایران کلیه امکانات لازم را در اختیار دارد که طی شش ماه، اولین آزمایش هسته ای خود را انجام دهد.

یادآوری می کنیم که بر اساس گزارش اداره جاسوسی آلمان (BND) ایران می تواند تا شش ماه دیگر بمب اتمی بسازد و آنوقت بر اساس تجارب کره شمالی می تواند اقدام به انجام آزمایش زیر زمینی هسته ای کند. این مطلب را سه روز پیش مجله “اشترن” به نقل از یک منبع آگاه در محافل جاسوسی گزارش داد.

منابع BND به این نشریه اطلاع دادند که ایران از چرخه کامل غنی سازی برخوردار است که به این کشور اجازه می داد تا اورانیوم غنی شده در حد مصارف نظامی تولید کند. به همین خاطر مقامات ایران در حال حاضر توجه اصلی خود را به برنامه موشکی که توان حمل کلاهک هسته ای را داشته باشند، معطوف ساخته و تلاش دارند که از غرب از جمله آلمان فناوری های لازم در این زمینه را کسب کنند.

برخی ازمنابع سیاسی غربی به خبرگزاری “آسوشیتدپرس” اطلاع دادند که ایران کلیه تلاش های آژانس بین المللی انرژی اتمی برای انجام بازرسی های جدید برنامه هسته ای خود را مسدود ساخته و این در حالیست که هم اینک این کشور به ابزار لازم برای انجام آزمایشات هسته ای طی شش ماه دست یافته است.

یکی از منابع می گوید ایران امکان انجام آزمایشات هسته ای طی شش ماه را پیدا کرده است. ایران در برابر هر گونه تلاش بازرسان بین المللی برای بررسی تاسیسات هسته ای خود مانع تراشی می کند. به گفته این مقام آگاه که نخواست نامش ذکر شود، این مسئله از تلاش برای حفظ روند روز افزون فعالیت ها در این تاسیسات حکایت می کند.

سروده اي از مصطفي بادکوبه اي/When YOU say ‘Vatan”(HomeLand)

July 18, 2009 1 comment

This was just received in the email….. Best place to use it…. edited it….تقدیم به تمام عاشقان وطن

وقتي تو مي گويي وطن!

وقتي تو مي گويي وطن، من خاک بر سر مي کنم؛

گويي شکست شير را، از موش باور ميکنم!

وقتي تو مي گويي وطن، بر خويش مي لرزد قلم؛

من نيز رقص مرگ را، با او به دفتر مي کنم.

وقتي تو مي گويي وطن، يک باره خشکم مي زند؛

وان ديده ي مبهوت را، با خون دل تَر مي کنم.

بي کوروش و بي تهمتن، با ما چه گويي از  وطن؟

با تخت جمشيد کهن، من عمر را سر مي کنم.

وقتي تومي گويي وطن، بوي فلسطين مي دهي!

من کي نژاد عشق، با تازي برابر مي کنم؟!

وقتي تو مي گويي وطن، از چفيه ات خون مي چکد؛

من ياد قتل نفس با، الله و اکبر مي کنم.

وقتي تو مي گويي وطن، شهنامه پرپر مي شود؛

من گريه بر فردوسي، آن پير دلاور  مي کنم.

بي نام زرتشت مَهين، ايران و ايراني مبين،

من جان فداي آن، يکتا پيمبر مي کنم.

خون اوستا در رگ فرهنگ ايران مي دود،

من آيه هاي عشق را مستانه از بر مي کنم.

وقتي تو مي گويي وطن، خون است و خشم وخودکشي؛

من يادي از حمام خون در تَلِ زَعتَر* مي کنم.
*(اردوگاهي در فلسطين)

ايران تو يعني لباس تيره ی عباسيان!

من رخت روشن بر تن گلگون کشور مي کنم.

ايران تو با ياد دين، زن را به زندان مي کشد،

من تاج را تقديم آن بانوي برتر مي کنم.

ايران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست،

من کيش مهر و عفو را، تقديم داور مي کنم.

تاريخ ايران تو را، شمشير تازي مي ستود؛

من با عدالتخواهيم، يادي ز حيدر مي کنم.

ايران تو مي ترسد از بانگ نوايِ ناي و ني،

من با سرود عاشقي، آن را معطر مي کنم.

وقتي تو ميگويي وطن، يعني ديار يار و غم؛

من کي گل “اميد” را، نشکفته پرپر مي کنم؟

سروده اي از مصطفي بادکوبه اي


IRIBmUSTbESHUTصداو سیمای دروغ و نفاق تخته باید گردد….بهتر است تعطیل شود…

این همین حالا از ایران از امیرجان رسید

IRIBNOW2009ali-derakhshi16َتمام عنوان ها و تیتر ها از بنده است و ربطی به هنرمند عزیز ندارد

In this space,  ALL  TITLES & subtitles are  my own,
and has nothing to do with the dear artists or creators.

WhoGuidesTheseMadDogs?این سگان ها را کدام خوکان رهبری می کنند؟

گزارش تکمیلی ربوده شدن شادی صدر در نماز جمعه

https://iran13912012.wordpress.com/wp-admin/post-new.php

صبح امروز هنگامي كه شادي صدر همراه چند تن از دوستانش براي شركت در نماز جمعه عازم بودند در بلوار كشاورز تهران به طرز كاملأ غيرانساني دستگير شد. به گزارش سایت «میدان زنان»، يكي ازهمراهان شادي صدر درباره جريان بازداشت وي مي‌گويد: ما در حال حرکت به سمت نمازجمعه در بلوار كشاورز بودیم كه شخصی به ما نزدیک شد و به من گفت خانم تو با ما مياي بقيه برن! من و شادي با تعجب نگاهش مي‌كرديم كه يک موتورسوار از دور گفت: اين نه اون يكي! لباس شخصي‌ها آمدند طرف شادي و هلش دادند طرف يک ماشين پژو، شادی هم كه شوكه شده بود در ماشين نشست؛ من و دوستم داد زديم چرا مي‌بريدش؟ كه شادي به خودش آمد و شروع به داد و هوار و كوبيدن به در کرد. دوستم در ماشين را باز كرد و ما داشتيم شادي را مي‌كشيديم بيرون ولي ماموري كه داخل ماشين بود از داخل شادي را گرفته بود و مي‌كشيد داخل ماشين كه در همين حين مانتو از تنش در آمد؛ اما دوستم دست شادي را كشيد و او در حالي كه بلوز و شلور تنش بود از ماشين در آمد و فرار كرد. مامورها و من و دوستم هم دنبالش مي‌دويديم.
در اين حال يک مامور از روبرو بهش حمله كرد و از روسريش او را مي‌كشيد و شادي فقط مقاومت مي‌كرد براي همين هم روسريش در اومد و شادي دوباره فرار كرد. اين بار دو نفر ديگر سر رسيدند كه يكي ازآنها باتوم فنري داشت. شادي را با خشونت تمام گرفتند و زدند و او همچنان مقاومت مي‌كرد. ما را هم نگذاشتند به طرفش برویم، به زور گرفته بودندش و بردند به طرف ماشين. مامور تقريبا شادي را بغل كرده بود و اصلا حجابش برايش اهمیتی نداشت! در ماشين هم روسري را بهش ندادند و ماشين دور زد و سريع رفت.
راستش هيچ كس به غير از دوستم و من كاري نكرد، شايد اگه بيشتر بوديم نمي گذاشتيم این اتفاق بیفتد. شادي مي‌خواست كيفش را به ما بدهد كه مامور موتوري باز هم از دور داد زد كه كيفش باشد. مردم همه شوكه شده بودند و فقط متحير و هاج و واج تماشا مي‌كردند.
ما هيچ برگه يا حكمي از اين لباس شخصي‌ها نديديم و واقعا نمي‌دانيم آنها چه كساني هستند.

