Archive

Archive for the ‘Names of Responsible People’ Category

حکمت این حماقت

در اینکه پشت هر جنایت و خیانتی جهل و حماقت است شکی نیست

ولی می گویند “هرچیزی را حکمتی است”

حکمت این همه وقاحت و جنایت رهبری و دولت ایران را در اینجا بخوانید

http://peiknet.com/1388/09tir/10/PAGE/32MARDOM.htm:

مردم، احمدی نژاد و رهبر را عملا از صحنه حذف کرده اند
پیروزی های مردم، بیش از
ادعای اقتدار حکومت است

مردم نه تنها به حضور خیابانی نیروهای انتظامی و چماقداران بسیج عادت کرده اند، بلکه بتدریج یا سر به سر آنها می گذارند و یا با آنها بحث خیابانی را شروع کرده اند. اعتماد به نفسی که مردم ایران در جریان انتخابات ریاست جمهوری پیدا کردند و ابتکار عمل هائی که به کار می بندند بی نظیر است. شاید تنها بتوان با سال منجر به انقلاب 1357 آن را مقایسه کرد. نیروهای انتظامی هر روز خجالت زده تر از روز پیش در خیابان ها ظاهر می شوند و جوان تر های بسیج هم که عمدتا از شهرستان های دور دست به تهران آورده شده اند، کم کم تهران گیر شده اند و چشم چران!

مردم نسبت به هم مهربان شده اند و احساس همدردی دوباره به جامعه بازگشته است. خبرها را زود به هم می رسانند. با یک بوق، یک فریاد و یا طلب کمک از هر گوشه ای، ناگهان همه توجه مردمی که در حال رفت و آمدند جلب شده و به همه طرف چشم می اندازند. همه منتظر یک فرصت اند.

احمدی نژاد منفور ترین فرد در میان مردم است و هرکس، اگر تاکنون کمترین شک و تردیدی هم در باره حمایت او از جانب رهبر داشت، حالا این شک به یقین تبدیل شده است. همین امروز اگر دوباره انتخاباتی برگزار شود، حتی آنهائی که به احمدی نژاد رای داده بودند نیز به او رای نمی دهند. مردم در این دو هفته، با آنکه تلفات دادند و خسارت متحمل شدند، در عوض قدرت خودشان را هم کشف کردند. این قدرت حکومت را فلج کرد و عمق فاصله مردم و حکومت را نشان داد. همین قدرت نمائی مردم شکاف بزرگی را در کل حاکمیت بوجود آورد که خط نگهدار آن فعلا دهها هزار نیروی انتظامی و چماقدار است. از آن جمهوری اسلامی که با رای 99 در صد مردم تشکیل شد، پوست و استخوانی بیش باقی نمانده است. مردم احمدی نژاد را عملا از صحنه خارج کردند، گرچه به زور چماق و تفنگ بر سر بماند. و حالا سئوال اینست که این تفنگ و چماق تا چه وقت می تواند او را حفظ کند؟

چماقداران را برای همیشه نمی توان در خیابان ها نگهداشت. درعین حال که به محض اینکه چماقدارها از خیابان ها بروند هر تجمعی می‌تواند به یک حرکت اعتراضی تبدیل شود.

دولت چاره ای جز عقب نشینی ندارد اما دیگر دیر است. نه مردم آن را دولت می دانند و نه حاکمیت بیش از این می تواند برای حفظ او هزینه کند. میان طرفداران دولت نیز بزودی شکاف شروع خواهد شد. شکافی که از هم اکنون در مجلس آغاز شده است.

دولتی که اگر چماقداران و تفنگ بدستان در خیابان ها نباشند، یک روز هم نمی تواند بر سر کار بماند و حرکت مردم به سمت خیابان پاستور، نه از تاک نشان باقی می گذارد و نه از تاک نشان، دیروز اعلام کرد که مصوبه مجلس در مورد احیای شورای پول را پذیرفته است!

پر و بال احمدی نژاد، علیرغم همه پر روئی کم نظیری که دارد شکسته است. آنها هرگز انتظار چنین مقاومتی را از سوی مردم نداشتند. نه رهبر و نه فرماندهان سپاه و نه احمدی نژاد که پیشکار آنهاست. آمار سازی ها، شمارش مضحک آراء در تلویزیون و دروغ پردازی های تلویزیونی هر کدام به نوعی قدرت مردم را به مردم نشان داد. اگر نبود این قدرت به میدان آمده، آنها نه به این نمایش های تلویزیونی محتاج بودند و نه خود کشی در اقیانوسی از دروغ. همه اینها نتیجه قدرت نمائی مردم و به زانو در آمدن حکومت است. احمدی‌نژاد و دار و دسته اش بکلی منزوی شده اند و به همان اندازه که سپاه ضربه اعتمادی در جامعه دید، روحانیونی که خود را با اعتراض مردم همسو کردند اعتبار از کف رفته روحانیت را تا حدودی بازسازی کردند.

مصاحبه ابراهیم نبوی

June 29, 2009 6 comments

متن مصاحبه ی ابراهیم نبوی را می آورم.

با تمام علاقه ای که به ایشان دارم باید عرض کنم که متاسفم که ایشان هم بت پرست شده اند و نجات ملی را در یک “مرد” می بینند. ریاست جمهور آینده ی ایران اگر یک زن نباشد حتماٌ یک فاجعه ی مردانه ی دیگر خواهد بود. دنیا اثبات کرده که زنی به لیاقت و شایستگی خانم شیرین عبادی در ایران وجود ندارد/ اگر هم دارد شناخته شده نیست/ آزمودن خطاهای گذشته = جهل کامل.