گزارش تکمیلی ربوده شدن شادی صدر در نماز جمعه

صبح امروز هنگامي كه شادي صدر همراه چند تن از دوستانش براي شركت در نماز جمعه عازم بودند در بلوار كشاورز تهران به طرز كاملأ غيرانساني دستگير شد. به گزارش سایت «میدان زنان»، يكي ازهمراهان شادي صدر درباره جريان بازداشت وي مي‌گويد: ما در حال حرکت به سمت نمازجمعه در بلوار كشاورز بودیم كه شخصی به ما نزدیک شد و به من گفت خانم تو با ما مياي بقيه برن! من و شادي با تعجب نگاهش مي‌كرديم كه يک موتورسوار از دور گفت: اين نه اون يكي! لباس شخصي‌ها آمدند طرف شادي و هلش دادند طرف يک ماشين پژو، شادی هم كه شوكه شده بود در ماشين نشست؛ من و دوستم داد زديم چرا مي‌بريدش؟ كه شادي به خودش آمد و شروع به داد و هوار و كوبيدن به در کرد. دوستم در ماشين را باز كرد و ما داشتيم شادي را مي‌كشيديم بيرون ولي ماموري كه داخل ماشين بود از داخل شادي را گرفته بود و مي‌كشيد داخل ماشين كه در همين حين مانتو از تنش در آمد؛ اما دوستم دست شادي را كشيد و او در حالي كه بلوز و شلور تنش بود از ماشين در آمد و فرار كرد. مامورها و من و دوستم هم دنبالش مي‌دويديم.
در اين حال يک مامور از روبرو بهش حمله كرد و از روسريش او را مي‌كشيد و شادي فقط مقاومت مي‌كرد براي همين هم روسريش در اومد و شادي دوباره فرار كرد. اين بار دو نفر ديگر سر رسيدند كه يكي ازآنها باتوم فنري داشت. شادي را با خشونت تمام گرفتند و زدند و او همچنان مقاومت مي‌كرد. ما را هم نگذاشتند به طرفش برویم، به زور گرفته بودندش و بردند به طرف ماشين. مامور تقريبا شادي را بغل كرده بود و اصلا حجابش برايش اهمیتی نداشت! در ماشين هم روسري را بهش ندادند و ماشين دور زد و سريع رفت.
راستش هيچ كس به غير از دوستم و من كاري نكرد، شايد اگه بيشتر بوديم نمي گذاشتيم این اتفاق بیفتد. شادي مي‌خواست كيفش را به ما بدهد كه مامور موتوري باز هم از دور داد زد كه كيفش باشد. مردم همه شوكه شده بودند و فقط متحير و هاج و واج تماشا مي‌كردند.
ما هيچ برگه يا حكمي از اين لباس شخصي‌ها نديديم و واقعا نمي‌دانيم آنها چه كساني هستند.

WhatHappenedTodayجزییات مسایل امروز تهران

StreestsOfTehranTodayRealPeopleتصاویر خیابان ها در تهران امروز

این تصاویر را حتماٌ ببینید

اتخاد مردم شگفت انگیز است

زنده باد ایرانی هشیار و شجاع

A Vivid Photos of  Spirit of Freedom Loving People of Iran

Protesting against the “rligious dictators”!

زنحیره انسانی بزرگ ایرانیان در واشنگتنJuly 16thHumanChainToProtestAgainstIRI military regime

زنحیره ی انسانی برای اعتراض به رژیم کودتایی در "مجبوری اسلانی ایرانHuman Chain To "Show Protest to the Military Illegal Regim in IRI

زنحیره ی انسانی برای اعتراض به رژیم کودتایی در "مجبوری اسلانی ایرانHuman Chain To "Show Protest to the Military Illegal Regim in IRI

Said it….جانا، سخن از زبان ما می گویی

درود

این را الان در اینجا یافتم و چون از زبان ما گفته شده، در اینجا تکرار می کنم تا پخش شود:

وقاحت ما فوق تصور رژیم؛ نظر یکی از خوانندگان

درباره خبر “وقاحت ما فوق تصور رژیم آخوندی” بايد بگم اين رفتارها كاملا به سران جمهوري اسلامي مياد چون اين رژيم حكومت لمپنها و لاتهاي بي سرو پاست. اگر امروز كشوري بهشان گفت بالاي چشمتان ابروست تا حق طرف را كف دستش نگذارند دلشان خنك نخواهد شد و با اولين بهانه حق طرف را كف دستش مي گذارند! اتفاقا بايد گفت چنين عكس العملهايي نشونه شدت سوز و گداز رژيم از اتفاقات اخيرو واكنش ساير كشورهاست. رژیم داره ميسوزه كه رسواي خاص و عام شده و ذره اي آبرو براشون نمونده و از طرفي هم همه نقشه هايي كه قبل از انتخابات براي فريب دنيا و رسيدن به بمب اتم داشتند به هم ريخته…
درود بر همه ايرانيان با غيرت كه نشون دادند هنوز زنده اند

Fearful Betrayersخیانت کاران ترسو

http://www.iranpressnews.com/source/062307.htm

نماز جمعه فردا؛ ترس و وحشت وزیر اطلاعات رژیم

خبرگزاری «ریا نووستی»/ وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با اشاره به برگزاری نمازجمعه این هفته تهران اظهار داشت: ملت فهیم ایران باید هوشیار باشند تا نماز جمعه به عرصه بروز صحنه‌های نامطلوب تبدیل نشود.