آقای میرحسین یا تمام آقایان دیگر بهتر است یاد بگیرند که زیر نظر یک زن
فاضل و مدیر و حقوق دان انجام وظیفه کنند.
بنده با  انتخاب هر مرد بعنوان ریاست امور اجرای کشور مخالفم.
زیرا مردان امتحان خودشان را پس داده اند و اینک دوران زنان است/
اگر قرار باشد در آینده شایسته سالاری حاکم باشد (چون نبوده به این روز افتاده ایم

فردی شایسته تر از خانم شیرین عبادی برای اداره ی امور کشور وجود ندارد

باور بکنید یا نکنید در اصل ماجرا تفاوتی نخواهد داشت

http://peiknet.com/1388/09tir/08/PAGE/32NABAVI.htm

مصاحبه ابراهیم نبوی
با ادامه اعتراض ها
مشکل احمدی نژاد “سپاه” خواهد بود

ابراهیم نبوی روزنامه نگار اصلاح طلب ایرانی که در خارج از کشور بسر می برد، با نشریه “ایل جورناله” 23 ژوئن مصاحبه کرده و به نکاتی درباره آینده احتمالی احمدی نژاد و کودتائی که علیه نتیجه انتخابات صورت گرفته نظرات خود را بیان داشته است. بخش هائی از این مصاحبه را می خوانید:

آقای خامنه ای برای نجات فرد کم ارزشی مثل احمدی نژاد اعتبار خود در میان مردم و سیاست مداران را از دست داد. البته ایشان سیاستمدار متوسطی است و به همین دلیل دوست ندارد روسای جمهور سابق، یعنی رفسنجانی و خاتمی را دور و بر خود ببیند.

او هر روز منزوی تر می شود، بیش از نیمی از نزدیکانش او را رها کرده اند .او گمان می کرد با گذاشتن فرد چاپلوسی چون احمدی نژاد بر راس کار می تواند حکومت را در دست داشته باشد، اما مردم خاتمی و موسوی را دوست دارند.

او با تائید پیروزی احمدی نژاد حتی قبل از این که شورای نگهبان آن را تائید کند، عدالت خود را بعنوان ولی فقیه که اساس آن درستی و صداقت است زیر سئوال برد و فرصت بزرگی بدست کسانی داد که پایان رهبری او را به صلاح کشور و نظامی میدانند.

رفسنجانی فرد ثروتمندی است، اما یک روحانی فاسد نیست. او مدیری است که قادر است سیاست و اقتصاد را اداره کند. بعد از مرگ آقای خمینی، رفسنجانی راه را برای خامنه ای که به نظر کم هوش تر و بی خطرتر می آمد هموار کرد تا بتواند کنترلش کند. این موضوع باعث حسادت رهبری شد که دلش می خواهد از قید او بیرون بیاید.

روحانیون هیچیک برتری دیگری را بر نمی تابند. این اتفاق فقط در مورد آقای خمینی افتاد. اکنون هم ممکن است از رفسنجانی حمایت کنند.

- شما از 25 سال پیش موسوی را می شناسید. آیا او قادر است که انقلاب جدیدی را رهبری کند؟

او مردی با اراده است و همچنین یک فرد تحصیلکرده، مذهبی و در عین حال مدرن است و به مشکلات افراد کم درآمد توجه دارد. به همین دلیل مورد احترام است و مردم دوستش دارند. وقتی می گوید که از مرگ نمی هراسد، و یک قدم به عقب نمی گذارد، به این حرف ایمان دارد. موسوی می خواهد مانع نابودی کشور توسط احمدی نژاد بشود.
- آیا موسوی دستگیر می شود؟

موسوی تنهاست. همه دوستانش زندانی شده اند. اگر هنوز او را دستگیر نکرده اند به این دلیل است که از واکنش مردم می ترسند.

- آیا سپاه کشور را نجات خواهد داد؟

نیمی از افراد سپاه و وزارت اطلاعات با موسوی هستند. اگر اعتراض ها ادامه پیدا کند، مشکل احمدی نژاد دیگر فقط موسوی نخواهد بود بلکه سپاه خواهد بود که از شلیک به سمت مردم خود داری خواهد کرد.

MassEmail

Salam. Just wrote the following and will send it soon to MANY, in my addressbook in Gmail. Thanks to Google and all else to make this internet communication possible.

Those who read this, please send the link to others, especially those who are mentioned in the NAMES section of the blog.

in His Grace

Dear Ones
Peace
Daily, Hourly updates in English & Persian.

Please send to all Iranians around the village!
Only those who truly Love Mom…..

on 23 rd June 2009, it contains the most recent news about Iran
and offers a new ‘design’ or plan
to roSAVE the Mother fm Ignorance and Violence.

Please actively participate and send this message and the link
to all Iranians and non- Iranians who care for MOM.

این وبلاگ که دوم تیرماه 1388   = 23 ژوون 2009
بطور روزمره و مرتب به روز خواهد شد.
محتوا =  خبرهای ایران و طرح مشارکت مردمی برای نجات وطن

چالشی بزرگ است ویژه ی بانوان و مردان راستین این سرزمین
تا که “مادر” را از چنگال جهل و خرافات نجات بدهند.

مشارکت فعال شما ضروری است

لطفا این پیام و لینگ را برای دیگر ایرانیان و غیرایرانیانی که می شناسید بفرستید
http://iran13912012.wordpress.com/

یک تحلیل عالی از اوضاع فعلی ایران

خانم الهه بقراط را از طریق نوشته هایشان و مصاحبه ای که تازگی در کیهان لندن داشته اند می شناسم و به وجود ایشان در میان اهل قلم  وطن پرست و متخصص ارتباطات افتخار می کنم.

نظر به اهمیتی که واقعیت های موجود در این مقاله دارد، آن را در اینجا می آورم و امیدوارم

خود ایشان با این که نامشان برای مسئولیت های اجرای در این طرح آورده شده

با ما مستقیم تماس بگیرند. سپاسگزار خواهم شد

http://www.iranpressnews.com/source/061401.htm

الاهه بقراط
www.alefbe.com

میهنم را پس بده!

من مطلقا تقدیرگرا نیستم. معتقدم فرد در تحولات اجتماعی نقش بسزا و گاه کاملا تعیین‌کننده، اعم از مثبت و منفی، دارد. لازم نیست به تاریخ و به گذشته‌های دور مراجعه کنیم. هم اینک تجربه‌ای بی‌همتا را پیش چشم داریم و این بخت را یافته‌ایم تا از نزدیک شاهد آن باشیم.
ولی معتقدم قوانین اجتماعی بسیار شبیه به قوانین طبیعی عمل می‌کنند. جوامع در هر دوره و بر اساس آنچه تاریخ و فرهنگ آنها را می‌سازد، سوخت و سازهایی دارند که هرگونه اخلال در آن، به واکنش‌هایی منجر می‌شود که تلاش می‌کنند تا روند طبیعی زندگی را به جامعه باز گردانند. روندی که امنیت و آزادی، آسایش و رفاه، از یک سو مبانی و از سوی دیگر اهداف آن را تشکیل می‌دهند. آگاهی بر این قوانین نانوشته و شناخت این حقیقت که اساسا چنین قوانینی وجود دارند، سبب می‌شود بتوانیم واقعیت را تا آنجا که ممکن است، آنگونه که هست، تشخیص دهیم و با پرهیز از اختراع واقعیت بر اساس افکار و آرزوهای خود، به ارزیابی و تحلیل آن بپردازیم بدون آنکه منافع فردی و گروهی و یا آرزوهای شخصی خود را در آن دخالت دهیم و یا اسیر موج‌های تبلیغاتی گردیم.

سه طرف
امروز دیگر کمتر کسی است که تردید داشته باشد انقلاب اسلامی پیروزی مشروعه بر مشروطه پس از یک شکست هفتاد ساله بود. حکومت برآمده از انقلاب اسلامی اگرچه نام جمهوری را یدک می‌کشید و اگرچه از ابزار جوامع دمکراتیک از جمله انتخابات تلاش می‌کرد تا چهره مقبولی از خود به جهان نمایش دهد، لیکن حقیقتا چیزی جز حکومت اسلامی نبود. اگر زمامدارانش نتوانستند آن را آنگونه که می‌پندارند، پیاده کنند، در واقع به برکت رشد سیاسی و اجتماعی بود که اگرچه با تناقض‌های آشکار، لیکن به هر حال در طول انقلاب مشروطه و پس از آن در دوران سلسله پهلوی در تار و پود جامعه ایران تنیده شده بود.
امروز این انقلابی که شاهد آن هستیم، حتی اگر شکست بخورد (که قطعا موقت خواهد بود) ولی بی‌تردید گامی سرنوشت‌ساز به سوی پیروزی قطعی و نهایی مشروطه بر مشروعه، مدرنیته بر سنت، و حکومت عرفی و سکولار بر حکومت دینی و الاهی است. مشروطه به معنای تأمین و تضمین آزادی و تجدد به اضافه پایبندی به اصول حقوق بشر و تمامی دستاوردهای دمکراتیک که جهان در صد سال گذشته به آنها دست یافته است.
در تحلیل رویدادهای اخیر ایران نباید توجه را تنها به مناسبات قدرت و جنگی که بین خودی‌های قبیله حاکم در جریان است، محدود کرد. یک کفه بسیار سنگین این رویدادها همانا مردم و جامعه هستند. کفه‌ای که نابسامانی‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به شدت بر وزن آن افزوده و آن را در برابر کفه بی‌بنیه و پرفساد و پوسیده حکومت بسی سنگین کرده است.
امروز خواسته‌های جامعه ایران نه به این دلیل که بر تغییر به معنای تغییرات بنیادی و تعویض رژیم تأکید می‌ورزند، بلکه بیشتر به دلیل اینکه منادی حقوقی هستند که تحقق آنها حتی از مترقی‌ترین نامزد رژیم در چهارچوب این نظام اساسا امکان پذیر نیست، بسی فراتر از خواست‌های احزاب و گروه‌های سیاسی مشارکت‌کننده و بسیاری از مدعیان روشنفکری و سکولاریسم قرار دارد.
در چنین شرایطی، حتی اگر موسوی نیز رییس جمهوری اسلامی می‌شد، باز هم بحران مطالبات انباشته شده مردم، به شکلی بروز می‌کرد چرا که دولت موسوی بیشترین انرژی خود را در چهار سالی که در اختیار می‌داشت، بیش از هر چیز باید صرف مبارزه با رقیب سازمان‌یافته خود می‌کرد، بدون اینکه از پشتیبانی اکثریت مجلس و قوه قضاییه و هم چنین «رهبر» برخوردار بوده باشد. و نتیجه، چیزی جز انباشته شدن مشکلات و ادامه فرسایش کشور نمی‌بود. به این ترتیب نه خواست حداقلی، بلکه حداقل‌ترین خواست مبنی بر «رفتن احمدی‌نژاد» که انگیزه بسیاری از افراد برای مشارکت آنها در «انتخابات» بود، ممکن بود از نظر احساسی تنها مرهمی باشد بر سرشکستگی آنها در چشم جهانیان، لیکن هیچ راهی برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی نمی‌گشود مگر آنکه آن گونه که «اصلاح‌طلبان» تبلیغ کرده بودند، برای «تغییر» آستین‌ها را بالا می‌زدند. این کار اما بدون ایستادن در برابر «رهبر» امکان‌پذیر نمی‌بود. امروز کاری که با پیروزی موسوی در «انتخابات» به دلیل التزام مکررا اعلام شده وی به نظام و رهبری قطعا به شکست می‌انجامید، چه بسا اینک با شکست وی راهی از درون سنگلاخ جمهوری اسلامی بیابد.
در این میان باید توجه داشت که مردم را نباید فدای جنگ قدرت هیئت حاکمه کرد. اگر این مردم، جان بر کف به خیابان‌ها می‌روند نه برای موسوی و کروبی و رفسنجانی، بلکه برای دستیابی به حقوق خودشان است. کاملا می‌توان تصور کرد که اگر مردم در اعتراض به فریب بزرگ انتخابات و تحقیری که آتش به جانشان زد، به خیابان‌ها نمی‌ریختند، جنگ درون قبیله حاکم به شکل دیگری ادامه می‌یافت. «رهبر» ابتدا مردمی را که رأی داده بودند، امت اسلام خواند و آرای آنها را به حساب تأیید نظام خود نوشت. لیکن وقتی همان مردم به اعتراض برخاستند آنها را مزدور بیگانه و اوباش نامید و به خاک و خونشان کشید.
آنچه در دو هفته گذشته در ایران گذشته است، و مواضعی که در جهان نسبت به زمامداران جمهوری اسلامی اعلام شده است، از انتشار عکس خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در کنار شیخ حسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان و بن لادن رهبر القاعده تا امتناع سران کشورهای جهان در پذیرفتن و تبریک ریاست جمهوری اسلامی احمدی‌نژاد، همگی نشان می‌دهند که راه بازگشت بر هر سه طرف در ایران بسته است: رهبری و انصارش، موسوی و اصلاح‌طلبانش، مردم و آرزوهایشان برای تغییر.