Unity, Our Secret….سخنان مادر سهراب در دیدار با میرحسین و زهرا

چه کسی قاتل همسر ناصر محمدخانی (فوتبالیست) را کشت؟ Who murdered Who?

A documentary on The Crimes of This Regim

Dead Regim , Alive Sohrab ولایت مرده / سهراب زنده

شام غریبان سهراب در شهرک آپادانا

ندا ها و سهراب ها می روند… تا این دژخیم ها رسوا شده  و گم شوند!

Victory is Near پیروزی نزدیک است

http://www.iranpressnews.com/source/062206.htm

گسترش اعتراضات شبانه و کشیده شدن آن به کوچه ها

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از نقاط مختلف تهران اعتراضات شبانۀ مردم علاوه بر پشت بامها به کوچه ها گسترش یافته است.

در پی اعلام اسامي تعدادي از جوانان كه در اعتراضات اخیر جان باختند و به اطلاع مردم رسيده شدت اعتراضات گسترده تر شده و اعتراضات علاوه بر پشت بام ها به كوچه ها نيز كشيده شده است.

راننده ها نيز در خيابان با بوق زدن و سر دادن شعار با مردم همراهي مي كنند. امشب نيز مردم شعار الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور و در برخي مناطق مي كشم مي كشم آنكه برادرم كشت را از ساعت 22 تا 22:30سر دادند.

شدت اعتراضات در منطقه تهران پارس ، تجريش ، فاطمي ، پونك ، سيد خندان بيشتر از مناطق ديگر است.

همچنان نيروهاي بسيجي و لباس شخصي در كوچه ها و خيابان هاي تهران در حال گشت زني هستند. اما مردم چنان با خشم شعار مي دهند كه اين نيروها جرأت نزديك شدن به مردم را ندارند.

24 تیر 1387 برابر با 15 ژولای

روزی یک دقیقه سکوت برای ازادی ایرانOne Minute Silence Daily, For Freeing Iran

July 15, 2009 1 comment

پیشنهادش در فیس بوک بود
و بنده هم روی هوا بل گرفتم:

“…بیایید تاروز موعود برای لاله های نشگفته مان ندا وسهراب این رهروان آزادی روزی یک دقیقه سکوت کنیم…”

یک پیشنهاد بسیار بسیار مفید و خوب است… چه ساعتی؟

من که شروع می کنم از امشب……
9:09 دقیع شب/ هرشب/
تا 9:10 شب/ 60 ثانیه سکوت روزانه
برای فرستادن انرژی برای ایران آزاد….

در اینجا هم می آورم تا بقیه نیز ببینند….
در سکوت قدرتی است که در کلام نیست….

http://iran13912012.wordpress.com/

اگر به خانه ی من آمدیIf You Come To My Home….

متن زیبای زیر را الان در میان نامه هایم یافتم

چون نشان دهنده ی ضمیر جمعی ایرانیان است آن را در اینجا می آورم

حیف که  حاکمین جاهل از این ظرافت ها بویی نبرده اند / افسوس

اگر به خانه ی من آمدی

برایم مداد بیاور

مداد سیاه

می خواهم روی چهره ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم،

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لبها

نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان،

سیاهم کند!

یک بیلچه،

تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم

شخم بزنم وجودم را

بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا!

یک تیغ بده؛

موهایم را از ته بتراشم

سرم هوایی بخورد

و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم

نخ و سوزن هم بده،

برای زبانم می خواهم

بدوزمش به سق

اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود

می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی

مغزم را که شستم،

پهن کنم روی بند

تا آرمانهایم را باد با خود ببرد

به آنجایی که عرب نی انداخت.

می دانی که؟

باید واقع بین بود!

صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیرمی خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب ف/ا/ح/ش/ه می زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشا د،

فحش و تحقیر تقدیمم می کنند!

تو را به خدا

اگر جایی دیدی حقی می فروختند

برایم بخر

تا در غذا بریزم

ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!

و سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر

به شکل گردنبند

بیاویزم به گردنم

و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم “.

من هنوز یک انسانم

من هر روز یک انسانم

حقوق بشر در یک نظام ضد بشری

http://www.iranpressnews.com/source/062184.htm

اعتراض خانواده ها در مقابل زندان اوین

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

شدت یافتن اعتراضات و نگرانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده تعداد زیادی از خانواده ها از صبح امروز در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند و نسبت بی خبری و ادامه بازداشت عزیزانشان دست به اعتراض زدند.
آنها روز سه شنبه 23 تير ماه بيش از 150 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها به دادگاه انقلاب مراجعه كردند تعدادي در داخل دادگاه انقلاب به انتظار تعيين قرار كفالت براي فرزند خود و تعداد بيشتري در بيرون دادگاه به انتظار آوردن ليست اسامي جديد و تأييد دستگيري فرزندشان و مشخص شدن محل نگهداري آنها از ساعت 8 صبح تا 15 به انتظار مي ايستند .تعداد از خانواده ها يي كه مانند مادر سهراب اعرابي كفالت براي فرزند خود گذاشته بودند اما آزاد نشده بودند با خشم هر چه تمام تر وارد دادگاه انقلاب مي شدند و خواستار آزادي فوري فرزند خود مي شدند و تعدادي اعلام كردند در صورتي كه فرزندشان آزاد نشود خود را با زنجير در جلوي دادگاه انقلاب مي بندند و تحصن مي كنند.و دائم مي گفتند چه بلايي بر سر جوانهايمان آورده ايد آيا فرزندان ما زنده اند يا ما هم مثل مادر سهراب جنازه فرزندمان را تحويل مي گيريم .اگر يك ذره انسانيت در شما وجود دارد به ما جواب بدهيد.
در ساعت 10:30 صبح تعداد 80 اسم در 2 ليست توسط دادگاه انقلاب تأييد شد و در زير صفحات اسامي عنوان شده بود 15 روز ديگر مراجعه كنيد.اما بقيه خانواده ها همچنان در انتظار ليست جديد بودند.در بيرون دادگاه نيروي انتظامي و تعدادي لباس شخصي وضعيت را تحت كنترل داشتند.

همچنین از صبح امروز تقريبا 100 خانواده نيز در جلوي زندان اوين با نگرانی شدید و خشم زیاد به انتظار تأييد محل نگهداري عزیزانشان ایستاده اند. شهادت سهراب اعرابی خانواده را سخت نگران کرده است و اعتماد آنها را نسبت به گفته های افرادی که در دادگاه انقلاب و زندان اوین هستند سلب شده است و از خطری که عزایزانش را تهدید می کند شدید نگران هستند.