یک گره کور
«رهبر» پس از سخنان مکرری که در روزهای اخیر بیان کرد، و با گفتن اینکه «قانون‌شکنی» نمی‌کند و زیر بار «زور» نمی‌رود و با انداختن انواع و اقسام نیروهای سرکوبگر رژیم به جان مردم، اگر هر گامی به عقب بردارد، چیزی جز نقض آنچه گفته است نخواهد بود چرا که با عقب‌نشینی هم قانون‌شکنی دیگران را پذیرفته، هم خود قانون‌شکنی کرده و هم زیر بار «زور» رفته است.
موسوی با برافراشتن پرچم «استیفای حقوق مردم» هرگونه عقب‌نشینی‌اش معنای دیگری جز زیر پا گذاشتن حقوق مردم نخواهد داشت. تلاش او برای رسیدن به یک توافق برای حفظ نظام، آن گونه که از سخنان و بیانیه‌هایش پیداست، تنها با عقب‌نشینی طرف مقابل به ثمر خواهد رسید. لیکن نشانی از عقب‌نشینی طرف مقابل نیست. آن هم با توجه به اینکه عقب‌نشینی «رهبر» در برابر مردم، بخش دیگری از قبیله حاکم را که بر مهم‌ترین منابع سیاسی و اقتصادی و امنیتی تکیه زده است، به مقابله با وی خواهد کشاند. در عین حال، هم عقب‌نشینی «رهبر» و هم عقب‌نشینی موسوی، هر دو، به معنای کوبیدن آخرین میخ به تابوت رژیمی‌ است که اگر این «انتخابات» هم نمی‌بود، به هر حال دیر یا زود و با دستاویزی دیگر با مقاومت مردم روبرو می‌شد.
مردم نیز راه پس ندارند. هرگونه عقب‌نشینی معترضان همانا به معنای گسترش سرکوب وحشیانه منتهی در سکوت خواهد بود. امروز رسانه‌های جهان می‌توانند حضور آنها را با خبررسانی مداوم مستند سازند. لیکن عقب‌نشینی مردم نه آرامش بلکه سرکوب بی‌امان را به دنبال خواهد داشت تا بار دیگر سر بلند نکنند. حضور مداوم آنها در تظاهرات، در اعتصابات و در نافرمانی‌های مدنی با حفظ آرامش و پرهیز از خشونت است که سرنوشت «تغییر» را در یک مسیر مثبت و دمکراتیک، همراه با سرنوشت نظام، رقم خواهد زد.
خود رژیم مبتکر این گره کور است. و این در حالیست که جمهوری اسلامی برخلاف اقتدار دروغینی که به نمایش می‌گذارد، هرگز تا این اندازه سست و لرزان نبوده است. تجربه نشان می‌دهد، رژیمی که دست به خشونت عریان علیه مردم می‌زند، در ضعیف‌ترین موقعیت ممکن قرار گرفته است. اختلاف و انشقاق سر تا پای رژیم از ارتش و سپاه و بسیج تا هیئت حاکمه و نهادهای انتصابی و به اصطلاح انتخابی آن را فرا گرفته است. هر روز افراد بیشتری از خود نظام پی می‌برند که آینده‌ای در برابر آن قرار ندارد. برخی فرار می‌کنند و برخی رنگ عوض می‌کنند. و نهایتا آنهایی که پشت نظام می‌مانند، مانند هر رژیم دیگری که مسیر فروپاشی را طی کرده است، تنها اندکی خواهند بود که جانشان به آن بسته است.
در این میان، آیا ممکن است غرب این همه تصاویر و اخبار خشن از سرکوب و کشتار مردم را ناگهان به دست فراموشی بسپارد و جهان و ایران دوباره به آنچه تبدیل شود که پیش از 22 خرداد (12 ژوئن) بود؟ کاملا بعید به نظر می‌رسد. امروز سیاستمداران و رسانه‌ها دیگر نه از «ایران» بلکه مدام از «جمهوری اسلامی در ایران» سخن می‌گویند. هیچ‌گاه به این اندازه عنوان «جمهوری اسلامی» در گزارش‌ها و مقالات تکرار نشده است. آنچه را بسیاری از ایرانیان سالها تلاش می‌کردند به غربی‌ها بفهمانند، خود جمهوری اسلامی با «انتخابات» خود و با سرکوب وحشیانه‌ای که پس از آن در برابر چشم همگان به راه انداخت، به غرب حالی کرد. این رویدادها پشت جبهه مبارزات مردم ایران را در خارج از کشور چنان نیرو بخشیده که هرگز تا این اندازه یکپارچه و متحد عمل نکرده است. همان گره کور، کار را از پس گرفتن «رأی» گذرانده است. داخل و خارج، چپ و راست، آنهایی که جمهوری اسلامی آرایشان را با فریب از چنگشان به در آورد و آنانی که رأی خود را از رژیم دریغ داشتند، کاملا متحد (صرف نظر از برخی پارازیت‌ها) در پی آن هستند تا نه رأی برخی از مشارکت کنندگان و بخشی از مردم ایران، بلکه میهن مشترک همه ایرانیان را پس بگیرند.

04 تیر 1388
25 ژوئن 2009

امروز خواسته‌های جامعه ایران نه به این دلیل که بر تغییر به معنای تغییرات بنیادی و تعویض رژیم تأکید می‌ورزند، بلکه بیشتر به دلیل اینکه منادی حقوقی هستند که تحقق آنها حتی از مترقی‌ترین نامزد رژیم در چهارچوب این نظام اساسا امکان پذیر نیست، بسی فراتر از خواست‌های احزاب و گروه‌های سیاسی مشارکت‌کننده و بسیاری از مدعیان روشنفکری و سکولاریسم قرار دارد.

News of Iran, Behind the sceneاخبار ایران در فضای خبری جهان

درود بر عزیزان

تازه از مراسم نیایش برگشتم خانه و شاید در چند روز آینده کمتر فرصت نوشتن و در خانه بودن باشد

چون در اینجا یک برنامه گردهمآیی جوانان دوستداران مهربابا برپاست از فردا و بنده هم با اینکه در جسم جوان نیستم ولی در جمعشان خواهم بود برای ساختن و زدن و خواندن موسیقی و ترانه های مهربابای عزیز.

کمی هم کار ترجمه برای مجله هست که بهتر است فوراٌ انجام بدهم

بنابراین شاید این آخرین پستی باشد که تا فردا می زنم

فضای خبری ایران را ترسیم می کند و جالب است

در ضمن بنده بنا به سوابق تحصیلی و حرفه ای ام فقط “اطلاع رسانی” می کنم و به هیچ سایت (بجز سایت مجله ی بین المللی رومی) یا  سازمان یا هرنوع گروه و تشکیلات تعلق ندارم

و فردی عمل می کنم و فقط مسئول و پاسخگوی نوشته ه و ترجمه های خودم هستم
و نه مطالبی که در خبررسانی در این بلاگ می آورم مانند همین پست.

چون این بلاگ هنوز در ایران فیلتر نشده است و سرعتش هم برای خوب است

از تمامی خارج نشینان محترم خواهشمندم این لینک را برای تمام ایرانیان داخل و خارج از کشور

بفرستند  تا  به گردش آزاد اطلاعات   کمک شود. از یک یک خوانندگان محترم تقاضا می شود مشارکت فعال فرمایند. یک وطن داریم و یک خانواده ایم.
حیف که در حال حاضر

پست ترین استعدادها و خشن ترین ذهن های حیوانی

بر والاترین و فرهیخته ترین  فرزندان ایران زمین سلطه جویی می کنند
و بهترین آنان را به زندان ، شکنجه و قتل محکوم می کنند.

حیف از این اوضاع / ولی فقط حیف گفتن فایده ای ندارد.

اگر بتوانیم هم اکنون، در همین فضا، یک جامعه ی ایده آل (در حد امکانات و منابع) بسازیم

آنگاه در داخل کشور هم می توانیم (البته وقتی که این فرومایگان خشن و بی ادب شرشان از سر این ملت کوتاه شد!)

راستی ما با این قوم “اوباش واقعی” که فقط برای پول و قدرت آدم می کشند

چه می توانیم بکنیم؟

این را به نظر شما و جمع واگذار می کنم

دوستدار مادر: محسن

http://peiknet.com/1388/09tir/07/PAGE/38BANG.htm

رزیابی‌های محافل سیاسی داخلی و جهانی
ایران با اولین جرقه منفجر می‌شود
بانگ الله اکبر
خشمگین تر از هر شب

عقربه ساعت شمار اخبار و رویدادهای ایران را معدود رسانه‌هائی که نیمه جان نفسی در داخل کشور می‌کشند، به سمت اوین و ماجرای بارها تکرار شده در جمهوری اسلامی، یعنی شکنجه و اعتراف گیری چرخش کرده است. محدودیت‌های پارازیتی روی تلویزیون بی بی سی در داخل کشور کم شده است. در عوض بی بی سی نیز فتیله اخبار و رویدادهای ایران را پائین کشیده است. دیگر از مصاحبه‌های پیاپی با کارشناسان و مفسران ایرانی خبری نیست! در تهران گفته می‌شود توافقی میان وزارت خارجه انگلیس و مقامات ایران برای پائین کشیدن این فتیله و برداشته شدن پارازیت از روی بی بی سی صورت گرفته است. چه کسی واسطه این معامله بوده؟ بر کسی معلوم نیست! مرگ مایکل جکسون موهبتی بود که حداقل برای چند روزی به داد کودتاچی‌ها رسید و در صدر خبرها قرار گرفت. البته به داد شبکه‌های فارسی زبان – از جمله بی بی سی- نیز برای فرار از صحنه رسید.