اسامي تعدادي از بازداشت شده ها
1- پرويز تهراني 24 ساله ليسانس مكانيك دوشنبه 25 خرداد در ولي عصر بازداشت وبعد از انتقال به كلانتري 148 انقلاب به اوين منتقل شده
2- آيدين خسرواني 21 ساله ديپلم شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
3- امير محمد يعقوبي پور 29 ساله ديپلم جوشكاري شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
4- وحيد رضا كوثري 19 ساله ديپلم دوشنبه 1 تير در ونك بازداشت شده و به اوين منتقل شده
5- سيد معين ميري 27 ساله دانشجوي جغرافي چهارشنبه 27 خرداد در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6- كامران دماوندي 28 ساله ديپلم 26 خرداد در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7- عليرضا ابراهيمي 22 ساله فوق ديپلم هنر پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
8- پيام عمراني 24 ساله ليسانس هنرهاي تجسمي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- سينا بهمني 21 ساله ديپلم فني چهارشنبه 27 خرداد در جنت آباد بازداشت و به اوين منتقل شده
10- آريا اكبري 22 ساله فوق ديپلم كامپيوتر شنبه 30 خرداد در رودكي بازداشت وبعد از انتقال به آگاهي شاپور به اوين منتقل شده
11- محمود همت 26 ساله ليسانس مديريت بيمه پنجشنبه 18 تير در جمالزاده بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
12- ليلا محمدي 25 ساله ديپلم طراحي صنعتي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
13- حامد سياوشي 23 ساله دانشجوي طراحي صنعتي پنجشنبه 18 تير در جمالزاده بازداشت و به اوين منتقل شده
14- ماهان خشنودي 22 ساله ديپلم چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
15- ابراهيم نوري 26 ساله فوق ديپلم عمران پنجشنبه 18 تير در خيابان 16 آذر بازداشت و به اوين منتقل شده
16- علي بابايي 25 ساله ديپلم شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده
17- محمد مهدي تاج بخش 25 ساله ليسانس محيط زيست چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
18- مهرداد طالبي 27 ساله ليسانس فيزيك پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
19- صادق هادي پور 20 ساله ديپلم شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
20- حسن الياسي 22 ساله دانشجوي رياضي 30 خرداد در يادگار امام بازداشت و به اوين منتقل شده
21- امير سربنداني 28 ساله فوق ديپلم حسابداري يكشنبه 31 خرداد در ولي عصر بازداشت و بعد از انتقال به آگاهي شاپور به اوين منتقل شده
22- شهاب خسروي 25 ساله ديپلم پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیر شدگان شدیدا ابراز نگرانی می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان ارسال هیئت تحقیق برای بررسی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران است.

23 تیر 1388 برابر با 14 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

کودتای نظامی مگر شاخ و دم دارد؟A Sure Proof of a Military Coup….

http://peiknet.com/1388/09tir/23/PAGE/35JASAD.htm

پیام جراح بیمارستان امام خمینی
دوشنبه سیاه
38 جسد در سردخانه جمع شده بود

من جراج بیمارستان امام خمینی هستم. روزی که ندا کشته شد فقط در سردخانه بیمارستان ما 38 جنازه جمع شده بود. چهار فرمانده نظامی که در بیمارستان مستقر شده بودند به ما مسئولین بیمارستان اجازه صدور جواز مرگ نداد. همان شب جنازه ها را جمع کردند و بردند. روز بعد، پرس و جو کردیم و فهمیدیم که جنازه ها را به پزشکی قانونی تهران نبرده اند، بلکه میان پزشک قانونی های شهرهای اطراف تهران تقسیم کرده اند. از جمله کهریزک. تقریبا اکثر جنازه هائی که ما در بیمارستان امام خمینی دیدیم با تک تیر شکار شده بودند. یعنی آنها را از دور هدف گرفته و زده بودند و بیشتر هم به قلب و گردن آنها گلوله خورده بود. مردم را شکار کرده بودند.

احمدی نژاد رئیس جمهور ما نیستAhmadinejad is NOT our president, he is NOT qualified AT ALL…

جنبش اعتراض به کودتای 22 خرداد در خارج کشور که تاکنون همسو با شعارها و خواست های مردم داخل کشور حرکت کرده است، دست به ابتکاری زده که روز به روز وسیع تر می شود. یعنی امضای طوماری سبز همزمان با تظاهرات و راهپیمائی ها در کشورهای مختلف جهان. هدف این طومار تحریم سیاسی دولت کودتا در ایران است. گفته می شود این طومار که همچنان بر شمار امضاء کنندگان آن افزوده میشود قرار است از برج ایفل در پاریس آویخته شود. این عکس مربوط به جنبش امضای طومار در سیدنی استرالیاست. شعار این طومار چنین است: احمدی نژاد رئیس جمهور ما نیست!

طومار سبز: از سراسر جهان جز اینجا...Green Scroll From All Over the WOrld, except here!

طومار سبز: از سراسر جهان جز اینجا...Green Scroll From All Over the WOrld, except here!

فقط آنان که اینجا بوده اند می دانند که
چه خواهد شد اگر بنده با چند متر پارچه سبز

راه بیفتم اطراف و از ایرانی های اینجا امضا بگیرم!

Tomorrow July 14th

سه شنبه 30 تیر
مردم به خیابان خواهند آمد!

در شهرهای ایران مردم برای 30 تیر خود را آماده تظاهرات تازه ای علیه کودتای 22 خرداد می کنند. از هم اکنون روی دیوارها، کف خیابان ها، پشت اسکناس ها، در میان الله اکبرهای شبانه و به اشکال دیگری برای این روز مردم به تظاهرات فراخوانده می شوند. 30 تیر سالگرد به خیابان آمدن مردم در سال 1331 است. در آن روز مردم در تهران علیه نخست وزیری که شاه بعنوان جانشین دکتر مصدق معرفی کرده بود به خیابان ریختند و به سمت مجلس در میدان بهارستان به حرکت در آمدند. ارتش و پلیس به روی مردم آتش گشودند و حتی تانک ها برای متفرق ساختن مردم به میان آنها رفتند. عده ای کشته، عده ای مجروح و عده زیادی دستگیر شدند اما سرانجام مردم به پیروزی رسیدند و “قوام السلطنه” که با بیانیه “کشتیبان را سیاستی دیگر آمد” سکان نخست وزیر را بدستور شاه بدست گرفته بود، سقوط کرد و مردم مصدق را بار دیگر به نخست وزیر انتخاب کردند و شاه مجبور به تائید این انتخاب شد. این تظاهرات و مقاومت 5 روز ادامه یافت. هنوز معلوم نیست تظاهراتی که برای این روز تبلیغ می شود برای رسیدن به نقطه‌ای مشخص در تهران (برای نمونه مجلس و یا ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور) است یا باز هم هدف خیابان انقلاب، میدان انقلاب، میدان آزادی و یا میدان امام مقصد است؟

چهار میلیون دلار هزینه فیلتر کردن سایت ها در Four million $ = Cost of censorship in IRI

http://www.iranpressnews.com/source/062118.htm

شهرزاد نیوز: با افزایش اقدامات دولتی برای انسداد مجاری خبری و اطلاعاتی در کشور، مرکز “مبارزه با جرائم سایبری” ضمن ارائه آماری در مورد تعداد سایت های فیلتر شده، به هزینه ای برابر با 4 میلیون که برای فیلتر کردن 10 میلیون سایت صرف شده، اشاره کرده است.