گردش اخبار دشوارتر از چند روز پیش شده است، اما مختل شدن بازهم بیشتر گردش اخبار به معنای توقف رویدادهای ایران نیست. انتشار تازه ترین بیانیه میرحسین موسوی که پاسخ کتبی وی به درخواست شورای نگهبان برای معرفی نماینده جهت حضور در هیات داوری جدیدی که تشکیل داده، آن پوشش خبری که باید می‌داشت، نیافت. همچنان که درباره فلج ماندن شورای نگهبان و بیم از اعلام تائید انتخابات و واکنش مراجع مذهبی ایران که مقامی بالاتر از فقهای شورای نگهبان دارند، بحث و تفسیری پخش نمی‌شود. صدای “الله اکبر” که همچنان، شب‌ها در ایران بلند است و شب گذشته بلندتر از هر شب دیگری بود، دیگر در لندن شنیده نمی‌شود! در چند ارتباط مستقیم تلفنی که شب گذشته با تهران داشتیم، گفتند روی بام خانه‌ها “غوغای الله اکبر است”! و جالب تر این که هرچه به سمت جنوب تهران می‌روید، صدای الله اکبر بلندتر است. در بسیاری از محلات جنوب تهران، مردم کشته داده‌‌اند و الله اکبر‌ها به همین دلیل خشمگین تر از هر شب دیگر است.

اما، این هنوز تمام اخبار ایران نیست. در پشت ظاهر آرامی که به ضرب چماق و گلوله بدست آمده، مردم منتظر یک فرصت برای انفجاراند. و این همان نکته ایست که هم در جبهه کودتاچی‌ها و هم جبهه ضد کودتا از آن آگاهی دارند. کودتاچی‌ها سعی می‌کنند با سرهم بندی کردن یک نمایش تلویزیونی و اعتراف گیری، وحشت را تثبیت و سراسری کنند، جبهه ضد کودتا در حاکمیت که ساعت به ساعت وسیع تر و گسترده تر می‌شود، نگران همین انفجار است و وضع کشور را نه تنها بحرانی، بلکه به سمت بحرانی تر شدن ارزیابی می‌کند. اخبار مربوط به دیدار و مذاکرات سیاسی پشت صحنه که در همین شماره پیک نت می‌خوانید و همچنین بازتاب تحولات تکاندهنده دو هفته گذشته ایران در مطبوعات مهم و کلیدی جهان مانند “اکونومیست” همین نگرانی را تائید می‌کند. این در شرایطی است که تنظیم دستور کار اجلاس 8 کشور بزرگ سرمایه‌‌داری جهان که کمتر از دو هفته دیگر تشکیل می‌شود عمدتا متمرکز بر اوضاع ایران و نوع مناسبات با حاکمیت و بویژه دولتی است که مشروعیت داخلی و خارجی ندارد. مجموعه اخبار این شماره پیک نت، این فضای خبری را در برابر شما قرار می‌دهد.

رزیابی‌های محافل سیاسی داخلی و جهانی
ایران با اولین جرقه منفجر می‌شود
بانگ الله اکبر
خشمگین تر از هر شب

عقربه ساعت شمار اخبار و رویدادهای ایران را معدود رسانه‌هائی که نیمه جان نفسی در داخل کشور می‌کشند، به سمت اوین و ماجرای بارها تکرار شده در جمهوری اسلامی، یعنی شکنجه و اعتراف گیری چرخش کرده است. محدودیت‌های پارازیتی روی تلویزیون بی بی سی در داخل کشور کم شده است. در عوض بی بی سی نیز فتیله اخبار و رویدادهای ایران را پائین کشیده است. دیگر از مصاحبه‌های پیاپی با کارشناسان و مفسران ایرانی خبری نیست! در تهران گفته می‌شود توافقی میان وزارت خارجه انگلیس و مقامات ایران برای پائین کشیدن این فتیله و برداشته شدن پارازیت از روی بی بی سی صورت گرفته است. چه کسی واسطه این معامله بوده؟ بر کسی معلوم نیست! مرگ مایکل جکسون موهبتی بود که حداقل برای چند روزی به داد کودتاچی‌ها رسید و در صدر خبرها قرار گرفت. البته به داد شبکه‌های فارسی زبان – از جمله بی بی سی- نیز برای فرار از صحنه رسید.

گردش اخبار دشوارتر از چند روز پیش شده است، اما مختل شدن بازهم بیشتر گردش اخبار به معنای توقف رویدادهای ایران نیست. انتشار تازه ترین بیانیه میرحسین موسوی که پاسخ کتبی وی به درخواست شورای نگهبان برای معرفی نماینده جهت حضور در هیات داوری جدیدی که تشکیل داده، آن پوشش خبری که باید می‌داشت، نیافت. همچنان که درباره فلج ماندن شورای نگهبان و بیم از اعلام تائید انتخابات و واکنش مراجع مذهبی ایران که مقامی بالاتر از فقهای شورای نگهبان دارند، بحث و تفسیری پخش نمی‌شود. صدای “الله اکبر” که همچنان، شب‌ها در ایران بلند است و شب گذشته بلندتر از هر شب دیگری بود، دیگر در لندن شنیده نمی‌شود! در چند ارتباط مستقیم تلفنی که شب گذشته با تهران داشتیم، گفتند روی بام خانه‌ها “غوغای الله اکبر است”! و جالب تر این که هرچه به سمت جنوب تهران می‌روید، صدای الله اکبر بلندتر است. در بسیاری از محلات جنوب تهران، مردم کشته داده‌‌اند و الله اکبر‌ها به همین دلیل خشمگین تر از هر شب دیگر است.

اما، این هنوز تمام اخبار ایران نیست. در پشت ظاهر آرامی که به ضرب چماق و گلوله بدست آمده، مردم منتظر یک فرصت برای انفجاراند. و این همان نکته ایست که هم در جبهه کودتاچی‌ها و هم جبهه ضد کودتا از آن آگاهی دارند. کودتاچی‌ها سعی می‌کنند با سرهم بندی کردن یک نمایش تلویزیونی و اعتراف گیری، وحشت را تثبیت و سراسری کنند، جبهه ضد کودتا در حاکمیت که ساعت به ساعت وسیع تر و گسترده تر می‌شود، نگران همین انفجار است و وضع کشور را نه تنها بحرانی، بلکه به سمت بحرانی تر شدن ارزیابی می‌کند. اخبار مربوط به دیدار و مذاکرات سیاسی پشت صحنه که در همین شماره پیک نت می‌خوانید و همچنین بازتاب تحولات تکاندهنده دو هفته گذشته ایران در مطبوعات مهم و کلیدی جهان مانند “اکونومیست” همین نگرانی را تائید می‌کند. این در شرایطی است که تنظیم دستور کار اجلاس 8 کشور بزرگ سرمایه‌‌داری جهان که کمتر از دو هفته دیگر تشکیل می‌شود عمدتا متمرکز بر اوضاع ایران و نوع مناسبات با حاکمیت و بویژه دولتی است که مشروعیت داخلی و خارجی ندارد. مجموعه اخبار این شماره پیک نت، این فضای خبری را در برابر شما قرار می‌دهد.

Role of MirHossein in present situation in Iran

درود بر آزادی خواهان و وطن پرستان

این خبر را همین الان در اینجا خواندم.

چون موضوع مهم است اینجا می آورم و نظر خود را بعدا می نویسم

یکی از افراد مطلع درمحافل سیاسی – مطبوعاتی ایران، این نظر را برای انتشار دراختیار پیک نت قرار داده است:

«کار تمام شدنی نیست. مسئله ای که الان هست بنظر من اینست که دیگر هیچ کاری در کشور بدون آنکه موسوی با آن موافق باشد و یا یک طرف آن باشد حل نمی شود. تمام تحرکات این روزها هم همین را نشان می دهد. راه حل های مختلفی مطرح شده است، اما هنوز بر سر هیچکدام از آنها تفاهم بدست نیآمده است. اقتصاد کشور فلج است و همه میدانند که آتش زیر خاکستر است. از جمله پیشنهادهائی که طرح شده اینست که مجمع تشخیص مصلحت پیشنهاد تشکیل یک دولت موقت با دستور کار برگزاری یک انتخابات دیگر را ظرف 6 ماه تا یکسال دیگر تهیه کرده و رهبر با آن موافقت کند. با این نظر، بسیار از اعضای موثر مجلس خبرگان و بویژه مراجع قم موافق اند. نظر مراجع در این مرحله بسیار مهم شده است، مدارج مذهبی بسیاری از آنها فراتر از اعضای شورای نگهبان است. برای تشکیل دولت موقت، چند گزینه نیز در نظر گرفته شده که مطرح ترین آنها ناطق نوری است، زیرا هم با ساختار وزارت کشور آشناست، هم یک دوره کامل رئیس مجلس بوده و هم مورد وثوق رهبر و جناح راست است. شاید در میان انواع راه حل هائی که در این روزها ارائه می شود، این منطقی ترین آنها باشد. تقریبا برای همه قطعی شده است که احمدی نژاد دیگر نمی تواند رئیس دولت باقی بماند. حضور او در راس قوه مجریه باعث ادامه خشم و نارضائی مردم است. درعرصه جهانی نیز او فاقد اعتبار است. حتی اطلاع داریم که به احمدی نژاد پیشنهاد استعفا، با اعلام ضرورت آرامش در کشور هم شده است. این راه حل، از سوی مراجع قم حمایت شده است.

الان یک توازن قوایی در کشور بوجود آمده که یک سر آن رهبر است و سر دیگرش موسوی. دیگر احمدی نژاد مطرح نیست. بنظر من در این توازن حتی موسوی دست بالا را دارد، حتی سکوتش هم بحران ساز شده است. هر تصمیم اگر توافق او را نداشته باشی عملی نیست. او حتی اگر هیچ کاری نکند و فقط با راه حل ها موافقت هم نکند همه چیز روی هوا می ماند.

=====

این خبر بود ولی بهتر است مردم ایران تکلیف خود را با این ستم شاهی روشن کنند و از نوع مذهبی اش…

اگر آن مراجع نمی ترسند طرف مردم را بگیرند و نه خود و رهبر را!

مسلم است که آنان برای منافع شخصی و آخر عمری خودشان هم که شده نمی خواهند از قدرت  مذهبی و اسم ورسم خود بیفتند

ولی ملت ما چه کند با این قانون اساسی مذهبی که کار را به اینجا کشانده؟؟؟؟

اصل کار ایراد دارد و نه شاخ و برگ ها

ریشه فاسد است

حالا ما ایرانیان خارج از کشور چه کنیم با این همه آزادی که در اخیتار داریم؟

برای آزادی و دگرگونی وطن عزیز………….

میرحسین هم تعصبات شخصی و مذهبی خودش را دارد و برای کار در آن حوزه (ریاست جمهوری) اصلاٌ مناسب و مطلوب نیست.

کسی باید در مقام ریاست اجرایی کشور باشد که حقوق را خوب بداند

و چه کسی شایسته تر از خانم شیرین عبادی

که دنیا ایشان را لایق آن جایزه ی مهم ساخته است

در همینجا از ایشان خواهش می کنم که  برای مدتی کوتاه در همان خارج از کشور تشریف داشته باشند و

این پیشنهاد تشکیل “شورای نجات مادر” را پذیرفته و در آن مشارکت فعال داشته باشند.

این شورا می تواند از طریق اقدامات قانونی در سطح بین الملل، به رسمیت شناخته شدن

یک نوع “حکومت در تبعید ” برای احقاق حقوق ابتدانی بشر در ایران اقدام کند..”

این “حکومت در تبعید” با عشق به وطن و اراده  برای آزادی آن از چنگال جهل و خرافات کهنه،،  می تواند شروع راهی تازه باشد …. لطفاٌ به هر وسیله ی ممکن این پیام را به تمام ایرانیان پخش فرمایید.