در این گزارش آمده است که مقابله با سایت ها با خرید نرم افزارهایی از کشورهای خارجی صورت می گیرد. شمار بازدید کنندگان سایت های “ممنوعه” 12 میلیون ذکر شده است.

یکی دیگر از مواردی که در این گزارش آمده، ناموفق بودن اقدامات محدود کننده است. گفته می شود بسیاری از سایت ها با این که مسدود شده اند، روزانه دهها هزار بازدید کننده دارند که با دور زدن سد فیلتر، به سایت های مورد علاقه خود می رسند.

Night Protest اعتراضات شبانه

اعتراضات شبانه مردم رژیم را به ستوه آورده است

كلانترى 135 منطقه آزادى در نامه ای به هيئت مديره مركزى شهرک اكباتان نوشت : “اكثر شبها مشاهده مى شود ساكنان محترم بلوكهاى شهرک اكباتان از روى ناآگاهى و پيروى از شبكه هاى ماهواره ای در ساعتهاى مشخص اقدام به سر دادن شعار مى نمايند كه اين امر مغاير با قانون نظام مقدس جمهورى اسلامى بوده و پيگرد قانونى دارد. فلذا به ساكنين محترم بلوكها ابلاغ گردد از شعار دادن امتناع نمايند. در غير اين صورت ضمن شناسايى منازل شعار دهنده، طبق قانون و مقررات با آنها برخورد خواهد شد.”

گفتنی است مردم در واکنش به درخواست مزدوران رژیم از شب گذشته برای اعتراضات شبانه از بلندگو استفاده می کنند.

http://www.iranpressnews.com/source/062136.htm

Ancient Persia by: Nazeri Shahram

ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو

این نیز امروز در میان نامه ها بود

شاید فایل صوتی یا تصویری آن را هم در اینجا بیاورم….

لطفا موج به موج منتشر فرمایید….:

پس از  اعتراض استاد شجریان به صدا و سیما و حمایت ایشان از جنبش سبز ، استاد شهرام ناظری نیز کاری منتشر نشده از خودشان را به نام “ایران کهن”  در یوتیوب قرار دادند و به این ترتیب حمایت خودشان را از جنبش سبز اعلام  کردند ….شع از زنده یاد فریدون مشیری است. متن شعر در ادامه نامه آورده شده است.

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو

اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو

اى روىِ برافروخته , خود پرچمِ ره باش

اى مشتِ برافراخته , افراخته ترشو

اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى

از خانه برون چيست كه از خويش به در شو

گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش

ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو

خاكِ پدران است كه دستِ دگران است

هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو

ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن

شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو

تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى

چون شير درين بيشه سراپاى، جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر ،اى دوست

خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو

فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است

در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو

مشتى خس و خاراند، به يك شعله بسوزان

بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو

خبررسانی مردمی: وقایع 18 تیر در تهران

این را الان در نامه ها یافتم و چون نمونه ای بسیار واقعی و عملی از “خبررسانی مردمی” یا grassroot journalism است، آن را در اینجا می آورم/ عکس های مربوط را هم حتما ٌدر جاهای دیگر یا همینجا دیه ایم

Reply
Follow up message

گزارشی از تظاهرات 18 تیر

نترسیدیم چون همه با هم بودیم….


ساعت چهار بعد از ظهر کمی پایین تر از میدون ونک در یکی از خیابانهای فرعی ماشین را پارک کردیم و چهار نفری به سمت میدان ولی عصر راه افتادیم. جا به جا پلیس ایستاده بود و ما با خیلی از مردم دیگر که از بطری های آب در دست یا ماسک روی دهن یا خنده ی معنی دارشان می فهمیدیم که راهشان با ما یکیست در پیاده رو روان بودیم. گاهی کسی چیزی می گفت و همه جمعیت با هم می خندیدیم. بیشتر صحبت ها روی سخنرانی احمدی نژاد و شاپرک و پاک ترین انتخابات جهان و نماد تغییر و معظم له و پسرش مُجی بود.


میدان ولی عصر دیگر رسما حکومت نظامی بود. راننده اتوموبیل پاجرویی علامت وی برایمان نشان داد و فوری توسط پلیس نگه داشته شد و راننده دستگیر شد. آن طرف تر پرایدی برایمان بوق بوق زد, شیشه هایش با شدت هر چه تمامتر توسط باتوم خورد شد. همه به هم نگاه می کردیم. چکار باید می کردیم؟ فقط به راهمان ادامه دادیم. چند دور دور میدان ولی عصر زدیم, تا می ایستادی یکیشان با باتوم به تو می فهماند که توقف بیجا مانع کسبشان است.(مرده شور کسبشان را ببرد)
پیرزنی خوش لباسی رفت کنار خیل پلیس ها و با گریه به آن ها می گفت آخر چرا با ملت اینطور رفتار می کنید؟ ما منتظر عکس العمل پلیس ها شدیم. اما آنها عین آدم آهنی با چشم های شیشه ای فقط نگاهش کردند.
ساعت حدود 5 بود. هوا بی نهایت گرم بود .همه عرق کرده بودیم. جمعیت همانطور به سمت ما روان بود. احساس می کردیم هنوز وقت شعار دادن نیست. راهپیمایی در خیابان که اصلا فکرش را نمی شد کرد. اما پیاده روها مملو از جمعیت بود.
دوستی زنگ زد که به میدان انقلاب رسیده و آنجا شدیدا شلوغ است. مردم شعار می دهند و نیروها همینطور کتکشان می زنند.
هر چه جلوتر می رفتیم تعداد نیروهای نظامی- که هنوز انواع و اقسامشان را درست نمیشناسم- بیشتر می شد. بخصوص لباس سبز لجنی ها با باتوم های سبز و کلاهخورد با تعداد زیاد در کوچه های فرعی جمع شده بودند و منتظر خبر آنتنهای بیسیم به دست خیابانی شان ایستاده بودند. از جلویشان که رد می شدی با چشمهای ورقلمبیده چنان خیره و باولع به جمعیت ساکت پیاده نگاه می کردند, انگار که گرسنه ی کتک زدن هستند و این را بعد از مدتی به خوبی ثابت کردند.