دوستدار مادر

برنامه ی تظاهرات در ایران: آزادی خواهان طرفدار میرحسین موسوی

http://www.iranpressnews.com/source/061349.htm

برنامه تجمع هوادران میرحسین موسوی

1- دوشنبه 8 تیر ساعت 18 زنجیره انسانی از میدان تجریش تا میدان راه آهن

2- پنجشنبه 11 تیر ساعت 18 تجمع در میدان های ولی عصر, انقلاب, تجریش و هفت تیر

3- دوشنبه 15 تیر ساعت 18 تجمع در مقابل زندان اوین

4- پنجشنبه 18 تیر به مناسبت سالگرد کوی دانشگاه مقابل دانشگاه تهران با حضور تمامی مردم و دانشجویان

5- ایرانیان خارج از کشور مقابل سفارت ایران در همان کشور با شعار نویسی روی دیوار سفارت

6- فریاد الله اکیر هر شب ساعت 10 تا 10:30 در پشت بام منازل

7- شعار نویسی روی دیوارها و اسکناس ها

A Word with Dear Concerened International Lawyers

سخنی با حقوق دانان محترم ایرانی و غیرایرانی

این بنده با عشق و احترام نسبت به شما و هموطنان عزیزم
از جانب خود و شاید تمامی مردم ایران از شما استدعا دارم
اقدامات حقوقی و قانونی لازم و کافی را
برای بازپس گرفتن دارایی های نقدی مردم شریف ایران
__ که از طریق فروش نفت و غیره و بطور غیرقانونی
و بدون آگاهی مردم ایران که صاحبان اصلی این دارایی ها هستند،
به دست نااهلان خائن رسیده است__ معمول فرمایید.

اگر برای این کار نیاز به جمع آوری امضای موافق از سوی ایرانیان
در سراسر دنیا هست، لطفاٌ اعلام فرمایید تا اقدام شود.

با سپاس

محسن خاتمی

لطفاٌ این پیام را برای آقای دکتر لاهیجی و سایر عزیزان متخصص ارسال فرمایید

سخنی با گوگوش محبوب

سخنی با گوگوش عزیز: همین الان اجرای “من همون ایرانم” را از اینجا دیدم و شنیدم. http://www.iranian.com/main/video/2009/jun/man-hamoon-iranam

. دست مریزاد. رخصت پهلوان. اگر شما پیشگام شوی و از این طرح حمایت کنی، کار تمومه!

فقط کافی است بفرمایی “آری” و همراه شوی!

Initial Names of Responsible Ones

جدول ابتدایی نام مسئولان پیشنهاد شده توسط “طراح”

توضیحات: ترتیب این فهرست کاملاٌ اتفاقی و بدون رعایت هیچ اصل ثابت و مشخص است.

علامت پرسش = ؟ نشان دهنده ی پرسش از دیگران است برای یافتن یک یا چند نام مناسب دیگر که بنده از آن ها بی اطلاع بوده ام.

علامت سوال همچنین نشان دهنده ی “پرسش از آن شخص محترم است که نامش آورده شده” و فرد مورد نظر به این پرسش پاسخ “آری” یا “نه” خواهد گفت.

علامت … یا “سه نقطه” یعنی “وغیره”، یا “ازاین قبیل”، یا “شما اضافه فرمایید.”

رقم 77 نفر برای تشکیل “هسته ی اولیه تحقیقات و اجرا” در نظر گرفته شده که برای اجرای انصاف جنسیتی هم که شده  39 نفر از بانوان و 38 نفر آقایان خواهند بود.

*مسئول امور اجرایی کشور (ریاست جمهوری) خواهر محترم و شجاع خانم شیرین عبادی؟…

{حکومت مردان در تاریخ به سر رسیده است! به قدرکافی شاهد خشونت های “مردان ترسو” بوده ایم. اینک نوبه ی بانوان شجاع است که مقام های اجرایی را به دست های پرتوان خود داشته باشند.}

*دکتر عبدالکریم لاهیجی ؟ (مسئول امور حقوقی و پیگیری های قانونی برای به رسمیت شناخته شدن این طرح اجرایی-تحقیقی در سطح حقوق بین الملل.)

*دکتر ناصر زرافشان ؟ مسئول دادگستری کشور …

*شکوه میرزادگی ؟ مسئول امور فرهنگی و مشاور…

*پرویز صیاد؟ …

*گوگوش محبوب؟ …مسئول ارتباطات و حمایت های مردمی

*داریوش اقبالی؟ …

*بهارک ؟ تجهیز منابع انسانی

*swami Rajneesh مشاور در امور سلامت ذهن و مراقبه.

دکتر منصور ناصری : محقق و پزشک عالیمقام؟ …

*ابراهیم نبوی؟ …

*حشمت الله صبرزدی ؟ …

*اکبر گنجی؟ …

* حسن باطبی؟ …

*ابوالحس بنی صدر؟ …

*امید57 ؟ …

* نیاز توکلی ؟ …

*محمدرضا پهلوی؟ … مسئول امور خارجه و مشاور سیاسی

*میرحسین موسوی؟ … مسئول امنیت مناطق آذری زبان و مشاور امنیت داخلی

*الله بقراط؟ … مسئول اخبار و تحلیل های سیاسی و اجتماعی

*مریم رجوی؟

*مسعود رجوی ؟ … (آوردن نام این دوتن فقط به دلیل ایرانی بودنشان است و اینکه حالا، پس از تمام آن “قدرت بازی ها”، می خواهند چه کنند؟ به شیوه ی خودشان کشور را اداره کنند و یا اهل همکاری با باقی ایرانیان هستند؟

*شیخ مهدی کروبی (مسول امور لرستان و مشاور امنیتی!) …

*مهرانگیز کار ؟ …

*دکتر مسعود ؟ مسئول آموزش پزشکی کشور …

*دکتر مهین ؟ مسئول امور تحقیقات علمی …

*محسن خاتمی : مسئول ارتباطات جمعی (با تقدیم این طرح “آری” خود را پیشاپیش داده!)

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.