سرباز نزدیک شد و کلی فحش و شعار داد. آنها هم تا می خورد زدنش… من در حال فرار از دست سرباز دیگری بودم خودم ندیدم, اما بعدا شنیدم که آن دختر و پسر دستگیر شده اند.
تصمیم گرفتیم دوباره به سمت میدان ولی عصر برویم. در بلوار کشاورز جمعیت ناگاه از پیاده رو به خیابان رفته و شروع به شعار دادن کردند. بعضی ها گل در دستشان بود. ما هم با دست زدن و فریاد شعارها همراهی شان کردیم. ماشین ها بوق بوق می کردند. اما هنوز چند لحظه نگذشته بود که بهشان حمله شد و چند تایشان را دستگیر و بقیه را با باتوم و شوکر زدند.
هر چه هوا خنک تر می شد تعداد بسیجی ها و لباس شخصی ها بیشتر می شد. هر چند دقیقه تعداد زیادی موتور سوار با لباس های مختلف, ساده و آلاپلنگی روشن و آلاپلنگی تیره و خاکی و… می آمدند مانور میدادند و حین حرکت باتومشان را بر سر و صورت مردم می کوبیدند. ما که بارها توسط آنها تعقیب شدیم, از راه کوچه پس کوچه ها دوباره به خیابان ولی عصر برگشتیم. جلوی فروشگاه قدس( کوروش سابق) دختر قد بلندی الله اکبر گفت و فوری یکی از همین لباس شخصی ها دستگیرش کرد. پسر مو بلندی هم با کتک بین دو موتور سوار بسیجی نشاندند و بسیچی عقبی گلویش را در حد خفگی گرفته بود و فشار می داد. همه مان بی اختیار فحش دادیم و دوستانشان با آمدن به پیاده رو و فرود آوردن باتوم بر سر و رویمان تلافی درآوردند. البته توانستیم از آن مهلکه هم فرار کنیم.
این راهم بگویم, دو آقای همراه ما بیشتر از ما خانم ها کتک خوردند
به خاطر ازحام جمعیت از بلوار کشاورز نمیشد رفت. پس به طرف چهار راه ولی عصر راه افتادیم. دوست دیگری زنگ زد که در چهار راه ولی عصر هم دارند ملت را می زنند. پیر و جوان و زن و مرد و بچه و بزرگ هم حالیشان نیست. همه را می زنند. چیزی که برای من جالب بود این بود که تعداد زنان شرکت کننده از همیشه بیشتر بود. شاید از هر ده نفر شش هفت نفر زن بودند و تعداد زنان مسن که با دختر یا پسرشان آمده بودند بیشتر از حد تصورم بود.
زنی حدود نود ساله را دیدم که با عصا به سختی راه می رفت و با خانواده پر از نوه اش آمده. راستش آنقدر لباس هایشان شیک و پیک بود که فکر کردم می خواهند بروند مهمانی. دلسوزانه گفتم مادر جان جلوتر بدجور می زنند خدای نکرده گوشه ی باتومشان به شما یا نوه هایتان بخورد سالم نمی مانید. دخترش با نگرانی به من گفت تورو خدا شما کمی نصیحتش کنید. اقلا جلو دست و پای جوانهای مردم نایستند.
پیرزن ایستاد و نگاهی به من کرد و گفت: خوب بخورد, مگر خون من و نوه ها رنگین تر از بقیه ست؟ باور کن یک ماه است از خانه بیرون نیامدم اما امروز خواهش کردم مرا بیاورند. مرگ بهتر از این زندگی ست.
صحنه های اینچنینی زیاد دیدم. بچه های ترد و نازک و زیبا بغل پدر و مادرشان, حتی نوزاد.
طالقانی را هم رد کردیم. حدود دانشکده هنرهای تزئینی رسیدیم همینطور الکی بهمان یورش آوردند هر که جلوی دستشان رسید زدند . می دویدیم در یک کوچه فرعی. آنها هم تقسیم می شدند و هر دوسه نفر به کوچه فرعی می آمدند و باتومشان بر کمر و دست و پا و سر ما فرو می آمد. ما چون چهار نفری رفته بودیم و هی باید مواظب هم می شدیم در این مرحله زیاد کتک خوردیم. از آن به بعد تصمیم گرفتیم قبل از هر یورش و قبل از هر چهار راه با هم قرار بگذاریم بعدش کجا همدیگر را ببینیم. موبایل هایمان هم از کار افتاده بود.
گاهی من از صاحب خانه ها یا صاحب مغازه هایی که دم در ایستاده بودند می خواستم بعد از حمله درشان را باز بگذارندتا ما بپریم داخل.(می دیدم جلوتر دارند حمله می کنند) و همین صحبت ها باعث شد بارها از کتک فرار کنیم و عده ی دیگری را هم با راهنمایی به آن محلها, نجات بدهم. یک بار سرایدار ساختمان احمدی نژادی از کار درآمد و با اینکه همه مان را راه داد کمی نصیحمان کرد و گفت بعدا می فهمید چرا احمدی نژاد در این شرایط از همه بهتر است. و درضمن داشت به مرد حدودا شصت ساله ای که گاز اشک آور حالش به هم خورده بود و می گفت تازه عمل قلب کرده با آبی که به صورتش می زد کمک می کرد.
هر کار کردیم نشد به چهار راه ولی عصر برسیم . هر چه الکی گفتیم خانه مان آنجاست مگر گوش می دادند… باتومشان زبانشان بود. گاهی از دور صدای تیراندازی می شنیدیم و کلی نگرانمان کرد. نزدیکی های چهارراه پسر قدبلند و شجاعی به یکی از باتوم سبز لجنی ها چنان حمله کرد و به زمین پرتش کرد که همه بی اختیار به او آفرین گفتیم. دختر ماسک به صورتی هم بی محابا به تعداد زیادی یک جا که از دست نیروهای انتظامی به مغازه ای پناه بردیم یکهو ریختند در مغازه و از یکی از آقایان همراه ما کارت شناسایی خواستند. ظاهرا در چهار راه پایین تر خبر داده بودند یک نیروی خارجی شورشی همراه ماست. همراه ما هم شوخی اش گرفته بود و گفت همین دیشب با جمبوجت مرا فرستاده اند ایران. باتوم که بالای سرش رفت کمی آدم شد و کارت شناسایی اش را نشان داد. یکیشان که لهجه ی روستایی غلیظی داشت بر تقلبی و جعلی بودن کارت اصرار داشت(هر طور بود می خواست دستگیرش کند) اما با خواهش تمنای ما و صاحب مغازه که الکی گفت من اینها را می شناسم ولش کردند.
در خیابان ولی عصر نمیشد ماند, بارها از راه کوچه پس کوچه ها بخصوص خیابان دانشیان به خیابان فلسطین رفتیم و هر وقت هوا پس می شد دوباره به ولی عصر برمی گشتیم. یکبار چنان با باتوم بر فرق مرد جوانی کوبیدند که سرش شکافته شد و خون راه افتاد. طفلک برای اینکه دستگیر نشود رفته بود پشت بوته ای قایم شده بود.

یکی از اهالی که از پنچره دید برایش دستمال آورد سرش را ببندد. از همه خواهش می کرد به او نزدیک نشوند تا پلیس نیاید سروقتش. از او اجازه گرفتم و ازش چند عکس گرفتم. گفت جوری بنداز که صورتم معلوم نشود.


در بلوار کشاورز مرتب گاز اشک آور می زدند و دودش به خیابان فلسطین که ما شعار می دادیم هم آمده بود. چند نفر حالشان به هم خورد.خوب شد من چند دستمال سفید و یک شیشه کوچک سرکه با خودم برده بودم. ملت هم دو سطل زباله
درخیابان فلسطین کمی بالاتر از بلوار کشاورز) آتش زده بودند که از آنها هم عکس گرفتم.
ماشینی برای پاشیدن آب آمد. مردم حمله کردند و نگهش داشتند و راننده را مجبور کردند تمام آبش را همانجا خالی کند. زیر پایمان پر شد از آب روان.
مردم جلویش شعار می دادند: مجتبی, بمیری, رهبری رو نبینی,


شعارهای دیگر, مرگ بر دیکتاتور… الله اکبر… مرگ بر خامنه ای و… بود.
عجیب بود به غیر از یکی دوبار, من حرفی از موسوی نشنیدم. خواسته های مردم خیلی بالاتر رفته.
به نظر من راهپیمایی امروز نه برای دفاع از جنبش دانشجویی بلکه به خاطر اظهار نفرت از حکومت بود. مدت زیادی هم بود که راهپیمایی ها تعطیل شده بود و مردم تشنه ی ابراز اعتراض بودند.
اتحاد مردم هم برایم جالب بود. از هر قشری می شد دید. از خانم چادری که کیپ رویش را گرفته تا خانم بد حجاب. از جنوب شهری گرفته تا شمال شهری و قشر متوسط. از حاج آقای ریشو تا مرد کراوات زده ریش هفت تیغه.
حدود ساعت 9 بود که هنوز خیل مردم به سوی خیابان ها سرازیر بود. در یوسف آباد زنی می گفت خانه بیخیال نشسته بودم که بی بی سی تظاهرات شما را نشان داد. دیگر نتوانستم در خانه بمانم… و او سخت تر از بقیه شعار می داد.
کودکی تفنگ به دست روی موتور سیکلت پدرش نشسته بود و می گفت می خواهم دشمنای مردم را بکشم. یعنی بسیجی ها را. پدرش خندید گفت هیس بابا جان.


هیچکدام باور نمی کردیم با این همه احتمال خطر این تعداد مردم بریزند در خیابان
موقع برگشتن به کرج از این آقای همراهم پرسیدم به نظرت بهترین قسمت راهپیمایی امروز چه بود؟
گفت همان قسمت که مرا با خارجی ها اشتباه گرفته بودند! و تا به خانه برسیم به شوخی از آینه ماشین مرتب به صورت خودش نگاه می کرد. آخر راه به او گفتم عزیزم, فکر می کنم منظورش از خارجی عراقی و عرب بود نه اروپایی و آمریکایی!
حالش را می توانید حدس بزنید… اما من حال خوبی دارم. امروز همه پر از شور و هیجان بودند و از افسردگی این چند روز گذشته در مردم خبری نبود.
منتظر اعلام راهپیمایی بعدی هستیم.
نه… ما سر باز ایستادن نداریم.
ببخشید اگه عکسها خوب نیستن و فقط از یه حدود منطقه گرفته شده. فقط این چند لحظه بود که ما تونستیم موبایل دربیاریم و همه ش در حال دویدن و مخفی شدن بودیم. دورینم رو با اینکه قبلش آماده کرده بودم, باتریشو گذاشته بودم شارژبشه, عکس های قبلی رو درآورده بودم… اما به به توصیه دوستان نتونستم ببرم. دست هر کس دوربین می دیدن سخت تر حمله می کردن و می گرفتنش تا اونجایی که می خوردن می زدنش مگه برای خودش جایی مناسب مثل پشت بام پیدا می کرد.


یکی از دوستان که به محل تجمع در گوهردشت کرج رفته بود و از ساعت 4 تا 8 اونجاها قدم زده بود می گفت اونقدر نیروی انتظامی بود که کسی جرات ابراز اعتراض و شعار دادن نکرد. تعداد مردم در پیاده روها خیلی بود اما نتونستن کاری از پیش ببرن. حالا بعد از 8 خبری بوده نمی دونم.
همینجوری:
هر وقت مشکلی برای کسی پیش میومد آقای محمد علی ابطحی ای میل می داد کاری از دست من برمیاد حتما بهم بگید.
حالا خودش زندانه و کاری از دست ما هم برنمیاد
امیدوارم هر چه زودتر ژیلای بنی یعقوب که شنیدم حالش تو زندان خوب نیست, همسر گرامی اش بهمن احمدی اموئی, محمدعلی ابطحی, سعید حجاریان, سمیه توحید لو, مهسا امرآبادی و همسرش مسعود باستانی, احمد زید آبادی, تاجیک, کیوان صمیمی, عطریانفر,سعید لیلاز, مصطفی قوانلو قاجار, عیسی سحر خیز, خلیل میراشرفی, مازیار بهاری, روح الله شهسواری, فریبرز سروش, علیرضا بهشتی, مهدی زابلی, و بقیه زندانیان عزیزی که تنها جرمشون گفتن حقیقت و عقایدشون بوده آزاد بشن

Neda’s Voiceندای یک جوان بیست و هشت ساله

متولد دهه ی شصت … نسلی که ما هستیم

حالا همان نسلی که دست پرورده انقلاب بود، خس و خاشاک افتخارآفرینیست که آمده تا بغض ۳۰ ساله ی سرزمینش را بشکند. این نسل همان اغتشاشگر نجیبیست که میخواهد داد مظلومیت مردمانش را باز ستاند. نسل فرزندان انقلاب، که چشم و گوش باز کرده و ترسش ریخته. همان نسلی که تا پیش از ۲۲ خرداد در خود نمیدید رو در رویشان بایستد آنهم با دست خالی،و تنها سلاحش فریاد الله اکبری باشد که آن را هم تاب نیاوردند.

نسل ما، متولد شلوغترین دوره از تاریخ ایران بود. دوره ی نا آرامیهایی که میرفت تا حکومت بعدی را به حکومت قبلی تحمیل کند. نسلی که در بلوای جنگ بدنیا آمد و صدای گریه اش در هیاهوی تیر و رگبار گم شد. در میان انبوه عکس شهدا و کاروان پیکرهای نیمه تمام مفقود الاثرها قد کشید و چندان دیده نشد. نسل شیرخشکهای کوپنی، نسل تحریمها و تبعیضها. نسل قلکهای پول تو جیبی برای بچه‌های جبهه، نسل بادبادکهای کاغذی، نسل اجبار مقنعه از شش سالگی. نسل کتاب تاریخهای تحریفی و نصایح ناگزیر چهارصد صفحه ای امام. نسلی که عادت کرده بود به دم نزدن از تناقصهای خانه و مدرسه . نسل چوب دوسر نسوزی که بیست و دو بهمن ها با مدرسه به تظاهرات میرفت و تشویق میشد و عصر همان روز تحقیر و توبیخ میشد به جرم آستینهای کوتاه و موهای وحشی بیطاقت زیر روسری و شالها !

نسلی که ما بودیم … نسل کم توقعی که اگر به موی سرش، به روسری و پوشش اش، به دورهمی های هر از گاهش ایراد نمیگرفتند میرفت که نسل سر به راهی بماند. نسلی که چیز زیادی نمیخواست، داشت عادت میکرد به آنهمه محدودیت که تنهامهم کم و زیادش بود. دلش به حاشیه ها گرم بود، به هر از گاهی تئاتر شهر رفتن، کتابهای ممنوع را از دست و بال دستفروشها درو کردن و این میانه فیلم به زبان اصلی دیدن و تحلیلهای هپلی(این جا کلمه ای بود که تغییر دادم) غیر کارشناسانه

نسلی که در به در پیتزای پیرونی میخورد و سپس تا آخر شب در گودو اظهارات روشنفکرانه اش را لیست میکرد و بلند بلند فروغ و شاملو میخواند. نسل بی‌آوازه‌ای که می‌رفت تا همین چند وقتِ پیش، تمام موجودیتش به شش و هشت‌های پراکنده در ضیافت‌ها و میهمانی‌های بی‌خنده و دود محدود شود. به دلخوشیهای زودگذر که اگر آنهم نمیبود هیچ چیز دیگری هم نبود.

نسلی که رضا داده بود به تقدیرش بر زاده شدن در مختصات محدودیت و با این حال میبالید به تاریخ کهنش و متعصب بود بر ذره ذره از خاکش. نسل ما هرچند سرکش، اما انتظار کمی داشت. نه پول نفت را خواسته بود و نه ادعای جاه و مقام، نه هیچ چیز دیگر. فقط خواسته بود که رئیس جمهورش را خودش انتخاب کند و این درخواست نه خلاف شرعی بود که بارها به استناد همان محکوممان کرده بودند، و نه خلاف قانونی که از آن دم میزدند و ما آنرا نمی دیدیم.

حالا همان نسلی که دست پرورده انقلاب بود، خس و خاشاک افتخارآفرینیست که آمده تا بغض ۳۰ ساله ی سرزمینش را بشکند. این نسل همان اغتشاشگر نجیبیست که میخواهد داد مظلومیت مردمانش را باز ستاند. نسل فرزندان انقلاب، که چشم و گوش باز کرده و ترسش ریخته. همان نسلی که تا پیش از ۲۲ خرداد در خود نمیدید رو در رویشان بایستد آنهم با دست خالی،و تنها سلاحش فریاد الله اکبری باشد که آن را هم تاب نیاوردند.

نسل ما زنده است، نه به آرمان، نه به کمال گرایی، که زنده است به توشه‌ای که هیچ چیز توان بازستاندنش را ندارد. نسلی که اخبار رسانش نه بی بی سی فارسیست و نه ضرغامی، که این نسل خودش رسانه است … این نسل منست ! نسل ماست. نسلی که دیگر خاموش نخواهد شد و پیوسته خود را تکرار خواهد کرد.

Yes, SheIsNedaآری او ندا است ندای آزادی مادر از چنگال دشمنان خدا = دروغگویان و ریاکاران حرفه ای مذهبی قلابی

Yes, SheIsNedaآری او ندا است  ندای آزادی مادر از چنگال دشمنان خدا = دروغگویان و ریاکاران حرفه ای مذهبی قلابی

Yes, SheIsNedaآری او ندا است ندای آزادی مادر از چنگال دشمنان خدا = دروغگویان و ریاکاران حرفه ای مذهبی قلابی

IAmExactlyHereGodWhereYouAreExactly؟ خدایامندقیقاٌدراینجاهستم،تودقیقاٌکجا هستی؟ غیر از درونم؟

ImAmExactlyHereGodWhereYouAreExactly

مردم ایران اسیر سانسور رژیم ضد بشری آخوندیIranian GrassRoot Journalism, in ACTION…

مردم ایران اسیر سانسور رژیم ضد بشری آخوندی

مردم ایران اسیر سانسور رژیم ضد بشری آخوندی

Neda Killed By Devil Leader ندا را رهبر شیاطین در ایران شهید کرد و خودش را رسوای خاص و عام …

Neda Killed By Devil Leader ندا را رهبر شیاطین در ایران شهید کرد و خودش را رسوای خاص و عام ...

Neda Killed By Devil Leader ندا را رهبر شیاطین در ایران شهید کرد و خودش را رسوای خاص و عام ...

I Am HereTo Take Back My Mom….. پس گرفتن میهن از چنگال آخوندهای جاهل؟ چه کار بزرگی است این….

پس گرفتن میهن از چنگال آخوندهای جاهل؟ چه کار بزرگی است این....

پس گرفتن میهن از چنگال آخوندهای جاهل؟ چه کار بزرگی است این....

I Am HereTo Take Back My Mom…..
پس گرفتن میهن از چنگال آخوندهای جاهل؟ چه کار بزرگی است این….

Smelling Your Breath Why Said Love?…

دهانت را می بویند در 2009 که  چرا گفتی حقوق بشر؟

دهانت را می بویند در 2009 که چرا گفتی حقوق بشر؟

MobileWitnessingCrimesIran8809Mullas Cannot Hide
their Crimes
From Technology….
Mobiles are witness
to their ugly crimes
against Humanity….

Iran: From ThereThen To HereNow And Where To…?

ایران: چی بود و چی شد و چه شود؟~

ایران: چی بود و چی شد و چه شود؟~

Iran: From ThereThen To HereNow And Where To…?

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.